<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364</id><updated>2011-12-04T13:08:20.713+03:30</updated><category term='محمد محمد لو'/><category term='پیشه وری'/><category term='زبان مادری'/><category term='امیر شکری'/><category term='خوجالی'/><category term='مجوز'/><category term='آتش سوزی'/><category term='داشناک'/><category term='تراکتورسازی'/><category term='کریمی'/><category term='تراکتور'/><category term='فوتبال'/><category term='استیل آذین'/><category term='غلامرضا امانی'/><category term='آیدین تقی پور'/><category term='تراختور'/><category term='اصفهان'/><category term='تبریز'/><category term='نوید مشکات'/><category term='داوری'/><category term='ارمنی'/><category term='فرهنگی'/><category term='مس کرمان'/><category term='ترکی'/><category term='بخت آور'/><category term='بارسلونا'/><category term='سپاهان'/><category term='ایروان'/><category term='21 آذر 1325'/><category term='خاماچی'/><category term='کتاب ترکی'/><category term='نود'/><category term='فرهنگ'/><category term='شفق'/><category term='مدینه قاسمی'/><category term='عادل فردوسی پور'/><category term='نماینده مجلس'/><category term='جواد رمضان'/><category term='توهین'/><category term='نوید مشقات'/><category term='اردبیل'/><category term='تدریس زبان ترکی در مدارس'/><category term='آذربایجان'/><category term='تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان'/><category term='زبان'/><category term='هواداران تراکتورسازی'/><category term='قره باغ'/><category term='فرقه دموكرات آذربايجان'/><category term='29 بهمن'/><category term='بازار تبریز'/><category term='سعید متین پور'/><category term='جنبش سبز'/><title type='text'>آذربایجان روز</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><link rel='next' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default?start-index=101&amp;max-results=100'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>362</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-362336181805094911</id><published>2010-07-07T20:28:00.000+04:30</published><updated>2010-07-07T20:28:35.761+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><title type='text'>تركهاي سومر، بانيان تمدن بشري</title><content type='html'>&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="right"&gt;به گواه تاريخ، منطقه غرب ايران ، خصوصا آذربايجان ، مهد تمدن بشري بوده است ولي متاسفانه شوينيسم فارس به علت كينه توزي با تاريخ ايران باستان، و ترس از اينكه، برملا شدن حقايق آن، پوچي و دروغ بودن ادعاي آنان مبني بر وجود تمدن پوشالي 2500 ساله آريايي/ پارسي در فلات ايران را ثابت خواهد کرد، لذا از نشر حقايق مربوط به آن شديدأ ممانعت کرده، و با وقاحت تمام تمدن هاي درخشان قبل از هخامنشي را بي اهميت و قبل از تاريخ مي نامند. لازم به ذکر است که در همه جاي دنيا به دوران قبل از اختراع خط توسط سومرها، يعني تقريبا 6000 سال قبل، دوران قبل از تاريخ ميگويند، ولي در ايران شوينيسم فارس 2500 سال را مرز بين دوران قبل و بعد از تاريخ معرفي ميکند تا توجه مردم به سوي تمدن هاي باستاني فلات ايران جلب نشود. اين عمل زشت و غير انساني، خيانت بزرگي است كه قومگرايان فارس به ايرانيان در کل و خصوصا به آذربايجاني ها که وارثين واقعي تمدنهاي قوتتي ها، ايلاميان، سومريان، ماننا ها، مادها، اورارتوها و. . . ميباشند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آثار و نشانه هاي فراواني از تمدن هاي قديم آذربايجان به صورت صدها تپه تاريخي هزاران ساله در همه جاي آذربايجان پراكنده هستند و به امان خدا رها شده اند. دزدان و قاچاقچيان آثار باستاني، با تشويق اشخاص ضد آذربايجاني داخل حكومت، که خودشان نيز در اين دزديها و فروش اين آثار دست دارند، در آنجا ها بدون هيچ ممانعتي به غارت آثار باستاني آذربايجان مشغول هستند و آنچه هم از غارت دزدان در امان مانده توسط حاکميت شوينيستي فارس به بهانه هاي مختلف تخريب ميشوند و نمونه بارز آن تخريب ارگ عليشاه و محوطه تاريخي مسچد کبود در تبريز ميباشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عده زيادي از محققين سرشناس، مثل آرتور كسيت، هنري فيلد و ... آذربايجان را سرزمين ظهور انسان متفكر و مهد جامعه متمدن ميدانند. &lt;br /&gt;سومريان كه امروزه بانيان تمدن بشري شناخته ميشوند اقوامي التصاقي زبان، با زباني خيلي نزديک به ترکي امروزي، بودند كه بعد از مهاجرت از آسياي ميانه و سكونت چند صد ساله در آذربايجان به بين النهرين كوچ كردند و با اطمينان ميتوان سومرها را اجداد آذربايجاني ها و تمدن آنها را شاخه اي از تمدن باستاني آذربايجان به شمار آورد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چون تمدن سومر رابطه و خويشاوندي تنگاتنگي با تمدن هاي آذربايجان باستان قوتتي، هوري، آراتتا، ماننا، اورارتو، ماد، دارد و خود شاخه اي از تمدن باستاني آذربايجان شمرده ميشود، لذا مطلب را با بحثي كوتاه در مورد تاريخ سومرها ادامه ميدهيم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سومرها شاخه اي ازاقوام آسياني اورال ـ آلتائيک بودند كه در حدود 6000 سال قبل از ميلاد، همراه با اقوام خويشاوند خود، هوري ها، ايلاميان، و. . . از آسياي ميانه كوچ كرده و دولتهاي مقتدري را در ايران، آناتولي و بين النهرين ايجاد كردند. آثار باقيمانده از اقوام نامبرده نشانگر آن است که، همه آن تمدن ها داراي منشاء مشترک بوده و يك حوزه تمدني مشترك را تشكيل ميدادند و اقوامي كه آن تمدن ها را بنا نهاده بودند، داراي ريشه نژادي، زباني و فرهنگي مشترك بودند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جغرافياي ارضي سومرها شامل بين النهرين، شمال غرب خليج کنگر ( خ. فارس ) امروزي و غرب خوزستان امروزي بود. البته برخي از تاريخدانان، سومرها، اجداد ترکان را، نه مهاجر، بلکه بوميان اصيل بين النهرين ميشمارند و عقيده دارند که، بعدها در طول اعصار به آذربايجان، آسياي ميانه و. . . پخش شده اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سومريان در كتيبه هاي سومري بصورت واضح اشاره ميكنند كه، از كوههاي شمال و شمال شرق ايم كورا، ايم= شمال_شرق، كورا= كوه به بين النهرين آمده بودند. سومرها خودشان خود را " کارا کل" يعني سياه سر ميناميدند، نه سومر. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سومرها در حدود 5500 سال قبل از ميلاد از اقوام هم نژاد و همزبان خود در آذربايجان يعني هوري ها، سابيرها سوبار ها، قوتتي ها، لولوبي ها، آذ ها، جدا شده و به بين النهرين كوچ كرده و در آنجا اولين تمدن مدني بشري را بنا نهادند. سومر ها تمدن هاي شهري ur، Mari، uruk، nippur، kish، را در حدود 4500 سال قبل از ميلاد بنا نهاده بودند. سومرها به عنوان اولين قانونگذاران بشريت بشمار ميروند و از Dungi پادشاه اور و نيسابا و اورو كاجينا شاه لاقاش 2600 سال قبل از ميلاد مجموعات عظيمي از قوانين به جاي مانده كه مربوط به همه مسائل زندگي ارث، خريد و فروش، مجازات مامورين دولتي متهم به رشوه خواري، قوانين حقوقي زنان، ميباشند. بعدها حمورابي شاه سامي بابل دستور داد تا آن قوانين را جمع آوري کرده و بر روي لوحه هاي سنگي بنويسند، كه امروزه تحت نام " قوانين حمورابي" معروف هستند." ( منبع 3 ) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تمدن سومري بر پايه سيستم دولت ـ شهري بنا گشته بود، هرچند که پايه اقتصادي آن بيشتر بر کشاورزي استوار بود، تا به صنعت. در هزاره سوم قبل از ميلاد، سرزمين سومر تقريبا داراي 13 شهر بود و هر شهري با دهات زيادي احاطه شده بود. جمعيت شهرهاي سومري تخمينأ بين 10- 50 هزار نفر بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولين دولت سومري که در تاريخ ثبت شده است، توسط etana، حاکم شهر " کيش"، در 3000 سال ق. م. تاسيس شد. لوحه هاي سومري از او به عنوان شاهي که براي مردم ثبات و رفاه به ارمغان آورد، ياد شده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حکومت سومر بعدأ به دست حاکمان شهر اوروک "uruk" افتاد. شاهان معروف سلسله اوروک عبارتند از: enmerkar، lugalbunda، gilgamish ، dumuzi، شاهان اين سلسله افرادي مدبر و شجاعي بودند و کارهاي شجاعانه و خارق العاده آنها الهام بخش حماسه سرايي هاي زيادي در بين شعرا و نويسندگان آن دوره سومر شده است، حماسه معروف گيل قاميش نيز مربوط به اين دوران است. اين دوره، يکي ازعصرهاي طلايي ادبيات و شعرنويسي سومر بشمار ميرود." ( منبع 2 ) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از سلسله اوروک، به ترتيب حکومت بدست سلسله هاي شاهي شهرهاي " Ur " و "Lagash " افتاد. در حوالي 2350 ق. م. سارگون حاکم سامي شهر Agade Akkad، حاکم بر سومر شد و به همراه آن زبان اككديان در کنار زبان سومري رسميت يافت. سارگون شاه اككد حكومت خود را تا مناطق دور دست در شمال و غرب گسترش داد و بارها برعليه قوتتي ها در آذربايجان و ايلاميان لشكر كشي كرد. بدستور سارگون قوانين و نوشتجات سومري به زبان سامي ترجمه شده و در معبد "ائرئخ" نگه داري شد. بعدها آشور بني پال از اين نوشته ها نسخه برداري كرده و به آشور برد و به اين صورت قوانين و نوشتجات سومريان در بين اقوام مختلف پخش و نگهداري شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در لوحه هاي سومري، از افتادن قدرت به دست سامي ها بعنوان اولين فاجعه ياد شده است. در دوره اکدي ها، نارام سين، نوه سارگون ٫به دلايل نامشخصي، به شهر مذهبي سومرها "نيپور" حمله و معبد بزرگ آنجا را غارت کرد. منابع سومري از آن بعنوان دومين فاجعه سومرها نام برده اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از جنگهاي متوالي در سال 220 ق. م. قوتتي هاي آذربايجان، شهر اککد، پايتخت آککدها را گرفته و ويران کردند و سلسله اککديان در سومر را برانداختند. قوتتي هاي آذربايجان 91 سال درسومر حکومت کردند ولي چون قوتتي ها در تمدن و شهرنشيني در مقايسه با خويشاوندان سومري خود، در سطح پائيني قرار داشتند، لذا با گرفتن خراج و رشوه از بزرگان سومر، اداره تمام امور سومر را به عهده خود سومرها گذاشتند. هر شهر سومري طبق روال سابق شاه سومري خود را داشتند و رهبر قوتتي ها که در شهر بابل ساکن بود، شاه شاهان سومر شمرده ميشد. بدليل همزباني و خويشاوندي بين قوتتي ها و سومرها، حمله قوتتي ها کمکي بود براي سومرها، تا بتوانند در سايه حاکميت قوتتي ها موفق به ترميم و بازسازي زبان و فرهنگ خود که در طول حاکميت 150 ساله سامي ها مورد تعارض قرار گرفته بود، بشوند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Gudea حاکم سومري شهر "اور" در همکاري با قوتتي ها، موفق شد دوباره يک سلسله سومري را در اور تاسيس کند، با اينکه از لحاظ سياسي تحت سلطه قوتتي ها بود. او يکي از شاهان معروف سومر ميباشد و مجسمه هاي زيادي از او پيدا شده است. در نهايت، Utu-Hegal، حاکم سومري شهر Umma، موفق شد که به حاکميت قوتتي ها در سومر پايان داده ودر سال 2109 ق. م. دوباره يک سلسه سومري حاکم بر کل سومر را تاسيس کند. اين بار سومرها بر عكس حاكميت قبلي شان جنگهاي طولاني را با ايلام و لولوبي ها داشتند" ( منبع 2 ) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Ur-Namma از شاهان بعدي سومر، معروفترين رفورميست تاريخ سومر ميباشد که سومين سلسله شاهي "اور" را بنا نهاد 1950 - 2050 ق. م. او اولين "کتاب قانون" در تاريخ بشريت را وضع کرد و طبق نوشتجات سومري، او شاهي هنرمند، قانونگذار، عدالت خواه بود که به حقه بازي، کلاهبرداري، ظلم ثروتمندان به فقرا و. . در کشور خاتمه داد." ( منبع 3 ) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;Shulgi فرزند "اور ـ ناما" نيز از شاهان معروف و خوشنام سومر ميباشد. او علاقه وافري به هنر، شعر و موسيقي داشت. او در شهرهاي "نيپور" و "اور" مدارس زيادي را ساخت و اکثر 800 هزار لوحه سومري که تا به حا ل پيدا شده اند، توسط تربيت يافتگان اين مدارس نوشته شده است. شولگي 50 سال حکومت کرد و در دوره او شعرا و نويسندگان در تمجيد از او با هم رقابت ميکردند. در يکي از اشعار از او بعنوان شاهي که "همه لذات زندگي را براي مردم سومر فراهم کرد" ياد شده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;43 سال بعد از مرگ اين شاه، دربيست و پنجمين سال حکوت نوه او، Ibbi- sin، سومر مورد حمله ايلاميان از شرق و ايلات بيابان نشين سامي" آموريها " از غرب شد. بدليل خيانت ژنرالهاي سومري. "ريم سيم" شاه ايلام، موفق به فتح شهر "اور" شده، شاه سومر را به اسيري گرفته و هيکل خداي سومر "نه نه" را به ايلام برد. ايلاميان 60 سال بر سومر حكومت كردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين واقعه باعث ضعف تدريجي سومرها و قدرت گيري دوباره سامي ها شد، بطوري که چندين دهه بعد، در دعوا بر سر حاکميت بين سومرها و سامي ها، حمورابي، حاکم آموري بابل، با شکست دادن Rin-Sin، رقيب سومري خود، حکومت بين النهرين را بدست گرفت. سال به حکومت رسيدن حمورابي، 1750 ق. م. پايان دوره باستاني سومر و شروع دوره اي که به " تمدن بابل" معروف است، ميباشد. عده اي از سومرها که نميخواستند زير حاکميت سامي ها زندگي کنند، بتدريج به آذربايجان و آسياي ميانه برگشتند و آنهايي هم كه باقي ماندند به مرور زمان در بين سامي ها حل شدند، ولي فرهنگ و مدنيت سومرها در طول قرنها پايه اصلي تمدن بابل بود. فرهنگ، خط و زبان سومري تا قرنها بر بابل حاکم بود و اکثر کتيبه هاي شاهان بابل تا قرنها به خط و زبان سومري نوشته ميشد." ( منبع 2 ). در زبان عربي صدها کلمه با منشاء ترکي وجود دارد که مستقيمأ از زبان سومري داخل زبانهاي سامي قديم، و از آنها نيز به زبان عربي امروزي رسيده است، مثلا کلمه"يتيم"، "متين" و ...، کلمه "مته، ماتان"، درترکي قديم به معني محکم ميباشد. تمدن بابل ادامه تمدن سومر بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زندگي اجتماعي، سياسي، مذهبي و اقتصادي سومرها با قوانين و مقررات پيچيده اي بر اساس عدالت و قانون تنظيم شده بود. طبق ميتولوژي سومرها، جهان هستي تحت کنترل دقيق يک دسته خدايان، که جسما شبيه انسانها ولي داراي قدرت مافوق طبيعي بودند، اداره ميشد. بزرگترين خداي سومر "dingir" بود، که در زبان ترکي امروزي tengri و تانگري تلفظ ميشود. از ديگر خدايان مهم سومرها، An خداي آسمان، " Nanna "، نه نه، مادر به ترکي خداي زمين، In-anna، اين آنا، خداي عشق و محبت بودند. بعدها سامي ها، بابلي ها و آشوري ها، In-anna خداي سومري را تحت نام ايشتر، ايستر" Ishtar " کلمه اي ترکي، به معني دوست دارنده، عشق و محبت، عبادت ميکردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در داستان حماسي گيل گمش يک كلمه تركي ميباشد و فرم اصلي کلمه "بيل گميش" ميباشد، كه قديميترين داستان حماسي شناخته شده بشري ميباشد، ارتباط و علاقه خيلي نزديك سومرها با آذربايجان، خزر و آسياي ميانه كاملا مشهود هستַ قهرمان داستان قيل گميش شاه و خداي شهر اوروک در سومر، براي پيدا كردن راز ابدي زيستن در سفري دراز و پر خطر، به پيش "اوتنا بيشديم" كه در وسط درياي خزر زندگي ميكند ميرود. او از آذربايجان رد شده و در داستان خيلي از مكان هاي جغرافيايي آذربايجان، مثلا كوه ميشو شمال مرند، درياچه اورمي، نام برده شده است و اينكه رمز جاودانه زيستن در وسط خزر بود و نه در خليج كنگر كه بغل دست سومرها بود همه نشان دهنده علايق ناگسستني آنها به آذربايجان وحوالي درياي خزر، كه منشأ شان از آنجا بود، ميباشد. سومرها با گذشت قرنها وطن اصلي خود آسياي ميانه و آذربايجان را هيچوقت فراموش نكرده بودند و حتي در تدفين مردگانشان آنها را به پهلو و رو به شمال شرق قرار ميدادند. به عقيده بعضي از تاريخ دانان، بعد از دومين باري که سومر ها حاكميت را در بين النهرين به سامي ها باختند، يعني در سال 1750 قبل از ميلاد، عده اي کثير از آنها به آذربايجان ، قفقاز و آسياي ميانه برگشتند. سومرها يي که به آذربايجان برگشتند در بين اقوام همزبان و هم نژاد خود در آنجا قوتتي ها، ساوير ها و. . . حل شدند و در تکامل بعدي تمدن آذربايجان سهيم شدند. مثلا حماسه قيل گميش سومري، هنوز هم با كمي تغيير، که نتيجه گذشت چند هزار ساله ميباشد، در حماسه كوراوغلي در بين ملل ترك، خصوصا آذربايجان، زنده هست" ( منبع 3 ) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اولين باستانشناساني که لوحه هاي سومري را در قرن اخير ترجمه کردند، تاريخدانان يهودي بودند. آنها طبق رسم مرسومشان در تاريخنويسي رعايت بيطرفي را نکرده و با دروغگويي سعي کردند که سومرها را سامي و يهودي معرفي کنند. يهوديان، که اکثر مراکز تاريخشناسي دنيا را قبضه کرده اند، هميشه سعي ميکنند که تاريخ تمدن هاي مختلف خاورميانه و آسياي ميانه را طوري جعل کنند که حقايق و حوادث تاريخي افسانه هاي تورات را تائيد بکنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعدها دانشمتدان و زبان شناسان بيطرف با ترجمه و بازخوني الواح سومري، ادعاي دروغين يهوديان را افشا کرده و ثابت نمودند که، زبان سومري هيچ ارتباطي با زبانهاي سامي و هندواروپايي نداشته و فقط با زبان ترکي خويشاوندي دارد، و لذا زبان سومري را "پروتوترک"، يعني پيش ترکي ناميدند. البته تاريخنويسان يهودي دست از دغل بازيهاي خود برنداشتند و با تئوريهاي ديگري به ميان آمدند، از آن جمله: اينکه سومريان بانيان تمدن بشري نيستند بلکه اقوام سامي بنيان تمدن را گذاشته اند؟ و يا اينکه سومرها وارثي در دنياي امروزي ندارند و آنها کلا از بين رفته اند؟ و ... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يکي از اين تاريخدانان مشهور يهودي، که سومرشناس معروفي ميباشد، ساموئل نواح کرامر samuel noah kramer در کتابهاي مختلفش راجع به سومر ها عقايد ضد و نقيضي را ارائه داده است، کرامر در اثري که در سال 1956 در آمريکا چاپ شده " From the tablets of sumer" در بخش 22 نظريه اي خنده داري را ارائه ميدهد که عمق غرض و موضع طرفدارانه ايشان را نشان ميدهد، او در اينجا مينويسد که، تمدن سومر را يک قوم سامي يهودي؟ با کمک قوم پارس که 6 هزار سال قبل از ميلاد از منطقه فارس کنوني به بين النهرين آمده بودند، پايه گذاري کردند و سومرهاي وحشي در حدود 5 هزار سال ق. م. از آذربايجان کنوني به آنجا حمله کرده و تمدن آنها را مصادره کردند. البته اين تاريخشناس مشهور در همان بخش كتابش ياد آوري کرده است که، ايشان هنوز هيچ مدرکي براي اثبات تئوري خود پيدا نکرده است " ( منبع 1 ). لازم به ياد آوري است که همين يهودياني از قماش کرامر، همچون گيريشمن و. . .، و تاريخ کلأ جعلي فارسها را نوشته اند، زمان ورود آريائي ها به فلات ايران را 8 صد سال ق. م. نوشته اند، و هيچ مدرک تاريخي آشوري، بابلي، ايلامي و. . به تاريخي ديرينتر از 600 ق. م. اشاره نکرده است. لذا نظريه کرامر در مورد سومر واقعأ افتضاح و پررويي بيش از حد بود و لذا ما در نوشته هاي بعدي اين سومر شناس ميبينيم که مجبور به اعتراف شده و نوشتجات قبلي اش را نقض ميکند؛ مثلا در کتاب " Inanna ، Queen of Heaven and earth" 1983، صفحه 130، بطور واضح مينويسد که زبان سومرها فرم قديمي زبان ترکي بود و تصديق ميکند که سومرها پايه گذار تمدن بشري هستند." ( منبع 2 ) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مهمترين جشن هاي رايج در ايران امروزي نوروز، مهرگان ، شب يلدا و ַַַ نيز يادگارهاي هستند از سومر ها، به عقيده دانشمندان و تاريخ دانان براي مثال محقق مشهور امريكايي Charles Berlitz در كتاب"مثلث اژدها" و C. F Jean در كتاب"ReligionsumerianeLa" ، و پروفسور S. N. Kramer در كتاب"Mesopotamien، new" اين جشن ها اصلا از زمان قبل از مهاجرت سومريان از آسياي ميانه در بين آنان و اقوام خويشاوندشان در آنجا رايج بود و با مهاجرت آن اقوام به قفقاز، آنادولي، آذربايجان ، غرب ايران و بين النهرين اين رسم و رسوم را همراه خود بدانجا ها نيز بردند و بازماندگان آنان در آسياي ميانه تركان بعدي نيز از شمال چين تا شرق درياي خزر هميشه اين مراسم را بجا آورده اندַ اين جشن ها براي اولين بار در اواسط دوران امپراتوري سلجوقيان بزرگ شروع به رايج شدن در بين اقوام تاجيك، تاتفارس و كرد، كرد. متاسفانه اين جشن ها نيز از كينه توزي و تحريفات شوينيسم فارس در امان نمانده و پان فارس هايي كه از راه فرهنگ دزدي مشغول هويت سازي براي قوم موهوم آريا هستند اين جشن ها را نيز بي شرمانه بدون هيچ مدركي با استناد به افسانه هاي شاهنامه به خود منسوب كرده و پيام عشق و صلحي را که اين عيد ها پيام آور آن هستند را، به نفرت و نژادپرستي آريايي شان آلوده کرده اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امروزه هم اگر منصفانه نگاه کنيم، ميبينيم که جشنهاي باستاني مثل تموز بايرامي = نوروز، چيله گجه سي = شب يلدا، چارشنبه بايرامي = چهارشنبه سوري و. . . در داخل جغرافياي آذربايجان و مردم ترک آنجا؛ پررنگتر، متنوع تر و با شکوه تر از هر جاي ديگر، جشن گرفته ميشود و اين نشاندهنده رابطه کهن و عميق ترکان با تمدني است که اجداد سومري آنها پايه گذاري کرده بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سومرها به عنوان بانيان تمدن بشري، خدمات زيادي را به بشريت کرده اند. از جمله كارهاي مهمي كه سومريان براي بشريت كرده اند: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آفريدن قانون و اولين بانيان حقوق بشر، اداره جامعه بر اساس قانون، اختراع چرخ، پايه و اساس علوم و صنايع مختلف را گذاشتند كه بعدا توسط ديگران تكامل پيدا كرد، پايه و اساس شيمي، رياضيات، داروشناسي و ... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تقسيم هر شبانه روز به 24 ساعت و هر ساعت به 60 دقيقه و هر دقيقه به 60 ثانيه، كشف و به كار گرفتن انواع فلزات، اشعار و داستانهاي سومر که از لوحه هاي سومري بازخواني شده، نشان ميدهد که پايه ادبيات را نيز آنها گذاشتند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اختراع خط اول هيروگليف و بعدا خط ميخي از كارهاي ديگر سومريان هست، داريوش هخامنشي 3500 سال بعد، با استفاده از همان خط ميخي اختراعي سومرها كتيبه هاي خود را به سه زبان ايلامي، اكدي و پارسي نويساند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنر پيکر تراشي، معماري را بنيان گذاشتند و هنر ساختن مهرهاي استوانه اي را آفريدند، که با هنرمندي بي نظير با اشکالي خيلي ظريف حکاکي شده بودند و بعد از كشيدن آن بر روي لوحه گلي، اشکال آن در کليت ديده ميشد، اين هنر بعدها در بين مصري ها و يوناني ها نيز پخش شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سومر ها براي اولين بار در تاريخ، براي اداره کشور مجلس شورايي ايجاد کردند، که از دو تالار، تشکيل شده بود، يکي محل ريش سفيدان و ديگري محل جوانان بود. ايجاد سيستم قضايي پيشرفته که براي اولين بار مجرمين بر اساس قانون دادگاهي ميشدند. در هر جلسه دادگاه در سومر، 4 قاضي همزمان شرکت ميکردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ساحه فلسفه و مذهب نيز سومرها خدمات زيادي را به بشريت کردند. طرز آفرينش انسان، عقيده به دنياي زيرين، قيامت، طوفان نوح، جدايي روح از جسم و انتقال آن به دنياي زيرين به هنگام مرگ، عقيده به خير و شر، روشنايي و تاريکي و. . .، همه تفکرات فيلسوفان سومري بود که بعدها در بين اقوام سامي پخش شده و الهام بخش کتب مذهبي يهوديان، مسيحيان و مسلمين شده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حضرت ابراهيم ساکن سومر بود، که در سال 2050 ق.م. از آنجا کوچ کرد، يعني زماني که سومرها بعد از بدست گرفتن دوباره حاکميت سومر، به سامي ها خيلي فشار ميآوردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پروفسور woolley كه از طرف دانشگاه پئنسيلوئييا و موزه بريتانيا بعنوان رئيس هيت كاوشگري در شهر اور بدانجا فرستاده شده بود بعد از سالها تحقيق مينويسد"خلق سومر در بين النهرين 2500 سال قبل از مصريان تمدن بشري را بنا نهادند" وي فرضيه قديمي بودن تمدن مصر را با مدارك قطعي طرد كرده و مي نويسد" سومريان در 3500 سال قبل از ميلاد مراحل پيشرفته تمدن را پشت سر گذاشته بودند و به مصر، آسياي صغير، يونان، آشور و غيره راه تمدن را نشان داده بودندַ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;لئو پووانت از سومر شناسان معروف مينويسد: از 3000 سال ق م تمدن درخشان شهرهاي سومري سامي ها را از شبه جزيره عربستان به خود جذب كرد و آنها بتدريج بخش عمده اي از جمعيت سومر را تشكيل دادند و از 2350 ق م توانستند حاكميت سومر را به مدت 150 سال بدست بگيرند. اكدها وقتي كه سومرها در 2109 ق م دوباره حاكميت را به دست گرفتند شديدا با سامي ها بدرفتاري كرده و در نتيجه عده اي از آنها مجبور به مهاجرت به فلسطين و مصر شدند و تمدن سومر را با خود بدانجا ها بردند و بعدها تمدن مصر ، فنيقيه و تمدن يهوديان را بنا نهادند. يك عده اي نيز در كنار موصل، نينوا، ساكن شده و بعدها دولت آشور را ايجاد كردند. دو قبيله etrusk و سيكول نيز به طرف غرب كوچ كرده و در يونان، كرت، جنوب ايتاليا ساكن شده و تمدنهاي اوليه آن سرزمين ها را به وجود آوردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رنه گروسه فرانسوي معتقد هست كه سومريان بدون شك تمدن خود را از مردم آذربايجان كسب كرده اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هروزني "B. Hrozny" دانشمند چك، كسي كه براي اولين بار موفق به قرائت و ترجمه لوحه هاي هيتي شد؛ آذربايجان را اقامتگاه ثانوي سومري ها ميداند ( جامعه بزرگ شرق، صفحه 161 ) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساموئل نوح كريمر سومر شناس معروف كه خيلي از لوحه هاي سومري را ترجمه كرده در كتاب "الواح سومري" صفحه 258 تاييد مي كند كه سومرها از آسياي ميانه و از طريق قفقاز به آذربايجان آمده، و بعد از سكونتي دراز مدت در آنجا، به بين النهرين مهاجرت کرده و در آنجا ساكن شدند. وي ادامه ميدهد: سومر ها در ايجاد تمدن آراتتا در آذربايجان و تمدن هاي باستاني درغرب ايران نقش بزرگي داشتند. آراتتا، 5000 ق م در آذربايجان زندگي ميكردند و بعدها از آنجا به بين النهرين کوچ کردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چارلز بارني عالم تاريخ شناس انگليسي بعد از تحقيق روي آثار پيدا شده از گورتپه و حسنلو در آذربايجان به اين نتيجه رسيده كه صنعت فلزكاري اولين بار در آذربايجان شكل گرفته است. ( مجله ميراث فرهنگي، سال3، شماره 5، ص 53 ) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باستان شناسان دامنه هاي جنوبي قفقاز را گهواره صنعت فلزكاري دانسته و تاييد ميكنند كه مواد اصلي در ساخت مفرع يعني مس و قلع در گنجه استخراج ميشده و معادن قلع 7000 ساله اين منطقه يادگار آن دوران هست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ساموئل هوك در كتاب "تاريخ اوسانه در خاورميانه" ريشه نژادي سومريان را با ساكنين قديم آذربايجان قوتتي ها، لولوبي ها، سابير ها، گيلانكاسپي ها و غرب ايران کاسسي ها، ايلاميان يكي ميداندַ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنري فيلد در كتاب "مردم شناسي ايران ، صفحه 175" سكونت سومر ها در آذربايجان و جنوب خزر را ثابت ميكند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پروفسور ذهتابي ( تاريخ قديم تركان ايران ، جلد 1 ) و محمد تقي سياه پوش ( پيدايش تمدن در آذربايجان ) نيز با تحقيقات خيلي ارزنده ثابت ميكنند كه خاستگاه سومريان آذربايجان بوده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فريتز هومئل "Hommel، Fritz"در ترجمه لوحه هاي سومري، بيش از 300 كلمه تركي پيدا كرد، كلماتي كه اكثرا به همان شكل قديمي اش در تركي امروزي هنوز هم به كار برده ميشود، و لذا هومئل با استناد به كشفيات علمي خود از كتيبه ها و لوحه هاي سومري، زبان سومري را به عنوان ريشه زبان تركي و "پروتو ترك" معرفي كرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"دل هايمزِ ، Dell Hyme" پژوهشگر و زبانشناس وابسته به دانشگاه شيکاگو در بخش انسان شناسي در رابطه با ارتباط رياضي بين زبانها تحقيقي انجام داده و 200 لغت انگليسي را در دو زبان "سومري و ترکي " مقايسه کرده است. او در پژوهش چاپ شده‌اش رابطه مشترک اين دو زبان را با مشابهت هاي لغوي موجود اثبات کرده‌است. به اين صورت که بعد از 2000 سال گسست از يک زبان مرده ريشه لغات در زبان ترکي امروزي زنده است و مورد تکلم واقع ميشود. اين همه حقايق و شواهد براي آن ذکر ميشود که نظريه هاي رايج در ايران در مورد زبان کنوني ملت آذربايجان مورد بررسي مجدد قرار گيرد. چرا که عدم امکان دسترسي به اطلاعات و نيز اعمال منافع سياسي سبب شده اند که يک موضوع مهم علمي در مورد خاستگاه زبان کنوني مردم آذربايجان مخدوش شود و دانش صحيحي به مردم داده نشود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کتيبه اي آشوري از سال 716 ق. م. اسم قديمي کوه "سهند" که در بين اهالي ماد ـ ماننا استفاده مي شد، کوه " او آ اوش" و منطقه کوهستاني نزديک آن " او ايش ديش" آمده است. اين دليلي ديگر بر همزباني سومرها و قوتتي ـ لولوبي ها ميباشد. در زبان سومري "o، u، او" به معني عدد 10 ميباشد که در ترکي امروزي همان کلمه بصورت"اون، on" استفاده ميشود. "ايش، ائش" در زبان سومري به معني عدد3 که امروزه نيز در ترکي به صورت" اوش" استعمال ميشود. "ديش" در زبان سومري به معني "دندانه" و در ترکي امروزي به معني"دندانه؛ دندان" هنوز هم استعمال ميشود. لذا معني" او ايش ديش" ذکر شده در کتيبه آشوري به معني" سيزده دندانه" ميباشد و امروزه بدان محل "بش بارماخ" ميگويند. ( تاريخ ديرين ترکان ايران، ص 874، پروفسور زهتابي ) &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در لوحه اي سومري از 2100 ق. م.، شاعره اي سومري، به نام " بيدا"، «به معني يگانه در زبان ترکي باستان"، در شعري که بخاطر فراق از پسرش که در "همدان" زندگي مي کرد، سروده است؛ به کلمات و اسامي " کؤر"، " آراز"، " همدان"؛ " ساز"، "تار"، "غم"، "ايل"، " آي"" آد" به همان صورت که امروزه در ترکي آذري رايج است، در آن شعر بکار برده است. پروفسور تاريف آذرتورک، چارلز بارني، كوردون چايلد، هنري فرانكفرت و م. تقي سياهپوش ( پيدايش تمدن در آذربايجان ) معتقد هستند، كه سومرها موقع آمدن به بين النهرين كاملا به علم فلزكاري مجهز بودند و فلزات همراه آنان نه فقط شامل طلا و مس بود، بلكه شامل مفرع حقيقي نيز بود، اجداد آنان جايي ديگر، ( كه قطعا آذربايجان بود، چونكه آنجا نخستين پايگاه فلزكاري و گهواره اين صنعت شناخته شده است )، ياد گرفته بودند كه مس و قلع را ذوب كنند و مفرع بدست آورند، چون در سومر چيزي جز گل وجود نداشت. سومريان در طول حکومتشان در سومر ارتباط تنگاتنگي با همنژاد هاي خود در آذربايجان داشته و سنگهاي زينتي و مواد لازم براي صنعت فلزکاريشان را از اذربايجان تهيه ميکردند، در حماسه گيل قميش، در يکي از جنگها، گيل قميش با کمک دوست و همرزمش "enkidu" به جنگ "Huwawa" حاکم در کوهاي شمال، يعني آذربايجان، ميروند، تا با شکست دادن او که مانع رسيدن چوب جنگلي و سنگ هاي گرانقيمت به سومر ميشد، بجنگند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با مطالعه سير تکامل خط ميخي سومري، و با توجه به اين حقيقت تاريخي که، سومرها قبل از مهاجرت به بين النهرين، قرنها در آذربايجان زندگي کردند، ميتوان با قاطعيت گفت که تمدن سومري ادامه و شکل تکامل يافته تمدن قوبوستان آذربايجان بود. از تمدن قوبوستان، که قديمي ترين تمدن شناخته شده تاريخ بشريت ميباشد هزاران نوشته تصويري باقي مانده و سومرها بعدها اين خط تصويري را به خط ميخي تکامل دادند. پروسه اختراع خط هزاران سال طول کشيده است و سومرها يکدفعه آنرا اخترا نکردند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وابستگي و خويشاوندي زباني و فرهنگي بين مردم كنوني آذربايجان و سومرها خيلي قوي بوده و مورد تاييد اكثر تاريخدانان ميباشد و خيلي ها مثل" ف. هومئل" زبان سومري را پروتوترك مينامند. من فقط بطور خيلي مختصر به بخش كوچكي از اينها اشاره كردم، و در خاتمه مطلبي را راجع به يك نمونه از صدها مشترکات فرهنگي بين سومريان و تركان، اشاره كرده و مطلب را تمام ميكنم، آن هم صنعت موسيقي ميباشد اوزان ها و عاشيق ها در فرهنگ تركي جايگاه بخصوصي دارند و در كل تاريخ هزاران ساله تركان اوزان ها هميشه حضور فعالي در بين اقوام ترک داشته اند. فرهنگ، تاريخ، داستانها و حماسه هاي تركان را، اين نوازندگان خلقي، سينه به سينه با صداي دلنواز سازشان زنده نگه داشته اند. قديمترين ساز تركي كه تا حال پيدا شده در تركستان شرقي و منطقه اورومچي پيدا شده كه قدمتش به 400 سال قبل از ميلاد ميرسد، ولي قديمترين پيكره يك اوزان با سازش در دست مربوط به سومرها و در بين النهرين پيدا شده است و مربوط به 2400 ق م ميباشد، چيزي كه در نگاه اول، توجه بيننده را به خود جلب ميكند، اين هست كه كلاه، كمربند وشكل ساز، و مهمتر از آن طرز گرفتن ساز ايستاده و ساز را به سينه ميفشارد عينا شبيه اوزان هاي امروزي آذربايجان و جهان ترك هست. موسيقي اوزاني كه شاخص ترين و قديمي ترين هنر موسيقي آذربايجان و ساير ملل ترك تبار است، در هزاره هاي قبل از ميلاد در بين سومري ها و ايلامي ها رايج بود و نشانه هاي بعدي آن در هزاره اول قبل از ميلاد در بين ماننا ها، كانقا ها و بعد ها در بين اشكانيان ديده ميشود. خاستگاه اصلي و اوليه موسيقي اوزاني حوزه درياي خزر بوده و هنوز هم در آن حوزه رايج مي باشد. كتيبه هاي زيادي از سومر و ايلام به موسيقي اوزاني اشاره ميكنند، مثلا: در سال 2250 ق م "كوتيك ايشوسپناك" پادشاه عيلام به اوزان ها حقوق ميداد تا شب و روز در جلوي معبد خداي ايشوسپناك بنوازند ( دنياي گم شده عيلام صفحه 68 ). &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در سال 2150 ق م ، زمانيكه قوتتي هاي آذربايجان در بابل حكومت ميكردند" گوده" شاه سومري "لاقاش"، كه زير دست آنها بود، به سرپرست اوزان هاي شهر دستور ميدهد كه پرستشگاه اينانا نه نه، الهه سومري را با نواختن ساز پر از نواي شادي كنند ( تاريخ پيشرفت علمي و فرهنگي بشر، جلد 1، صفحه 558 ). آلات موسيقي زيادي، همچون کمانچه، ني، دهل، چنگ، قووال از سومرها پيدا شده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس ميبينيم كه علاوه بر زبان، موسيقي سومري نيز در بين تركان امروزي زنده هست. با توجه و تكيه بر آثار باقي مانده از سومر و تحقيقات وسيع سومر شناسان بطور قطعي ثابت ميشود كه سومر ها شاخه اي از تركان باستاني بودند كه درحوالي 5500 سال ق م همراه با ديگر اقوام باستاني ترك، هوري ها، قوتتي ها، سابير ها، لولوبي ها، كاسسي ها و ... از آسياي ميانه به آذربايجان كوچ كردند و سومر ها بعد از زندگي طولاني و تشكيل دولت در آذربايجان به بين النهرين كوچ كرده و با علم و دانشي كه از آذربايجان به همراه داشتند توانستند اولين تمدن بشري را بنا كرده و بزرگترين خدمات را به بشريت انجام دهند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تركان دنيا ، به خصوص تركان آذربايجان ، به عنوان وارثين حقيقي سومرها به آنان افتخار كرده و همچون فرزندان راستين آنها در راه صلح و خدمت به بشريت هيچ وقت كوتاهي نكرده اند. همچون اجداد سومريشان، آذر بايجاني ها نيز هميشه مقدم مهمانان و تازه واردين به سرزمينشان را گرامي داشته اند، هرچند که بعضي از آنها همچون ارمني ها و آشوري ها در اين اواخر، نمک را خورده و نمکدان را شکسته اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- 1956، From the tablets of sumer، samuel noah kramer &lt;br /&gt;2- 1983 Inanna ، Diane Wolstein، Queen of Heaven and earth" ـ، samuel noah kramer، ص 130&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-362336181805094911?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/362336181805094911/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/07/blog-post.html#comment-form' title='7 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/362336181805094911'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/362336181805094911'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/07/blog-post.html' title='تركهاي سومر، بانيان تمدن بشري'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-1398104019851952000</id><published>2010-06-13T09:32:00.000+04:30</published><updated>2010-06-13T09:32:51.234+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تدریس زبان ترکی در مدارس'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زبان مادری'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ترکی'/><title type='text'>نماينده مجلس:   اصل 15 قانون اساسي در برنامه پنجم بايد مورد توجه جدي قرار بگيرد</title><content type='html'>&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt; رييس مجمع نمايندگان آذربايجان شرقي در مجلس شوراي اسلامي گفت: اصل 15 قانون اساسي در برنامه پنجم توسعه کشور بايد مورد توجه جدي قرار بگيرد.&lt;/strong&gt;   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;"غلامحسين مسعودي ريحان" روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا، افزود: با توجه به اينکه اصل 15 قانون اساسي آموزش زبانهاي‏ محلي‏ و قومي‏ را در مدارس آزاد دانسته، پيشنهادي را به کميسيون آموزش مجلس ارايه و خواستار توجه جدي به اين اصل در تصويب لايحه برنامه پنجم شديم. &lt;br /&gt;وي با بيان اينکه اکثريت کساني که به زبان هاي محلي در سرزمين ايران صبحت مي کنند، توانايي خواندن و نوشتن زبان مادري خود را ندارند، تصريح کرد: اين امر ناپسند باعث مي شود که جوانان به دليل عدم آشنايي با فرهنگ محلي خود، به فرهنگ هاي بيگانه روي آورده و فرهنگ غني مناطق خود را فراموش کنند. &lt;br /&gt;مسعودي ريحان، با اشاره به توصيه مقام معظم رهبري مبني بر مقابله با تهاجم فرهنگي بيگانگان، گفت: بدون ترديد توجه دادن جوانان مناطق مختلف کشور به فرهنگ و زبان بومي خود يکي از راه هاي مقابله با فرهنگ کشورهاي بيگانه است که اين راه بايد از طريق آموزش زبان محلي در مدارس آغاز شود. &lt;br /&gt;وي افزود: اجراي اصل مسکوت مانده 15 قانون اساسي باعث مي شود جوانان مجذوب فرهنگ غرب نشده و بتوانند با اسطوره هاي علمي و فرهنگي خودشان آشنايي بيشتري پيدا کنند.&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-1398104019851952000?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/1398104019851952000/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/06/15.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/1398104019851952000'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/1398104019851952000'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/06/15.html' title='نماينده مجلس:   اصل 15 قانون اساسي در برنامه پنجم بايد مورد توجه جدي قرار بگيرد'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-473097444505231113</id><published>2010-05-04T21:49:00.002+04:30</published><updated>2010-05-04T21:49:40.701+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تراکتورسازی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='توهین'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مس کرمان'/><title type='text'>نجابت و بافرهنگی تا به کی؟</title><content type='html'>بعد از بازی تراختور و مس کرمان که همراه با شعارهای اهانت آمیز به آذربایجانیها بوده است، مدير روابط عمومي باشگاه تراكتورسازي در واكنش به اهانت هوادران مس كرمان به مردم آذربايجان گفت: شايد بعضي ها چشم ديدن هوادران بافرهنگ و باشعور آذربايجان را ندارند و مي خواهند با تحريك آنها جو خوب و سالم ورزشگاه يادگار امام (سهند) را بمانند ورزشگاههاي خود زشت و به دور از ادب نمايند. در برابر چنين اعمال زشتي چه مي توانيم بكنيم فقط اين را مي گوييم كه مردم آذربايجان مردمي نجيب و شكيباهستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما آقای مهدی شیرازی باید به این نکته هم دقت داشته باشند که نجابت و صبر آذربایحانیهای آذربایجانیها هم حدی دارد. آری ما بار دیگر در ورزشگاه سهند به مانند یک تماشاگر حرفه ای عمل خواهیم کرد، اما بعد از بازی لازم است که اعتزاض مسالمت آمیز در باره اهانت تماشاگران کرمانی به ملت ترک آذربایحان در بیرون از ورزشگاه برگزار گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اؤیرنجی&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-473097444505231113?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/473097444505231113/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/05/blog-post.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/473097444505231113'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/473097444505231113'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/05/blog-post.html' title='نجابت و بافرهنگی تا به کی؟'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-5817765754933436844</id><published>2010-04-07T09:14:00.001+04:30</published><updated>2010-04-07T09:16:06.100+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تراکتور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تراختور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><title type='text'>تقاضایی زنانه از هواداران تیم تراختورسازی</title><content type='html'>&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="right" class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: medium;"&gt;&lt;span style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: 14.5pt;"&gt;&lt;a href="http://tribun.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=99:1388-12-27-20-15-51&amp;amp;catid=55:azrbaycan-" title="blocked::http://tribun.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=99:1388-12-27-20-15-51&amp;amp;catid=55:azrbaycan-"&gt;&lt;span style="color: black;" title="blocked::http://tribun.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=99:1388-12-27-20-15-51&amp;amp;catid=55:azrbaycan-"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; text-decoration: none;" title="blocked::http://tribun.com/index.php?option=com_content&amp;amp;view=article&amp;amp;id=99:1388-12-27-20-15-51&amp;amp;catid=55:azrbaycan-"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Times New Roman&amp;quot;; font-size: x-small;"&gt;&lt;span lang="FA" style="font-size: 10pt;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" dir="rtl"&gt;&lt;table border="0" cellpadding="0" class="MsoNormalTable" dir="rtl"&gt;&lt;tbody&gt;&lt;tr&gt; &lt;td style="padding-bottom: 0cm; padding-left: 0cm; padding-right: 0cm; padding-top: 0cm;" valign="top"&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;span style="color: #999999; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: xx-small;"&gt;&lt;span dir="ltr" style="color: #999999; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: 7.5pt;"&gt;&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;tr&gt; &lt;td style="padding-bottom: 0cm; padding-left: 0cm; padding-right: 0cm; padding-top: 0cm;" valign="top"&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 10pt;"&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;سودابه  اردوان:&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_TAz8v3ZUhsk/S7wNJtinOLI/AAAAAAAAARk/4R_jHEPQuZM/s1600/untitled.bmp" imageanchor="1" style="clear: right; float: right; margin-bottom: 1em; margin-left: 1em;"&gt;&lt;img border="0" src="http://4.bp.blogspot.com/_TAz8v3ZUhsk/S7wNJtinOLI/AAAAAAAAARk/4R_jHEPQuZM/s320/untitled.bmp" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl"&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: xx-small;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: 8.5pt;"&gt;توضيح  :&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: xx-small;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: 8.5pt;"&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: #ff6600; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: xx-small;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: #ff6600; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: 8.5pt;"&gt;در  تمامي دنيا در سياهترين سالها نيز افكار روشن، جسورانه و ترقيخواهانه وجود داشته  است. آنچه بشر را در&amp;nbsp; عقب ماندگي نگهداشته، اين واقعيت تلخ بوده است كه نيروي مردمي  در مواقع زيادي نه به دنبال افكار روشن بلكه در هيبت ارتش و پشت جبهه سياهي به حركت  درآمده است. از اين جهت آذربايجان موقعيت قابل افتخاري داشته است كه مردم عادي نيز  در كنار ميرزا علي اكبر صابر، ميرزا جليل محمد قلي زاده، ميزا فتحعلي آخونداوف،  ازئير حاجي بيگلي، حيدرخان عمواوغلو، علي موسيو، شيخ خياباني و سيد جعفر پيشه وري  ايستاده است. در دوران متأخرتر، اقبال جوانان از نسل صمد بهرنگي مرضيه احمدي  اسكويي، پيوستن مردم به جنبش ضدولايت فقيه در اولين ماههاي بعداز انقلاب 1357، شركت  همزمان همه نسلهاي آذربايجان در قورولتاي هاي سالانه ملي در قلعه بابك و همين چند  روز پيش ابتكار تاريخي حركت مردمي براي نجات درياچه اوروميه از نابودي قابل ذكر  است. اينك تنها چند هفته بعداز تقاضاي صميمانه روشنفكر آذربايجاني خانم  &amp;nbsp;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;سودابه  اردوان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt; از تراختورچيهاي آذربايجان، شاهد ابتكار تاريخي  جوانان آذربايجان براي نمايش درايت و رشد روحيه تساوي طلبانه و بينش دموكراتيك،  هستيم. (پايان توضيح) &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="color: #0070c0; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: xx-small;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: #0070c0; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: 8.5pt; font-weight: 700;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: #0070c0; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: 8.5pt; font-weight: 700;"&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;اولین اقدام درست این است که عدالت جویان و قهرمانان  به استادیوم ها بیایند و یک تصمیم جدی و جمعی بگیرند و در مسابقه بعدی همسران،  مادران، خواهران و دختران خود را برای تماشا و لذت بردن از مسابقه فوتبال همراهی  کنند. پنجاه هزار نفر با یک تصمیم بزرگ به بالای صدهزار نفر خواهد  رسید...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;من به  عنوان یک زن آذربایجانی اخبار مربوط به آذربایجان را دنبال می کنم. طرفداران تیم  تراختورسازی موجودیت خود را به عنوان تماشاگرانی استثنائی در عرض چند سال اخیر به  دنیا نشان داده اند. بسیاری تحت تأثیر این نیرو و همبستگی قرار گرفته اند، آنها را  ستوده اند و یا در حسرت نداشتن چنین تماشاگرانی به آنها رشک برده  اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 10pt;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;من که خود در تبریز متولد و بزرگ شده ام و جریمه ترکی حرف زدنم را در  کلاس اول دبستان پرداخت کرده ام بخوبی میدانم که این همبستگی ریشه ای عمیق در تحمل  ستمی تاریخی و مشترک در عرض سالیان دراز دارد. از طرف دیگر تاریخ پر افتخار  آذربایجان سرشار از قهرمانی ها و مبارزه با بی عدالتی ها را با عشق به فرهنگ غنی و  زبان مشترک در هم آمیخته و روحیه خاصی را به مردم آذربایجان بخشیده است. در مقابل،  جامعه خفقان زده ما چه در رژیم پهلوی و چه در دوران سیاه جمهوری اسلامی سعی کرده  است هر کنش مترقی انسانی را در نطفه خفه کند. اما هر بار در مقاطع خاص تاریخی این  شور و اشتیاق به آزادی و رهایی به بیرون فوران کرده و جنبش های مردمی و  آزادیخواهانه ای را بوجود آورده است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 10pt;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;همه میدانند که احساسات انسانها ریشه در زندگی واقعی شان دارد از آنچه  ظلم و بی عدالتی است به فغان می آیند شعر می گویند ترانه می سرایند، فریاد می کشند  و انقلاب می کنند. مردم حقوق پایمال شده شان را می خواهند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 10pt;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;طرفداران تیم تراختورسازی با انرژی بی پایان خود در جامعه ای خفقان زده  و مستبد پیام خود را، هویت لگد مال شده خود را فریاد می زنند. باید گفت اگر آنها  فقط در رابطه با تشویق تیم محبوبشان شان چنان شور و انرژی را به نمایش می گذارند  خوشا به حال آن روزی که نوبت گرفتن حقوق حقه پایمال شده شان فرا  برسد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 10pt;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;آذربایجانی ها با زبان بی زبانی جمهوری جهل و جنایت را مورد خطاب قرار  داده اند،اعتراض می کنند و وجود مستقل خود را و هویت پایمال شده شان را گوشتزد می  شوند. هر چند این حمله نیست این فقط غرشی از یک شیر نشسته است. این ها فقط تمرینی  است از جمعیت صد هزار نفری برای یک حرکت چند میلیونی آنهم نه برای فوتبال بلکه برای  حقوق انسانی از دست رفته شان و برای دادخواهی هزاران انسان فرهیخته که بدست  جنایتکاران جمهوری اسلامی در عرض این سال ها کشته و یا شکنجه شده اند و مهمتر از  همه تصفیه حساب با دشمنان مردم.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 10pt;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;اما قبل از آنکه به این آرزوی بزرگ دست یابیم، قدم های بیشماری است که  باید برداشته شود. دیدن این همه شور و انرژی و عدالت جویی در میدان فوتبال برای من  سوالی پیش می آورد: چرا دراین شور و هیجان عدالت خواهانه با همسران، مادران،  خواهران و دختران خود شریک نمی شوید؟ مطمئنأ آنها هم به اندازه شما فوتبال می فهمند  و از آن لذت می برند. اصلأ وقتی تب فوتبال، هیجان و شادی اش فقط مردانه می شود  احساس ناراحتی نمی کنید؟ این نظم تبعیض آمیز را چه کسی بر علیه زنان بنا نهاده؟  لحظه ای خود را بجای آنان بگذارید یک دقیقه تحملش نمی کنید این همان حقوق نابرابر  است.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 10pt;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;در کشوری که من زندگی می کنم یعنی سوئد زنان تیم فوتبال خود را دارند هم  مسابقه می دهند هم در شادی ها و غم هایش و هم در بحث هایش شریک هستند.این روال  آنچنان جا افتاده است که کسی حتی نگاه کج به دیگری نمی کند.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt; جمع شدن صد هزار نفر  برای تشویق تیم فوتبال با تمامی مختصاتش اما همه از جنس مرد ناهنجاری آشکار آن  جامعه را به اثبات می رساند؟ در جامعه ما با استفاده از قوانین مرد سالارانه زنان  را حذف کرده اند با توجیهات مذهبی، اخلاقی و یا سنتی. این حذف در ساده ترین فعالیت  اجتماعی مثلا در ورزش که لازمه سلامتی روحی و جسمی انسان ها است بوضوح خود را نشان  می دهد. زنان را با خشونت تمام به کنج خانه ها می رانند، از فعالیت اجتماعی منع می  کنند و نیروی شان را بدون هیچ دستمزدی به خدمت مرد ها در می آورند. خوشبختانه ما می  بینیم که زنان ما به این راحتی به این تبعیض غیر انسانی تن نداده اند و به هر سختی  که شده مقاومت می کنند و در آینده هم نه تنها تن نخواهند داد بلکه این مبارزه بحق  بیشتر خواهد شد و ما شاهد تنش ها و حرکت های بزرگتری بر علیه این تبعیض خواهیم  بود.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt; اماچه خوب است که هشیار باشیم قبل از آنکه زنان خود بر علیه این نا برابری  قیام کنند و حاکمان در قدرت را محکوم کنند و مردان خود را به حمایت و سکوت از این  تبعیض نابرابر متهم سازند به این موضوع فکر کنیم وبه حمایت از آن زنان یعنی نیمی  ازهموطنان خود بر خیزیم. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 10pt;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;اولین اقدام درست این ااست که عدالت جویان و قهرمانان استادیوم ها  بیایند و یک تصمیم جدی و جمعی بگیرند و در مسابقه بعدی همسران، مادران، خواهران و  دختران خود را برای تماشا و لذت بردن از مسابقه فوتبال همراهی کنند. پنجاه هزار نفر  با یک تصمیم بزرگ به بالای صدهزار نفر خواهد رسید. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 10pt;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;هر کدام از شما مردید و توانا، پر از حس مسئولیت نسبت به خود ودیگری.  یقینأ لیاقت و شایستگی رعایت شئونات اخلاقی را در این حرکت متحدانه خواهید داشت.  بیایید با این تصمیم بزرگ تابو شکنی کنید. همانند گذشتگانمان که زنان پا به پای  مردان در برهه های مهم تاریخی همگام با مردان در ساختن جامعه ای برابر مبارزه کرده  اند نه تنها در رابطه با تبعیض ملی بلکه در عرصه تبعیض جنسی نیز پیامی بزرگ را به  آزاداندیشان جهان و سیلی محکمی را بر تحجر اندیشان و ظالمان بدهیم. یادمان باشد که  همیشه یک کرده به ز هزار گفتار است. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 10pt;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: 12pt;"&gt;&lt;span style="font-size: small;"&gt;رنج تبعیض جنسی کمتر از رنج تبعیض ملی نیست. از عریکه مردانگی تان کمی  پایین بیایید و نیم دیگر انسان ها را که زنان هستند و فراموششان کرده اید با حقوق  پایمال شده شان ببینید. آیا به غیر از این است که رهایی انسان ها از تمام قید و بند  های ظالمانه و تبعیضات گوناگون به همکاری و مشارکت همه انسان های در بند نیاز دارد؟&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: small;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: 12pt;"&gt;  &lt;br /&gt;&amp;nbsp;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: small;"&gt;&lt;span lang="AR-SA" style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;; font-size: 12pt;"&gt;سودابه اردوان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;a href="mailto:soudabehsa@hotmail.com" title="blocked::mailto:soudabehsa@hotmail.com"&gt;&lt;span dir="ltr" title="blocked::mailto:soudabehsa@hotmail.com"&gt;soudabehsa@hotmail.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;span style="color: black; font-family: &amp;quot;Tahoma&amp;quot;;"&gt;&lt;a href="http://www.soodabe.com/" title="blocked::http://www.soodabe.com/"&gt;&lt;span dir="ltr" title="blocked::http://www.soodabe.com/"&gt;www.soodabe.com&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="MsoNormal" dir="rtl" style="margin-bottom: 10pt;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-5817765754933436844?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/5817765754933436844/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/04/blog-post_07.html#comment-form' title='7 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/5817765754933436844'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/5817765754933436844'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/04/blog-post_07.html' title='تقاضایی زنانه از هواداران تیم تراختورسازی'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_TAz8v3ZUhsk/S7wNJtinOLI/AAAAAAAAARk/4R_jHEPQuZM/s72-c/untitled.bmp' height='72' width='72'/><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-8728752531298427309</id><published>2010-04-04T18:46:00.000+04:30</published><updated>2010-04-04T18:46:03.793+04:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سعید متین پور'/><title type='text'>دکتر چهره قانلی با آرای خیره کننده سومین نفر برتر ایران در نظرسنجی؛ به کمپین حمایت از سعید متین پور بپیوندید</title><content type='html'>&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;سایت whopopular از چندی پیش اقدام به رای گیری در مورد شخصیتهای محبوب هر کشور نموده و در این رای گیری همانگونه که پیش از این نیز گفته شده بود آرای دکتر چهره گانی با رشد خیره کننده از مرز هزار نفر در روز عبور کرده است.در حالی که دیگر چهره های حرکت ملی آذربایجان جنوبی همچون شهیدان ارجمند سید جعفر پیشه وری، ستارخان، باقرخان، شریعتمداری، بابک خرمدین و شیخ محمد خیابانی نیز توانسته اند در این لیست قرار بگیرند دکتر چهره قانلی با حمایت بیدریغ ملت شریف آذربایجان توانست علیرغم بایکوتها و بی مهری های فراوان، با پشت سر گذاشتن رقیبان فارس و کورد که دهها سایت و تلویزیون و رادیو را در حمایت از خود شبانه روز به کار بسته اند، به پشتوانه ی آرای مردم در مکان دهم شخصیتهای مهم سیاسی جهان و مکان سوم ایران قرار بگیرد.&lt;br /&gt;از سوی دیگر، با توجه به لزوم حمایت قاطع و مستمر از زندانیان سرفراز و سربلند حرکت ملی آذربایجان جنوبی، کمپین حمایت از سعید متین پور نیز آماده گردید.&lt;br /&gt;سعید متین پور، روزنامه نگار دربند و اسیر ی که به حکمی ناجوانمردانه محکوم به حبس هشت ساله در زندانهای رژیم فاشیستی ایران گردیده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آژانس خبری آذربایجان جنوبی از تمامی همراهان و یاران درخواست می نماید همچنانکه هر روز بیشتر از قبل بر حمایت خود از دکتر چهره قانلی می افزایند، با رای به سعید متین پور عزیز نیز جهانیان را بیش از پیش با مظلومیت حرکت ملی آذربایجان جنوبی و این فرزند رشید و خلف آذربایجان آشنا گردانند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گفتنی است در هر ساعت می توان همزمان به هر دوی این بزرگواران یک رای داد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به این منظور لینک بدون فیلتر برای رای دهی قرار داده شده است:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://8.8.247.13/Mahmudali-Chehregani"&gt;http://8.8.247.13/Mahmudali-Chehregani&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://8.8.247.13/Saeed-Matinpour"&gt;http://8.8.247.13/Saeed-Matinpour&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-8728752531298427309?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/8728752531298427309/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/04/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8728752531298427309'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8728752531298427309'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/04/blog-post.html' title='دکتر چهره قانلی با آرای خیره کننده سومین نفر برتر ایران در نظرسنجی؛ به کمپین حمایت از سعید متین پور بپیوندید'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-8641401964002223581</id><published>2010-02-27T20:33:00.000+03:30</published><updated>2010-02-27T20:33:54.307+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='قره باغ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ایروان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خوجالی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ارمنی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='داشناک'/><title type='text'>اعترافات دو تن از روشنفکران ارمنی در مورد جنایات ارامنه در قره باغ و خوجالی</title><content type='html'>&lt;div dir="ltr" style="text-align: left;" trbidi="on"&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;اینروزها .آذربایجان در سالگرد فاجعه قتل عام اهالی خوجالی قره باغ بدست ارامنه'روزهای غمباری را سپری میکند.در همین رابطه تلویزیونها و مجلات به انتشار خاطرات یکی از کسانی که در این کشتار نقش داشته است مینماید.این اعترافات که از یکی از سیاهترین لکه های ننگ تاریخ بشریت پرده بر میدارد توسط یک روزنامه نگار وشاعر معروف.ارمنی نگاشته شده است که خود در آن جنایات شرکت داشته وآنرا مایه افتخار خود وارامنه میداند. باشد کسانی که هنوز نسبت به وقوع این فاجعه با تردید مینگرند با خواندن این اعترافات صریح وتکاندهنده بخود بیایند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی‌ از شعرا و نویسندگان مشهور ارمنی به نام زوری بالایان در کتابی‌ تحت عنوان ؛احیا دوباره روحمان؛ از قتل عام خوجالی در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ که خود نیز در آن شرکت داشته چنین مینویسد: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;با خاچاتوریان به خانه ای که تصرف کرده بودیم وارد و کودک ۱۳ ساله تورکی رادیدیم که توسط سربازان ارمنی به پنجره اتاق میخکوب شده بود خاچاتوریان برای اینکه جلوی گریه و فریادهای کودک را بگیرد پستان بریده شده مادرش را به زور در دهان وی فرو برد بعد از آن من پوست سر و سینه و شکم کودک را کنده و تایم گرفتم کودک در عرض هفت دقیقه بر اثر شدت خونریزی جان داد و من با این عمل دچار شادی و شعف زاید الوصفی شدم و تمام روحم سر شار از غرور گردید. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خاچاتوریان جسد کودک را تکه تکه کرده و در مقابل سگهایی که از نژاد خود ترکها هستند انداخت!شب همانروز این کار را با سه کودک دیگر ترک تکرار کردیم `بدین شکل من به وظیفه خود به عنوان یک ارمنی عمل کرده و یقین دارم که که تمامی‌ ارامنه به ما و کارهایمان افتخار خواهند کرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زوری بالایان - از کتاب احیا دوباره روحمان- چاپ شده در صفحه ۲۶۰ تا ۲۶۲ نشریه وانادزور بتاریخ ۱۹۹۶. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علاوه بر این نویسنده و روزنامه نگار دیگر ارمنی به نام دیوید خردیان که اکنون ساکن لبنان می‌باشد در لابلای صفحات ۱۹ تا ۷۶ کتابی تحت عنوان'' در راه صلیب'' از مصیبتهای وارد به اهالی خوجالی در طی‌ قتل عام آنها توسط ارامنه به عنوان افتخار ارامنه یاد کرده و در صفحهٔ ۲۶ آن نوشته است:در یک صبح سرد در نزدیکیهای داش بولاق مجبور شدیم برای عبور از یک باتلاق از اجساد پلی‌ برای عبور بسازیم ''پود پول کوویک اوهانیان '' وقتی‌ ترس مرا در عبور از روی اجساد دید و اشاره کرده وگفت نترس حرکت کن و من پایم را روی جسد دختری ۹ تا ۱۱ ساله گذاشته و شروع به حرکت نمودم.پاهایم وتمام شلوارم غرق خون شده بود. بدین شکل ما از روی اجساد ۱۲۰۰ نفر که پلی‌ برای ما شده بودند گذشتیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در صفحهٔ۶۲ و ۶۳ '' مارتین ۲'' از یک گروه ارمنی به نام کافلان که وظیفه سوزاندن اجساد را بر عهده داشتند نام برده شده و در ادامه آمده است: ۲۰۰۰ نفر از منگولهای پست(تورکها) در یک کیلومتری خوجالی سوزانده شد .در آخرین ماشینی که برای سوزاندن حمل میکردند من دختری ۱۰ ساله را دیدم که علیرغم زخمهای زیاد در ناحیه سر و دست وسرما و گرسنگی همچنان زنده بود و به سختی نفس می‌کشید ;دخترک به من نگاه میکرد و من هیچگاه چشمها ی آن دختر ۱۰ ساله را که با مرگ دست و پنجه نرم میکرد را فراموش نخواهم کرد `سربازی به نام تیکرانیان گوشهای دخترک را گرفت و او را کشان کشان به داخل اجسادی انداخت که قرار بود سوزانده شوند سپس مواد آتش زا بر روی آنها ریخته و اجساد راآتش زدند' صدای نالهٔ و فریاد کسانی‌ که هنوز زنده بودند از میان آتش به گوش میرسید&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-8641401964002223581?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/8641401964002223581/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/02/blog-post_27.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8641401964002223581'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8641401964002223581'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/02/blog-post_27.html' title='اعترافات دو تن از روشنفکران ارمنی در مورد جنایات ارامنه در قره باغ و خوجالی'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-2549796739132856232</id><published>2010-02-19T11:27:00.000+03:30</published><updated>2010-02-19T11:40:08.364+03:30</updated><title type='text'>جنبش سبز و شمشیر داموکلس «پان ترکیسم»!</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;سخنی با کوشندگان جنبش سبز به بهانه ی مقاله ی بامداد ایرانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;" ... بر دست و پایش غل و زنجیر زدند... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از گیس هایش گرفته آنرا بر روی زمین کشیدند... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و تنش را تکه پاره کردند...» &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ناظم حکمت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color: red;"&gt;جنبش سبز با رهبران فعلی اش حالا حالا ها کار دارد تا ناف خود را کاملاً از «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» ببرد. پس هنوز زمان تقسیم غنایم!! نرسیده است که شما از حالا سهم شیر را برای خودتان می خواهید. دورانی که مرکز ( بخوان تهران) برای آذربایجان (و ملیت های غیر فارس) تعیین تکلیف می کرد، در حال به سر آمدن است. مدرن بودن، تهمت زدن و کف بر دهان آوردن نیست. اگر واقعاً مدرن و دمکرات هستید، پس تکثر را نه در حرف، بلکه در عمل بپذیرید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی که به وضعیت امروزی آذربایجان می اندیشم یاد مرثیه ای از شاعر بزرگ ترک ناظم حکمت می افتم که سالها فبل آنرا سروده است: " بر دست و پایش غل و زنجیر زدند... از گیس هایش گرفته آنرا بر روی زمین کشیدند... و تنش را تکه پاره کردند...» در هفتاد سال اخیر در چهارچوب کشور ایران نیز با آذربایجان همان رفته است.  بعد از اینهمه سرکوب سیستماتیک سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و جغرافیائی، آذربایجان «اگر هم بخواهد»، کی می تواند برای ایران بپا خیزد؟...&lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اخیراً مقاله ای را تحت عنوان «معمای گسست تبریز از جنبش سبز» که توسط آقای ( یا خانم؟) بامداد ایرانی (امان از دست این اسامی مستعار) قلمی شده بود، در سایت اخبار روز خواندم. مقاله که گویا در جواب مطلبی از آقای آراز افشار نوشته شده بود، با لحن گزنده، عصبی، کینه توزانه و تحقیر آمیزش نسبت به آذربایجانیها و مردم تبریز، باعث حیرت و رنجش شدید دمکراتهای آذربایجانی و بخصوص تبریزی شده و به نوبه ی خود به نگرانی ها و عدم اعتماد موجود بین جنبش ملی- دمکراتیک آذربایجان و جنبش سبز دامن زد. نویسنده ی ناشناس (؟) که خود گویا از کنشگران جنبش سبز می باشد، مطلب آقای آفشار را بهانه ای برای تسویه حساب با فعالین ملی- مدنی آذربایجان کرده و بدون ارائه ی هیچگونه دلیلی، ادعاهای رنگارنگی را مطرح کرده است که به سادگی نمی توان از کنار آنها گذشت. چون آقای ایرانی در حاشیه ی تسویه ی حساب با جنبش ملی – دمکراتیک آذربایجان از نیش زدن به نیروهای سیاسی دیگر از جمله چپ های سنتی - که خود از درک مسائل آذربایجان عاجز بوده و با آن مشکل دارند- نیز غافل نبوده است، من در اینجا فقط به نکات کلیدی نوشته ی او خواهم پرداخت. البته قصد من از نوشتن این مطلب بیشتر روشن کردن نکات افتراق و اشتراک ما بین جنبش ملی آذربایجان و جنبش سبز می باشد. چرا که تا این نکات بدرستی روشن نشوند، امکان نزدیکی و عمل مشترک ما بین این نیروها به سختی میسر خواهد شد. امید آن دارم که نوشته ی من نیز به حل معمای سکوت فعالین سیاسی آذربایجان ( به ادعای آقایان!) کمک کوچکی به نماید. چرا که سردرگمی نیروهای مرگز گرا در رابطه با مسائل آذربایجان نشانه ای از بی خبری این نیروها از روند حوادث در این منطقه می باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به علت طولانی بودن نوشته آنرا به سه قسمت تقسیم کرده ام، که بصورت مسلسل به نشر آن اقدام خواهم کرد.   &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبل از وارد شدن به اصل مطلب باید متذکر بشوم که بر خلاف ادعاها، تهمت ها و کنایه های آقای ایرانی، فعالین ملی آذربایجان که خود در نبردی بی امان با دیکتاتوری اسلامی حاکم بر ایران درگیر هستند، مبارزه ی کنشگران جنبش سبز را (که بخش بزرگی از آنها اصلیت آذربایجانی دارند) با تحسین دنبال کرده و در هر فرصتی هرگونه سرکوب، شکنجه و زندان علیه این افراد را به شدت محکوم کرده و با خانواده های قربانیان رژیم ابراز همبستگی نموده اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ایرانی در نوشته شان دلایل گست تبریز ( بخوان آذربایجان) از جنبش سبز را اینگوه ذکر می کند: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;1- تبریز (آذربایجان) از فعالیت های مدنی دور افتاده است. این شهر در این رابطه از شهرهائی همچون تهران، اصفهان و شیراز 20 سال عقب مانده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- شالوده ها و مولفه های یک جنبش سبز در شهر تبریز شکل نگرفته است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- تبریز (آذربایجان) در رهائی از واپسگرائی مذهبی و مدرن سازی جامعه عقب مانده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- بسیاری از تکنوکرات های آذربایجانی به سبب فشارهای طاقت فرسای حکومت بر زندگی خصوصی آن ها به تهران مهاجرت کرده اند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5- تبریز در حال آموختن از تجربه ی تهران، اصفهان و شیراز می باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6- آذربایجان دیگر از نظر سیاسی موفعیت دوران انقلاب مشروطیت و حتی انقلاب بهمن را ندارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;7- آفتی به نام «فعالیت های پان ترکیستی» مانع پیوستن تبریزیها به جنبش سبز است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;8- رژیم برای شکست جنبش سبز، «پان ترکیست» های تبریزی را تقویت می کند تا صدای کوشندگان «شریفی» که در آذربایجان دلشان همراه با جنبش سبز است، شنیده نشود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای بامداد ایرانی هر چند در نوشته شان انگشت روی بعضی نکات درست گذاشته اند، ولی نتایجی که از آن می گیرند- همانند تهمت همکاری فعالین ملی آذربایجانی با رژیم برای شکست جنبش سبز!!- به راستی حیرت آور است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نویسنده به درستی به سطح بالای فعالیت های مدنی در تهران اشاره کرده و آنرا یکی از دلایل گسترش جنبش سبز در این شهر می داند. هر چند که تهران با جنوب شهرش و با جمعیت میلیونی حاشیه نشین اش و بیکاران و عناصر بی طبقه اش کمتر شباهتی با چهره ی فریبائی و رویائی که آقای ایرانی از این شهر ترسیم کرده اند، دارد، ولی من دلایل ایشان را در کل می پذیرم. فقط همینجا باید اشاره بکنم که چون یک پنجم جمعیت و امکانات کشور در تهران متمرکز شده است، تمرکز فعالیت های مدنی در این شهر نیز نمی تواند چندان تعجب آور باشد. فقط منِ آذربایجانی نمی توانم با ذوق زدگی آقای ایرانی در رابطه با تهران شریک بشوم. چرا که اگر امروزه در جیرفت و آذرشهر از فعالیت های مدنی چندان خبری نیست، دلیل اصلی اش همین تمرکز امکانات در تهران است. تاوان این رشد ناموزون را نه فقط نسل فعلی، بلکه نسل های بعدی نیز به نحوی از انحا خواهند پرداخت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بدین ترتیب تا اینجای مطلب من اختلافی با آقای ایرانی ندارم. ولی وقتی نویسنده (که خود را خبره ی مسائل آذربایجان جا می زند) سطح فعالیت های مدنی شهر تبریز را با شهرهای اصفهان و شیراز مقایسه کرده و به تبریز نمره ی ردی می دهد، با عرض معذرت از خوانندگان و خود آقای ایرانی باید بگویم که حرفهایش بی مایه و بی پایه هستند. همینطور مقایسه ی شهر تبریز با شهر محافظه کاری مثل مشهد نیز از بیخ و بن غلط است ( چون در ایران پژوهشهای اجتماعی قبل اعتمادی وجود ندارد، اظهار نظر این چنانی حتی در مورد شهر مشهد نیز جای سئوال دارد). &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ایرانی دانسته و ندانسته تلاش سبزهای شهرهای اصفهان و شیراز را نتیجه ی فعالیت های مدنی قلمداد می کند. در حالیکه هر کسی که از وضعیت این دوشهر اطلاعات مختصری داشته باشد، می داند که روحانیت طرفدار جنبش سبز در این شهر ها یعنی آیت الله ها طاهری ( اصفهان) و دست غیب ( شیراز) در بسیج مردم این شهرها به نفع جنبش سبز نقش اساسی داشته اند. در حالیکه اگر آیت الله زنجانی را استثا بکنیم (او هم تا آنجائی که صاحب این قلم خبر دارد، ساکن آذربایجان نیست) روحانی صاحب نفوذی که طرفدار جنبش سبز باشد، در آذربایجان وجود ندارد. اگر از امام جمعه ی تبریز آیت الله مجتهد شبستری- که نقش چماق رژیم را در تبریز و آذربایجان بازی می کند- بگذریم، اصولاً سالهاست که در آذربایجان روحانی صاحب نام و نفوذی چه دولتی و چه مخالف آن وجود ندارد. کسانی مانند آیت الله اردبیلی و دادستان سابق موسوی تبریزی – که اکنون در صف اصلاح طلبان سینه می زنند- بخاطر شرکت در سرکوبهای سابق، در سرتاسر آذربایجان بکلی منفور هستند. چماق بدست سابق هادی غفاری که در انتخابات اخیر مجلس، کاندیدای اصلاح طلبان از تبریز بود!! (تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل)، حتی از کاندیداهای اصول گرایان نیز رای کمتری آورد. در حالیکه تعداد آرای اصولگرایان انتخاب شده نیز بخاطر شرکت کمتر از سی درصد واجدین شرائط در انتخابات در سطح بسیار نازلی قرار داشت. اساساً بعد از سرکوب خونین جنبش طرفداران آیت الله شریعتمداری در آذربایجان، سکولاریزه شدن جامعه ی آذربایجان شدت پیدا کرده، بخش مدرن آن به حرکت ملی- مدنی آذربایجان پیوسته و بخش سنتی آن نیز با کنار کشیدن از هر گونه فعالیت سیاسی و دوری گزیدن از روحانیان طرفدار رژیم، راه خود را می رود. بدین ترتیب بر خلاف نظریات آقای ایرانی مردم آذربایجان و تبریز سکولارترین بخش های اپوزیسون کشور را تشکیل می دهند. بر خلاف شهرهای استانهای فارس نشین، روحانیت در آذربایجان نقش سیاسی خود را برای همیشه از دست داده و بعد از سرکوب جنبش فوق الذکر بخش کوچکی از آن به حرکت ملی- دمکراتیک آذربایجان پیوسته و بخش اعظم آن به امور شرعیه و پول در آوردن مشغول می باشد. دلیل این ادعاها اسنادی همچون «آذربایجان سخن می گوید»، «مطالبات حرکت مدنی آذربایجان»، « نامه ی سرگشاده ی جمعی از روزنامه نگاران، نویسندگان، روشتفکران و ... به خاتمی»، « نامه ی سرگشاده به سید محمد خاتمی... با صدها امضا»، « بیانیه ی جمعی از تشکلهای دانشجوئی در آذربایجان» و « بیانیه ی شورای هماهنگی فعالان ملی آذربایجان» می باشد که علیرغم خطرات بسیار برای تهیه کنندگان و امضا کنندگان آنها همانند مشتی نمونه ی خروار در فواصل معینی در داخل کشور منتشر شده اند. در خارج از کشور نیز قطع نامه ی همایش بزرگ آذربایجانیها که اخیراً با شرکت بیش از 200 نفر از فعالین ملی- مدنی آذربایجانی در شهر بروکسل تشکیل یافت، دلیل روشن دیگری بر این مدعاست. در این همایش نیز فعالین ملی- مدنی آذربایجانی و ترکهای خراسان و قشقائی که به احزاب و جریانهای مختلفی وابسته هستند، در عین پای فشردن بر حق آذربایجانیها برای تعیین سرنوشت خود، خواهان مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی – که آنرا سمبل شوونیزم مسلط در ایران می دانند- ، ایجاد سیستمی سکولار، تامین برابری حقوق زنان با مردان، آزادی بدون قید و شرط دين، وجدان، مطبوعات، سنديكاها، احزاب سياسی، لباس و طرز زندگی و همچنین ممنوعیت مجازات اعدام شدند.    &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از نقش معمم های طرفدارن جنبش سبز که بگذریم، مکلاهای طرفدار این جنبش نیز در آذربایجان نفوذی ندارند. صرف آذربایجانی بودن آقای موسوی دلیل محبوبیت او در آذربایجان نیست. آقای موسوی می تواند در منطقه ی زادگاهش خامنه و شبستر محبوب باشد، ولی به جرئت می توان گفت که در انتخابات اخیر رغبت به آقای کروبی - بخاطر نظریات تا حدودی روشنش نسبت به حقوق ملت های ساکن ایران- در میان بخشهائی از مردم آذربایجان بیشتر از موسوی بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ایرانی از بی اعتنائی مردم آذربایجان به اعلامیه های آقای حسن شریعتمداری (پسر آیت الله شریعتمداری) ناله می کند. ولی به نظر من از اینکه مردم آذربایجان و تبریز- انگار که سربازانی باشند- با یک سوت آقای حسن شریعتمداری به خط نشدند، را باید به فال نیک گرفت. و بر خلاف آقای ایرانی باید آنرا به حساب برخورد عقلانی و عقل پرسشگر مردم آذربایجان ( حداقل بخش پیشرو آن) گذاشت. اصولاً آن دوران که مردم آذربایجان با فتوا و اعلامیه ی معم و مکلائی به خیابانها می ریختند، چندی است که سپری شده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ایرانی! امروزه در شهرهای بزرگ آذربایجان ( حتی بعضی شهرهای کوچک و قصبه ها) دهها و صد ها نفر فعال ملی- مدنی زندان رفته و شکنجه شده که مورد وثوق جوانان هستند، وجود دارند. مردم آذربایجان خط این افراد را بیشتر از هر آخوند و یا خارج نشینی مثل آقای شریعتمداری می خوانند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هنگامی که به گواهی اعلامیه های کمیته ی دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان در ایران (آسمک) و انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان در ایران (آداپ) همه روزه چندین نفر در شهرها، قصبات و حتی روستاهای آذربایجان دستگیر، شکنجه و زندانی می شوند، آقای ایرانی بدون احساس کوچکترین مسئولیتی با زبان بی زبانی فعالین ملی- مدنی آذربایجانی را به همکاری با رژیم جمهوری اسلامی متهم می کند. آیا آقای ایرانی خبر دارند که رژیم برای محدود کردن دایره ی نفوذ این فعالین، عده ای از آنها را به تهران تبعید کرده و ورود آنها را به خاکهای آذربایجان ممنوع اعلام کرده است؟ البته ممنوع الورود بودن بعضی از فعالین مدنی آذربایجانی به خاکهای آبا و اجدادیشان، سنتی طولانی دارد و در این زمینه نیز رژیم جمهوری اسلامی نخواسته است از رژیم پهلوی های پدر و پسر عقب بماند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ایرانی در مقایسه ی شهر تبریز با شهرهای اصفهان و شیراز، فاکتور وابستگی ملی ( برای شما قومی) را عامداً نادیده می گیرد. هنگامیکه اکثریت اهالی شهر تبریز ترک آذربایجانی هستند، اکثریت مردم شیراز و اصفهان دارای ملیت فارس می باشند. لذا وقتی از فعالیت های مدنی اهالی این شهرها سخن می گوئیم باید به این تفاوتها نیز توجه داشته باشیم. آقای ایرانی می نویسد که: «تبریز در بخش هایی مانند فعالیت های ورزشی یا گروه های کوه نوردی و گردشگری فعال است، اما در زمینه سازمان هایی که در حوزه حقوق زنان، حقوق بشر، مطالعات فرهنگی و میراث فرهنگی و به ویژه پژوهش های تاریخی و بازشناسی تاریخ بسیار ضعیف است.» &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در رابطه با فعالیت های مربوط به حقوق زنان تا آنجائیکه صاحب این قلم خبر دارد، بعد از تهران فعالین زن آذربایجانی و بخصوص تبریزی در کمپین یک میلیون امضا نسبت به دیگر شهر های ایران فعال تر بودند. منتهی چون در این رابطه آمارهای قابل اعتمادی وجود ندارند و با توجه به این که نمی دانم حرفهای آقای ایرانی نیز در رابطه با فعالیت های حقوق زنان در اصفهان و شیراز چقدر مستند هستند، وارد این بحث نمی شوم. فقط قید این نکته لازم است که  این ضعف، اساساً مشکل جامعه ی مرد سالار ایرانی است. در خود تهران نیز با جمعیت پانزده میلیونی اش که قاعدتاً نصف آنها را زنان تشکیل می دهند، فعالیت های مربوط به زنان قطره ای در مقابل اقیانوس هستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در رابطه با «پژوهش های تاریخی و بازشناسی تاریخ» هم هر کسی که نداند افرادی مثل آقای ایرانی بخوبی می دانند که از زمان شاه این بخش از فعالیت ها در آذربایجان جزو خطوط قرمزی هستند که گذشتن از آن فوراً جنبه ی امنیتی بخود پیدا می کند. آقای ایرانی بخوبی می دانند که «پژوهشهای تاریخی و باز شناسی تاریخ» در آذربایجان اگر از منظر ««اندیشه ها و باورهای آریائی ایرانی» باشد نه تنها وقفه ای در این زمینه بوجود نیامده، بلکه حتی بعد از سر کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی شاهد «رنسانس» این فعالیت ها نیز بوده ایم. لذا در این رابطه برای فعالین آذربایجانی کار زیادی برای انجام دادن نمانده است!! ولی وقتی  جوانان آذربایجانی با شک و تردید به تاریخ «رسمی» (تعجب نکنید، در کنار زبان رسمی کشور که «طبیعتاً» فارسی می باشد، تاریخ رسمی نیز داریم ) نگاه کرده و با امکانات محدودشان به دنبال پژوهش تاریخ رسمی ملت آذربایجان می روند ( این نوع تاریخ را شما تاریخ «نمادهای اسطوره ای ترکان صحرا نشین» می نامبد!!)، آن موقع مسئله جنبه ی امنیتی پیدا می کند. ضمناً هنگامی که آثار باستانی معدود شهر تبریز همانند ارک علی شاه و مسجد کبود با سیاستهای کاملاً برنامه ریزی شده کم کم نابود می شوند، هنگامی که تنها تالار تاریخی تئاتر شهر به بهانه ی ایجاد مصلی ویران می شود و هنگامی که آثار تاریخی موزه ی آذربایجان به تهران منتقل می شوند ( رجوع کنید به مصاحبه ی سکه شناس آذربایجانی استاد سید جمال ترابی طباطبائی با مجله ی آذر- تورک شماره ی 9) صحبت از پژوهش های تاریخی بیشتر شبیه شوخی و مزاح است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی صحبت از فعالیت های مربوط به حقوق بشر می شود، می توان پرسید که مردم اصفهان و شیراز کدامین فعالیت حقوق بشری را کرده اند ( چشم آدم بخیل کور) تا تبریزی ها نیز از آنها بیاموزند؟ فعالیت برای حقوق بشر در هر نقطه ی ایران که باشد باعث خوشحالی همه ی عاشقان عدالت و آزادی است. پس فعالیت اصفهانیها و شیرازیها در عرصه ی حقوق بشر نیز بیشتر از هر کسی می تواند به نفع تبریزیها باشد. فقط به شرطی که مثل دیگر عرصه ها اینجا نیز حقوق بشر درجه بندی نشود. می توان از آقای ایرانی پرسید که آیا دفاع از حقوق زندانیان سیاسی آذربایجان، دفاع از حقوق بشر نیست؟ فعالین کمیته ی دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان در ایران (آسمک) نزدیک یک دهه است علیرغم دستگیری ها، شکنجه  و تضییقات گزمه های رژیم، قهرمانانه در داخل کشور از حقوق زندانیان سیاسی آذربایجان دفاع می کنند. فعالین منسوب به «آداپ» ( انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان در ایران) هم در داخل و هم در خارج از کشور در دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان کاری کرده اند کارستان. آیا این گونه فعالیت ها در آمارهای ادعائی آقای ایرانی و دوستانش جائی دارند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ایرانی عمداً چشم بر فعالیت های وسیع مردم آذربایجان در زمینه ی موسیقی، رقص آذربایجانی، آموزش زبان مادری (نه زبان فارسی) به بزرگسالان و جوانان، گروههای تئاتر، چندین انجمن ادبی نویسندگان و شاعران آذربایجانی، صندوقهای قرض الحسنه ی زنان محلات تبریز (با صندوقهای قرض الحسنه ی وابسته به رژیم اشتباه نشود) جمعیت مبارزه با تکدی و همیاری اجتماعی بازاریان تبریز ( که تبریزی ها به حق به آن افتخار می کنند) می بندد. چرا که بیشتر این فعالیت ها نه در راستای اهداف ادعائی آقای ایرانی بلکه برای احیا و حفظ هویت ملی آذربایجانیها هستند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ضمناً برای فعالیت های مدنی مگر وجود روزنه ی هر چند کوچکی لازم نیست؟ شما که خود را خبره ی مسائل آذربایجان می دانید (که نیستید)، چرا شرائط امنیتی را در آذربایجان با شهرهائی مثل شیراز و اصفهان یکی می گیرید؟ یک نفر خبره ی مسائل آذربایجان باید بداند که رژیم اینگونه فعالیت ها را در تهران، اصفهان و شیراز تا حدودی تحمل می کند، ولی نوبت آذربایجان که می رسد، از چنین «ناپرهیزی ها» خبری نیست. بعضی بخشنامه های امنیتی به مسئولین رژیم در استانهای آذربایجان -که به هر دلیل به مطبوعات راه پیدا کرده اند- نشان می دهند که مقامات امنیتی رژیم در رابطه با آذربایجان می خواهند که «آب را از سرچشمه خشک بکنند.» با اینکه در کشور، انقلابی به نام انقلاب اسلامی -که ظاهراً می بایستی تمامی مظاهر رژیم شاهنشاهی را از بین ببرد- اتفاق افتاده است، ولی سیستم ترور و وحشتی که از سال 1310 شمسی در سرتاسر آذربایجان حکمفرما بوده – و از سال 1325 شمسی تشدید شده است- هنوز هم با شدت و ضعف ادامه دارد. جنبش دانشجوئی که در تهران صد ها حامی و پدر خوانده دارد، در آذربایجان یتیم می باشد. در سرکوب دانشجویان دانشگاه تهران در سال 1378 شمسی گزمه های رژیم بعد از تهران در هیچ دانشگاهی به اندازه ی دانشگاه تبریز مرتکب جنایت و قساوت نشدند. ولی همانهائی که سرکوب دانشجویان در تهران را به حق به یک مسئله ی بین المللی تبدیل کردند، نوبت دانشگاه تبریز که رسید، چون «آذربایجان منطقه ی ویژه ای است»، در باره ی آن سکوت کردند. آیا آقای ایرانی خبر دارند که بعد از شهریور بیست تا کودتای 28 مرداد (به غیر از یک سال برقراری حکومت ملی)، انجمن ها، سازمانها و احزابی که در تهران فعالیت آزادانه داشته و صاحب دفتر و دستک بودند، در آذربایجان قدغن بوده و طرفدارن آنها مورد پیگرد قرار می گرفتند؟ آیا از تعداد اعدامی ها، زندانی ها و تبعیدیان بعد از کودتای 28 مرداد در آذربایجان خبر دارید؟ همانطوریکه گفتم در زمان آن پدر و پسر ورود تعداد زیادی از فعالین مدنی آذربایجان به خاکهای آذربایجان ممنوع بود. فعال ملی- مدنی آذربایجانی زنده یاد محمد علی فرزانه که خود جزو این افراد «ممنوع الورود» به آذربایجان محسوب می شد، به نگارنده ی این سطور گفت که: " بازجوهایم به من می گفتند که فعالیت سیاسی و فرهنگی در تهران آری، در تبریز هرگز." شما از سیستم ترور و وحشتی که بعد از سرکوب جنبش طرفداران آقای شریعتمداری توسط همین اصلاح طلبان طرفدار جنبش سبز در آذربایجان حاکم شد، خبر دارید؟ آیا شما از سرکوبهای بعد از قیام اول خرداد 1385 تبریز خبری دارید؟ اصفهان و شیراز کی شاهد این همه تجاوز عریان رژیم و نیروهای امنیتی اش به تمامی زوایای زندگی مردم بوده اند؟ &lt;br /&gt;به عنوان شاهد زنده ای که در هر دو رژیم علیه استبداد جنگیده است، می گویم که آقای ایرانی یا از شرائط تبریز (آذربایجان) بی خبر است و یا با عرض معذرت خود را به تجاهل زده است.&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;من با آقای ایرانی موافق هستم که آذربایجان دیگر نه از نظر سیاسی و نه از نظر اقتصادی موقعیت سالهای انقلاب مشروطه و حتی انقلاب بهمن را ندارد. فقط کافیست که تعداد بنگاههای اقتصادی بزرگ و کوچک استان اصفهان را با جمع کل بنگاههای اقتصادی آذربایجان شرقی، غربی، استانهای زنجان و اردبیل مقایسه بکنیم تا به این نتیجه برسیم که آقای ایرانی کاملاً حق دارد!! لذا انتظار اصلاح طلبان و تحول طلبان و طرفدران جنبش سبز از آذربایجان به کلی بی جاست. وقتی که به وضعیت امروزی آذربایجان می اندیشم یاد مرثیه ای از شاعر بزرگ ترک ناظم حکمت می افتم که سالها فبل آنرا سروده است: " بر دست و پایش غل و زنجیر زدند... از گیس هایش گرفته آنرا بر روی زمین کشیدند... و تنش را تکه پاره کردند...» در هفتاد سال اخیر در چهارچوب کشور ایران نیز با آذربایجان همان رفته است.  بعد از اینهمه سرکوب سیستماتیک سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و جغرافیائی، آذربایجان «اگر هم بخواهد»، کی می تواند برای ایران بپا خیزد؟ اگر آقای ایرانی می خواهد انگ همکاری با رژیم را به آذربایجانیها بزند، مختار است. باز هم می گویم:  «اگر بخواهد». مسئله اینست که بعد از به باد رفتن آرزوهای آذربایجانی ها - که به انقلاب بهمن امید زیادی بسته بودند- تغییراتی در طرز تفکر جامعه ی روشنفکری آذربایجان پدیدار شده که جوهر آنرا با مثل «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است»، می توان توضیح داد. روشنفکران آذربایجانی تا انقلاب بهمان 57 در سه جنبش بزرگ اجتماعی مشروطیت به رهبری ستارخان، آزادیستان به رهبری شیخ محمد خیابانی و 21 آذر به رهبری سید جعفر پیشه وری (و حتی به نوعی در انقلاب بهمن)، می خواستند آذربایجان را بدل به تخته پرشی برای آزادی ایران بکنند. در هر سه بار کنشگران بزرگ اجتماعی آذربایجان، مزد خود را از روشنفکران مرکز نشین با کشتارهای توده ای، زندان، تبعید و در بدر شدن (مهاجرت توده ای به خارج) گرفتند. بعد از این همه تجارب تلخ، الیته ی سیاسی آذربایجان درونگراتر شده و بیشتر با مسائل خودش مشغول است. آنها می گویند حال که قرار است این در به روی پاشنه ی سابقش بچرخد (از حرفهای آقای ایرانی نیز می توان فهمید که آنها پر بدک هم نمی گویند) پس بهتر است ما نیز به فکر خودمان باشیم. بدین ترتیب می توان گفت که دوران تازه ای در آذربایجان آغاز شده است که نه تنها روشنفکرانی مثل آقای ایرانی، حتی بخشی از روشنفکران آذربایجانی فعال در سازمانها و گروهکهای سیاسی موجود نیز از درک آن عاجز هستند. روشنفکر مرکزگرا (صرف نظر از اینکه فارس و یا آذربایجانی باشد) در این سی سال طوری با خودش مشغول بوده که از تحولات سیاسی در آذربایجان - به علت ماهیت مسالمت آمیزش- بکلی بی خبر مانده است. برای این روشنفکر، مسئله ی ملی موجود در کشور فقط مربوط به کردها (اخیراً بعد از وقایع اهواز و زاهدان، عربها و بلوچهای ایرانی نیز برایشان مسئله ساز شده اند!! ) می باشد. بخشی از این روشنفکران واقعاً از مشکل ملی در آذربایجان بی خبر هستند ولی بخشی دیگر با توجه به کمیت و کیفیت آذربایجانیها و پراکندگی آنها در سرتاسر کشور و نقش آنها در سرنوشت و بود و نبود کشور ، عمداً خودشان را به کوچه علی چپ  زده اند. انگار که با ذکر و اوراد می توان مسائل استخوانسوزی را که مردم آذربایجان هر روز و هر ساعت با آن درگیر هستند، از بین برد. &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;آقای ایرانی و همفکرانشان باید کم کم به این وضعیت جدید عادت بکنند. آذربایجانیها در عین حال که نسبت به مبارزات مردم در نقاط دیگر کشور بی تفاوت نیستند و نمی توانند هم بی تفاوت باشند (اصلا این مبارزات جدا از هم نیستند)، با احتیاط و قدمهای سنجیده به پیش می روند.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ایرانی می نویسد: " بسیاری از تکنوکراتهای آذربایجانی به سبب فشارهای طاقت فرسای حکومت بر زندگی خصوصی آن ها به تهران مهاجرت کردند تا خود و اعتقادات و شیوه های زندگی شخصی خود را در این دریای جمعیتی گم کنند."  درست است که ابر شهر تهران برای محفوظ ماندن از فشارهای ایذائی رژیم مناسب تر از نبریز می باشد، ولی این به تنهائی برای مهاجرت از خاکهای آبا و اجدادی کافی نیست. مگر فشار گزمه های رژیم بر تکنوکراتهای شیرازی و اصفهانی کمتر است؟ پس چرا آنها همانند آذربایجانیها در ابعاد صدها هزار نفری دست به مهاجرت به تهران و کرج نمی زنند؟ در شهری که زبان رسمی اش فارسی است، زندگی برای یک تکنوکرات شیرازی و اصفهانی راحت تر است یا برای یک آذربایجانی و خانواده اش؟ آقای ایرانی، به نظر شما که ظاهراً مطالعات جامعه شناسانه نیز دارید، چرا باید تعداد بیکاران استان آذربایجان شرقی از تعداد بیکاران استان اصفهان کمتر باشد؟ بیکاران این استان به کجا رفته اند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ایرانی که می نویسد: " تبریز (در انقلاب بهمن 57) از همه شهرهای ایران سنتی تر و مذهبی تر بود" (یعنی سنتی تر و مذهبی تر از شهر قم بود؟!!) و امروزه هم در "فرایند مدرن سازی جامعه ایران و رهایی از واپسگرایی مذهبی" از تهران، اصفهان و شیراز عقب مانده است. می توان از او پرسید اگر اینگونه است که شما می گوئید، پس چرا «کانون فرهنگی رهپویان وصال» یعنی قلب انجمن حجتیه -که به گفته ی گردانندگان آن فقط 27 هزار نفر جوان در آن ثبت نام کرده، در جلسات هفتگی سخنرانی و عزاداری و جشن آن حدود ده تا پانزده هزار نفر و در مراسم عاشورا و تاسوعای آن 50000 نفر شرکت می کنند- نه در تبریز بلکه در شهر شیراز می طپد؟ آیا بدون زمینه ی اجتماعی ایجاد چنین مراکزی با آن فعالیت وسیع قابل تصور است؟ اصفهان که قلعه ی مستحکم طرفداران خمینی بوده و هست، سنتی تر است یا تبریز؟ شهر محبوب شما تهران با جنوب شهرش، با جمعیت حاشیه نشین میلیونی اش، با حسینه هایش، با «دخمه هایش»، با شب های «اعتکافش» که هزاران هزار زن و مرد از ماهها قبل برای شرکت در آنها جا رزو می کنند و با «جشن های تکلیفش»، سنتی تر است یا تبریز؟ کجا ما در تبریز از این مقوله ها داریم؟ انگار این کشور را فقط آقای ایرانی می شناسد و بقیه ی مردم ساکن کره ی ماه هستند و یا در این سالهای مورد گفتگو فقط آقای ایرانی و دوستانش مشغول مطالعات اجتماعی و جامعه شناسانه بوده و بقیه ی مردم مشغول قاپ بازی بوده اند؟ مگر با رنگ و لعاب ظاهری سنت ها از بین می روند؟ ایرانیان مقیم خارج از کشور که بعد از سی سال اقامت در کشورهای پست مدرن غربی هنوز سفره ی حضرت ابوالفضل پهن می کنند و در روزهای تاسوعا و عاشورا سینه زنی و زنجیر زنی می کنند، در آمارهای شما جائی دارند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ایرانی معتقد هستند چون که شالوده ها و مولفه های یک جنبش سبز در تبریز شکل نگرفته، لذا هشت ماهی را که تهران در حال جنگیدن با استبداد بود، این شهر به خواب فرو رفته بود. خوب تبریزی ها نیز می توانند از آقای ایرانی و همفکرانش بپرسند موقعی که 28 سال قبل آذربایجان به تنهائی و مظلومانه با ولایت فقیه و دیکتاتوری مذهبی - که طلیعه های ظهور آن در افق سیاست ایران دیده می شد- می جنگید، بخشی از این آقایان در شورای انقلاب، ارگانهای امنیتی، دادگاههای انقلاب، سپاه پاسداران و بسیج مشغول کشیدن تسمه از گرده ی مردم آذربایجان، گوشمالی و سرکوب آنها و بخشی دیگر در میان طیف های مختلف حاکمیت به دنبال کشف خط امام و تعقیب روند «که بر که» بوده و شعار «پاسداران را به سلاح سنگین مسلح کنید» می دادند؟ (راستی آقای ایرانی شما به کدام یک از این طیف ها تعلق داشتید؟)  می توان چنین سئوالی را کرد یا نه؟ خوب منظور پرونده سازی برای همدیگر نیست و نباید هم باشد. بر خلاف آقای ایرانی که علیرغم برائت آقای افشار از «پان ترکیسم» اصرار عجیبی دارد که او را «پان» بنامد، برای من نه گذشته ی افراد، بلکه موضع امروزی هر کس ملاک محسوب می شود. چرا که همه ی ماها - از جمله صاحب این قلم - در زندگی سیاسی مان اشتباهاتی داشته ایم و تضمنینی وجود ندارد که در آینده نیز مرتکب چنین اشتباهاتی نشویم. مردم تبریز حق دارند از آقای ایرانی بپرسند: موقعی که صد ها هزار نفر از مردم آذربایجان در اول خرداد 1385 به پا خواسته و توسط گزمه های رژیم بشکل خونینی سرکوب، کشته، زخمی و زندانی شدند، «فعالین مدنی» شما در تهران، شیراز و اصفهان مشغول چه کاری بودند؟ موقعی که آذربایجانیها دسته دسته در اطاقهای تمشیت شکنجه می شدند ( نگوئید که خبر نداشتیم، آش چنان شور شده بود که برای متوقف کردن شکنجه ها، بعضی از نمایندگان مجلس نیز وادار به دخالت شدند!!) فعالین مدنی جنبش سبز کجا بودند؟ آیا این فعالین مدنی محصول چند ماه اخیر هستند؟ مردم تبریز حق دارند از شما و همفکرانتان بپرسند که مگر فعال مدنی نباید به شکنجه و اعدام هموطنانش اعتراض بکند؟ چون خواسته هائی همچون تحصیل به زبان مادری خواست اصفهانی ها و شیرازیها نیست، نباید خواست مردم تبریز، سنندج، گنبد، اهواز و زاهدان هم باشد؟ حال که به گفته ی شما تبریزیها در حال آموختن از تجربه ی تهران، اصفهان و شیراز هستند، آیا وقت آن نرسیده است که این شهر ها هم کمی از تجربه سی سال اخیر مردم تبریز بیاموزند؟ آیا این تکبر و این منیت پوچ ریشه در سیستم استبدادی مرکزگرا ندارد؟ و اصلاً سیستم موجود بدون کمک روشنفکران مرکزگرا امکان ادامه ی حیات دارد؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ایرانی می گوید که آفتی به نام «فعالیت های پان ترکیستی» مانع پیوستن سبز های تبریزی که از نظر تعداد کثیر هستند، به جنبش سبز است. می توان از آقای ایرانی پرسید اگر سبز اندیش های تبریزی کثیر العده هستند، پس چرا «با حسرت به تهران، اصفهان و شیراز» می نگرند؟ مگر تهور و شجاعت خصیصه ی تبریزی ها نیست؟ پس سبز های تبریزی منتظر چه چیزی هستند؟ خوب آستین ها را بالا بزنند. تبریزی که سه سال قبل - یعنی موقعی که در تهران، اصفهان و شیراز هنوز خبری نبود- به پا خواسته و صد هزار نفر از اهالی اش زیر باران گلوله یک روز تمام ارگانهای امنتی را آچمز کرده بود، حالا که تهران به پا خواسته، چرا خوابیده است؟!! این چه طرز فکری است؟ چون مردم تبریز بر خلاف میل شما و «بدون پرسس در جنبش سبز شرکت نمی کنند»، پس تحت تاثیر «پان ترکیست» ها قرار دارند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای ایرانی از تاریخ سازی «پان ترکیست» ها گله مند است. خوب می توان گفت: با اینکه تاریخ سازی از طرف هر کسی باشد، کار ناپسندیده ای است، منتها «عوض گله ندارد». منهم حرف تان را به خودتان بر می گردانم: «شما نیز آنچه را که کشته اید، حالا درو می کنید.» شماها - که ماشاالله مطلع مسائل جامعه شناسی و تاریخ هستید- موقعی که پان ایرانیست ها (فقط پان ترکیسم بد نیست آقای ایرانی) برای آذربایجان «تاریخ سازی» کرده و در آن زبان و فرهنگ آذربایجانیها فرهنگی تحمیلی و ابتر (بقول جنابعالی «فرهنگ ترکان چادر نشین همجوار با صحراهای مغولستان») قلمداد می کردند، نه تنها اعتراضی به این کار نکردید، بلکه چون به قول آذربایجانیها «ایشیزه گلیردی (به نفع تان بود) « زیر آتش این نوع فعالیت ها را باد می زدید.» اکنون که صحبت تاریخ سازی شد، همینجا از شما خواهش می کنم؛ حال که لباسی را که «پان ترکیست» ها به تن بابک خرمی کرده اند، در می آورید، لطفاً او را ملبس به لباس عاریتی «آریائی- ایرانی» نکنید!&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;در رابطه با نوشته ی آقای ایرانی که عوض «وصل کردن» بیشتر به درد «فصل کردن» می خورد، می توان بیشتر از این نوشت. منتها غرض از نوشتن این مطلب نه انتقام گیری، بلکه روشن کردن بعضی نکات کلیدی است که باعث اختلاف و نقار در بین نیروهایی که دغدغه ی جامعه ی مدنی و ایرانی دمکراتیک و مدرن را دارند، می شود. در بخش پایانی نوشته ام به آقای ایرانی و همفکرانش توصیه هایی دوستانه دارم:   &lt;br /&gt;- موقع خواندن مطالبی از نوع نوشته ی آقای آراز افشار عوض برجسته کردن حشو و زواید آن (که خیلی هایش نظر شخصی او می باشد) به مسایل کلیدی نهفته در آن توجه کنید. و این نه فقط در رابطه با ترکها، بلکه در مورد کردها، بلوچها، عربها و ترکمن های ایران نیز صادق است. اگر خواهان آن هستید که این ملت ها (به قول شما اقوام) در کنار هم داوطلبانه در ساختن ایرانی واقعاً مدرن و دمکراتیک شرکت کنند، در گردهمائی ها، تظاهرات، جشن ها و یادبود های فعالین منسوب به این ملت ها شرکت کنید. اگر زبان آنها را بلد نیستید، ادبیات، اعلامیه ها و تحلیل های آنها را در رابطه با مسایل کشور که به فارسی نوشته می شوند، بخوانید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- شمشیر داموکلس «پان ترکیسم» را یک بار برای همیشه از بالای سر مردم آذربایجان بردارید. عوض ساده کردن مسئله و زدن انگهائی مثل «پان ترکیسم» (که در کشور زادگاه آن در حال از بین رفتن است) و پرونده سازی یرای فعالین ملی – مدنی آذربایجان، مسائل جاری این منطقه را به درستی تعقیب بکنید. تهمت های پچگانه فقط جو سوظن و عدم اعتماد موجود را هر چه بیشتر تشدید می کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- چون ارگانهای امنیتی جمهوری اسلامی اطلاعات کافی دارند، بد نیست شما هم بدانید که مطرح کردن بابک خرمی و جمع شدن اطراف تیم تراکتورسازی (تراختور) بهانه ای بیش نیست. اینها بهانه هائی هستند برای بسیج مردم آذربایجان در چهارچوب خواسته های مشخص ملی- مدنی. شما باید از این نوع فعالیت ها خوشحال باشید. این جبهه ی تازه ای است که با گشوده شدن آن فشار نیروهای امنیتی رژیم بر نیروهای جنبش سبز کاهش می یابد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- از اینکه آذربایجانیها شرکتشان در جنبش سبز را منوط به قبول خواسته هایشان می کنند، بر نیاشوبید. فرض کنیم که آقای افشار «پان ترکیست» هستند. منهم به عنوان یک فعال ملی- مدنی آذربایجانی - که خواهان ایرانی دمکراتیک و فدرال هستم- همین خواسته را دارم. شما اگر ریگی به کفش ندارید، چرا این شرط را به حساب شانتاژ می گذارید؟ مگر در ایران مدرن و ادعائی شما این حقوق به رسمیت شناخته نخواهند شد؟ خوب درد شما چیست؟ فکر می کنید شمائی که جرئت گذاشتن امضایتان را زیر مقاله تان ندارید، اگر بگوئید: «اما من به عنوان یک کوشنده جامعه مدنی از سوی همه کسانی که می شناسم به شما قول می دهم که جنبش سبز با این ماهیت، حقوق اقوام ایرانی را به عنوان یک عنصر پایه و غیرقابل گفت و گو به رسمیت می شناسد.»، مردم شما را باور خواهند کرد؟ ما که شما را نمی شناسیم، پس نمی توانیم آنهائی را که شما می شناسید، بشناسیم، به چه پشتوانه ای باید به حرفهای شما اطمینان بکنیم؟ جنبش سبز که به غیر از بیانیه های آقایان موسوی و کروبی که در آنها هم به شکل محو و مبهمی به حقوق اقوام!! اشاره شده است، پلاتفرم دیگری ندارد، کجا این حقوق را به رسمیت شناخته است؟ گفتم که ما شما را نمی شناسیم ولی در عوض جبهه ی ملی را که خود را جزو جنبش سبز می داند، بخوبی می شناسیم ( آیا شما هم آنها را جزو جنبش سبز می دانید؟). همین طور نامه ی اعتراضی گروهی از «فعالان اجتماعی و فرهنگی » به « بیانیه‌ی حقوق اقلیت‌های قومی و مذهبی» آقای مهدی کروبی را نیز خوانده ایم. برای اطلاع آقای ایرانی و همفکرانشان متذکر می شوم که جبهه ی ملی امسال با براه انداختن یک جنگ صلیبی علیه فعالین ملی- مدنی آذربایجان در اعلامیه ای به «مناسبت رویداد ۲۱ آذرماه ۱۳۲۴ و ارتباط آن با رخدادهای جاری کشور»، هشدار داد که « قومپرستی ارتجاعی و ایران ستیزی نژادی از سوی جدایی خواهان ترک مسلک جایگزین ایدئولوژی مارکسیت- لنینیست گردیده... در پایگرفتن این ایدولوژی نمیتوان به بیتفاوتی های روشنفکران و روزنامه نگاران اپوزیسیون کم بها داد. آنها نه تنها درکنار مبارزه علیه استبداد جمهوری اسلامی به مبارزه علیه ایران ستیزی پان های گوناگون بسیار کم پرداخته اند، بلکه برعکس با بزرگ کردن "کرد" بودن فلان دانشجوی دستگیری، یا "آذربایجانی" بودن آن روزنامه نگارِ زندانی به این وضع قوام بخشیده اند.». همچنین گروهی از «فعالان اجتماعی و فرهنگی » که ماشاالله در بین آنها متخصص مسائل اجتماعی، جامعه شناس، روزنامه نگار و نویسنده هم کم نبود و امروزه اکثراً فعال جنبش سبز محسوب می شوند، در انتخابات ریاست جمهوری طی بیانیه ای به آقای کروبی اعتراض کرده و خواهان آن شدند که به فعالیت های ایران براندازانه اش!! خاتمه داه و بیشتر از این به زیر آتش خواسته های قومی و زبانی در ایران باد نزند. و طرفه اینجاست که بیانیه ی آقای کروبی چندان آش دهان سوزی هم نبود ولی برای نشان دادن حدود رواداری فعالین سبز امروز در رابطه با مسئله ی اقوام!! معیار و محک خوبی محسوب می شود. خوب آقای ایرانی و دوستانش باید در این باره اندیشه بکنند که تکلیف آذربایجانیها در این میان چیست؟ آنها باید قسم حضرت عباس ایشان و همفکرانشان را باور کنند و یا دم خروسی را که از زیر عبای سازمان متحدشان جبهه ی ملی بیرون آمده است؟ و متاسفانه این رگه ی اولتراناسیونالیستی (برای خارج نشدن از حدود نزاکت سیاسی لغت دیگری را که نوک زبانم است، بکار نمی برم ) و پان ایرانیستی در جنبش سبز بسیار قوی است و جبهه ملی در این مورد استثنائی محسوب نمی شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آقای ایرانی و همفکرانشان همین طور باید به این سئوال اساسی جواب بدهند که چرا باید فعالین ملی- مدنی آذربایجانی وعده ی سرخرمن و نسیه ی آنها را مبنی بر «حقوق اقوام ایرانی مانند حق آموزش به زبان مادری و حق نگه داری از میراث فرهنگی و ادبیات همه اقوام ایران» باور کنند؟ هنگامی که قانون اساسی ارتجاعی موجود، در رابطه با حق آموزش زبان مادری و حتی خود گردانی ایالت ها (هرچند به شکل مبهم و کجدار و مریز )، خیلی گشاده دست تر و نقد تر از قولهای جنبش سبز است، ملیت های غیر فارس چه مرضی دارند که در این میدان پر بلا وارد شوند؟ چه تضمینی وجود دارد که بندهای قانون اساسی موجود مبنی بر «حفظ حقوق اقوام» که بقول شما از ترس « سو استفاده های گروههای افراطی جدائی طلب» فقط روی کاغذ مانده است، با سر کار آمدن دوستان شما جامه ی عمل به خود بپوشند؟ اختلاف ما با شما نه تنها در حدود و چارچوب این «حقوق» می باشد، بلکه اساساً بر می گردد به زمان مطرح شدن این خواسته ها. موقعی که شما این «صحبت های اضافی» را موکول به بعد از سرنگونی رژیم تا به دندان مسلح می کنید، ما آذربایجانیها – که می باید برای سرنگونی رژیم خون بدهیم- به مصداق مثل «ئؤرتولو بازار سودانی پوزار» می خواهیم همین حالا و در حین مبارزه تضمین های لازم را بدست آوریم. چرا باید باور کرد که تجربه ی تلخ انقلاب بهمن تکرار نخواهد شد؟ ملت کرد ایران چرا باید باور کند که جنبش سبز بعد از بدست گرفتن قدرت برای سرکوب «خواسته های اضافی» این ملت دگر باره سنندج را توپ باران نخواهد کرد؟ مگر « مار گزیده از ریسمان سفید و سیاه نمی ترسد؟» آقای ایرانی و همفکرانشان باید انصاف داشته و قبول بکنند حالا که « هنوز نه به دار است و نه به بار» صدور اعلامیه ها و بیانیه های جبهه ی ملی و «فعالین اجتماعی و فرهنگی» کمتر جائی یرای خوش بینی باقی می گذارد. ترس و احتیاط آذربایجانیها و دیگر ملت های غیر فارس از متحدین سبزش واقعی و مبتنی بر فاکت هاست. ایرانی که زندان ملت های ساکن آن باشد، نمی تواند هیچوقت به جامعه ای مدرن و آزاد تبدیل شود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آقای ایرانی و همفکرانش باید بدانند که مشکل جنبش سبز در آذربایجان، «فعالیت های پان ترکیستی» ( به گفته ی خودتان عده ی قلیلی) نیست. جنبش سبز در درجه اول با خودش و طیف های گوناگونش مشکل دارد. جنبش سبز با رهبران فعلی اش، حالا حالا ها کار دارد تا ناف خود را کاملاً از «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» ببرد. جنبش سبز به دلیل نگاه تبختر آمیز و تحقیر آمیزش نسبت به اقشار پائینی جامعه و به دلیل شعارهای مبهم و غیر شفافش با همه ی فدارکاریهای تحسین برانگیز کوشندگان آن – که در حسن نیت خیلی از آنها شکی وجود ندارد- از جلب زحمتکشان شهر و روستا که به دلیل شرائط بد اقتصادی شان نقد ترین نیروی محرکه ی جنبش ضد استبدادی می توانند باشند و همچنین از جذب ملیت های غیر فارس کشور، سنی ها، بهائی ها و حتی اکثریت زنان کشور که به بخش متوسط جامعه تعلق ندارند، عاجز مانده است. اگر واقعاً به دنبال ایرانی مدرن و دمکراتیک هستید که در آن تکثر نه عامل ریسک و خطر، بلکه موتوری برای پیشرفت و پویائی تلقی شود، باید تکثر ملی را نه در حرف، بلکه در عمل به پذیرید. باید به توهم جمعی بیمارگونه ی روشنفکر ایرانی مرکز گرا که هر خواسته ی «نامتعارفی»!! را توطئه ی کشورهای خارجی می داند، پایان داد. با گفتن حرفهائی از نوع « کرد، آذربایجانی و بلوچ، ایرانی تر از هر ایرانی است»، آبی از جنبش ضد استبدادی مردم ایران گرم نمی شود. ما روشنفکران ملیت های غیر فارس از شنیدن و خواندن این سخنان احساس خشم می کنیم. چونکه میدانیم که این حرفها نه از روی اعتقاد قلبی گویندگان آن، بلکه بیشتر از سر فرصت طلبی و شیره مالیدن بر سر ملیت های غیر فارس زده می شود،. این کشور که ایران است نامش، علیرغم همه ی بزرگنمائی ها و گنده گوئی های وطن پرستانه!! بیمار و عقب مانده است. عمر این بیماری نیز بسی بیشتر از سی سال حاکمیت اسلامیان است. این بیماری بدون یک جراحی عمیق قابل درمان نیست. با رفتن احمدی نژاد و خامنه ای و آمدن عمر و زیدی در کسوتی دیگر مشکلات کشور حل نخواهند شد. دولت قدر قدرتی که پول کلان نفت را در اختیار داشته باشد، در صورت عدم تقسیم قدرت ما بین دولت مرکزی و ملیت های ساکن کشور، در کشوری که فاقد سنت های دمکراتیک است، حتی با حسن نیت سبزش استبداد را بازسازی و باز تولید خواهد کرد. تا کی می خواهید آزموده را دگر باره بیازمائید؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آقای ایرانی و همفکرانش باید بدانند که معنی اتحاد و همکاری نه شعار «همه با هم و داشتن وحدت کلمه» و حل شدن در جنبش سبز و شرکت در آن بدون «هر گونه پرسش و چون چرائی»، بلکه ایجاد جبهه ای از نیروهائی است که منافع مشترکی در مبارزه علیه اسبتداد قرون وسطائی حاکم و ایجاد جامعه ای عادل - که در آن انسانها بدون زور و چماق دولتی آنگونه که می خواهند، زندگی بکنند- دارند. این نیروها در جامعه ی موجود ایران همه ی اقشاری را که از این استبداد و سیستم مافیائی صدمه می بینند، در بر می گیرد. اینها هم همانا زنان، جوانان، زحمتکشان شهر و روستا، ملیت های غیر فارس، سنی ها، بهائی ها، اهل حق و اقلیت های مذهبی دیگر می باشند. بهتر است بدانید که زنان، جوانان و زحمتکشان ملیت های غیر فارس یک دلیل اضافی نیز برای مبارزه با سیستم موجود دارند. آن هم ستم ملی موجود در کشور است. عوض رتوش و سر پوش گذاشتن بر اختلافات موجود باید به روشنی و شفافیت در باره ی آنها بحث کرد. با «انشاالله گربه است» اکثریت زنان، زحمتکشان و ملیت های غیر فارس وارد این میدان پر خطر نخواهند شد. و علیرغم آرزوها و ادعاهایتان، مطمئن باشید بدون ایجاد چنین جبهه ای و فقط با نیروی بخشی از مردم تهران، پائین کشیدن چنین حاکمیتی عملی نخواهد شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- جنبش مردم آذربایجان در مقابل جنبش سبز قرار ندارد. رژیم جمهوری اسلامی می خواهد سر به تن هیچکدام از آنها نباشد. ملت آذربایجان بیشتر از هر ملتی در ایران از دیکتاتوری پهلوی های پدر و پسر و رژیم توتالیتر ضد بشری جمهوری اسلامی صدمه دیده است. ملت آذربایجان برای مبارزه علیه این سیستم ضد بشری با تمام وجود آماده است. آذربایجان آتش زیر خاکستر است و قیام اول خرداد 1385 نشان داد که هر آن امکان شعله ور شدن آن می رود. منتها نه برای گوشت دم توپ شدن برای اصلاح طلبان!! بلکه برای جامه ی عمل پوشاندن به خواسته هائی که نزدیک به صد سال از سر رسید آنها گذشته است. متواضع باشید! اینگونه سخن گفتن با ملتی که حق زیادی به گردن جنبش آزادی خواهی و عدالت جوئی در ایران دارد، شایسته ی کسانی نیست که در پی انداختن طرح نوئی برای این کشور هستند. بیخود سعی نکنید که این جنبش را در مقابل جنبش سبز قرار دهید. جنبش مردم آذربایجان با تنوع اشکالش (طنین شعارهای رادیکال در زیر آتش سنگین توپخانه ی دشمن طبیعی است) جنبشی است ضد دیکتاتوری که علیرغم ضعفهائی که دارد (در داخل این جنبش نیز بحث هائی جریان دارد که باید به نتایج مشخصی برسند) در صورت رسیدن به اهدافش به سو ظن ها و عدم اعتماد موجود بین ملت های ساکن کشور پایان داده و دوستی پایدار و داوطلبانه ی آنها را برای همیشه تامین خواهد کرد. جنبش مردم آذربایجان نه در مقابل جنبش سبز بلکه همانند جنبشهای کردها، عربها، بلوچها و ترکمن های ایران به موازات آن حرکت می کند. ادعاهای سخیفی از این دست که شرکت نکردن آذربایجانیها در جنبش سبز، نشان عقب ماندگی آنهاست، البته که به نفع رژیم حاکم جمهوری اسلامی تمام خواهد شد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آقای بامداد ایرانی و همفکرانش نباید هیجان زده بشوند! جنبش ضد استبدادی مردم ایران برای رسیدن به اهدافش هنوز راه درازی در پیش دارد. هنوز زمان تقسیم غنایم!! نرسیده است که آنها از حالا سهم شیر را برای خودشان می خواهند. آقای ایرانی و دوستان سبزش باید بدانند دورانی که مرکز ( بخوان تهران) برای آذربایجان (و ملیت های غیر فارس) تعیین تکلیف می کرد، در حال به سر آمدن است. مدرن بودن، تهمت زدن و کف بر دهان آوردن نیست. وظیفه ی جنبش سبز اعتماد سازی و رفع سوظن موجود بین این جنبشها است. این نیز عملی نیست جز با پذیرفتن خواسته های بر حق ملیت های غیر فارس و آغاز دیالوگی پایدار در باره ی نکات مورد اختلاف و اشتراکات موجود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پایان &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-2549796739132856232?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/2549796739132856232/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/02/blog-post_18.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2549796739132856232'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2549796739132856232'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/02/blog-post_18.html' title='جنبش سبز و شمشیر داموکلس «پان ترکیسم»!'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-5046264879412349679</id><published>2010-02-17T10:00:00.000+03:30</published><updated>2010-02-17T10:01:01.795+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='29 بهمن'/><title type='text'>دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را&lt;br /&gt;بی بصیرت کی توان دیدن چنین تبریز را&lt;br /&gt;هر چه بر افلاک روحانیست از بهر شرف&lt;br /&gt;می نهد بر خاک پنهانی جبین تبریز را&lt;br /&gt;پا نهادی بر فلک از کبر و نخوت بی درنگ&lt;br /&gt;گر به چشم سر بدیدستی زمین تبریز را&lt;br /&gt;تو اگر اوصاف خواهی هست فردوس برین&lt;br /&gt;از صفا و نور سر بنده کمین تبریز را&lt;br /&gt;گر نه جسمستی تو را من گفتمی بهر مثال&lt;br /&gt;جوهرین یا از زمرد یا زرین تبریز را&lt;br /&gt;چون درختی را نبینی مرغ کی بینی برو&lt;br /&gt;پس چه گویم با تو جان جان این تبریز را. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتی در ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ تبریز به پاخواست تا علیه دیکتاتوری بشورد ایران در سکوتی مرگبار فرورفته بود. قیام مردم تبریز ایران را بیدار کرد و مردم تهران و سایر شهرهای یکی بعد از دیگری به انقلاب پیوستند و مردم تبریز سالگرد قیام خود را در ایران آزاد جشن گرفتند. افسوس و صد افسوس که سرکوب مردم تبریز و زندانی کردن آیت‌الله العظمی شریعتمداری که نقش مهم و تعیین کننده‌یی در انقلاب ۵۷ داشت سرآغاز شکست انقلاب آزادیخواهانه‌ی مردم ایران بود و سال‌های شوم دیکتاتوری جمهوری اسلامی با سرکوب مردم آذربایجان و سپس کردستان و سرانجام تمام ایران آغاز شد.&lt;br /&gt;تمام مردم ایران زیر فشارهای اقتصادی و ضدفرهنگی و محدودیت‌های ریز و درشت جمهوری اسلامی به سر می‌برند اما کسانی که با زبانی غیر از فارسی(۲) صحبت می‌کنند زیر ظلم مضاعف هستند. طبیعی‌ترین حق مردم این است که به زبان خود صجبت کنند، به خطی که می‌پسندند کتاب و روزنامه منتشر کنند، رادیو و تلویزیون به زبان مادری داشته باشند و در مدرسه و دانشگاه با همان زبان آموزش ببینند و مکاتبات رسمی و اداره‌یی خود را، در استان‌هایی که اکثریت را تشکیل می‌دهند، به زبان خود بنویسند.&lt;br /&gt;مردم کردستان و آذربایجان و سایر مناطقی که زبان و خط مخصوص خود را دارند قبل از انقلاب و پس از آن همواره تحت فشار بوده‌اند که از زبان خود استفاده نکنند و بهانه‌یی که برای این اجبار آورده شده است سفسطه‌یی بی‌مقدار بیش نیست. وحدت ملی در سایه حذف ملت‌های مختلف به دست نمی‌آید در هم‌زیستی ملت‌ها به دست می‌آید. تورک‌ها، کردها، بلوچ‌ها، ترکمن‌ها، فارس‌ها… ملت‌های مختلف تشکیل دهنده‌ی ایران هستند و باید دارای حقوق مساوی و برابر باشد و کمترین حق این است که حداقل در استان‌های محل زندگی‌شان زبان رسمی زبانی باشد که اکثریت مردم سخن می‌گوید.&lt;br /&gt;دموکراسی‌های سکولار و لائیک نه تنها دولت و حکومت را از مذهبی خاص بری می‌دارند و حق مساوی برای ادیان مختلف و بی‌دینان قایل هستند برای ملیت‌های مختلف و زبان‌های مختلف نیز چنین حقی قایل هستند. در کشورهای چندزبانی پیشرفته دو یا چند زبان رسمی وجود دارد و در استان‌هایی که اکثریت مردم با زبانی خاص صحبت می‌کنند از اول همان زبان است و از زبانی که در کل کشور داری اکثریت سخنگویان است به عنوان زبان دوم استفاده می‌شود.&lt;br /&gt;آذربایجان و ترک‌ها بزرگترین ملت تشکیل دهنده‌ی ایران هستند و زبان آنان اگر بیشتر از زبان فارسی سخن‌گو نداشته باشد فاصله‌ی زبادی با زبان فارسی ندارد. کمترین حق مردم آذربایجان این است که در استان‌هایی که اکثریت مردم به زبان تورکی صحبت می‌کنند این زبان به عنوان زبان رسمی نخست و زبان فارسی به عنوان زبان رسمی دوم انتخاب شود. در سایر استان‌ها هم وضع باید چنین باشد. از آموزش و پرورش گرفته تا تابلوهای راهنما باید دو زبانه باشد. این‌ها مسائل ساده‌یی هستند که سال‌هاست در کشورهای پیشرفته حل شده است و اگر ما ادعا داریم ملتی پیشرفته هستیم باید از تجارب آنان استفاده کنیم. امکاناتی که تکنولوژی در اختیار ما قرار می‌دهد به راحتی امکان چند زبانه بودن فراهم است و هر گونه کارشکنی در این امر موجب رشد اندیشه‌های جدایی‌طلبانه می‌شود.&lt;br /&gt;به هر حال تورک‌ها اگر می‌خواهند در ایرانی آزاد و مبتنی بر دموکراسی سکولار زندگی کنند و با زبان خود صحبت کنند و به خط خود بنویسند فردا ۲۹ بهمن باید به خیابان‌ها بیایند و آزادی و دموکراسی را بخواهد. اگر می‌خواهد از فقری که گریبان‌گیر تمام ایران شده است نجات پیدا کنند، اگر می‌خواهند در جامعه‌یی انسانی با کلیه حقوق انسانی در اجتماعی مترقی و مبتنی بر ارزش‌های دموکراتیک و سکولار به زندگی‌یی که در شان‌شان است بپردازند باید ۲۹ بهمن، فردا، به خیابان بیایند و «جمهوری ایران» را بخواهند جمهوری که تمام ملت‌ها حق برابر دارند و هیچ قوم ملتی نمی‌تواند بر سایر ملت‌های تشکیل دهنده‌ی ایران جهموری خواسته‌ها خود را دیکته کند. در خانه نشستن و به انقلاب در جریان مردم ایران نپیوستن یعنی به همین خفتی که گریبانگیر همه‌مان است تن دادن. تا «جمهوری اسلامی» است هیچ کس در این مرز و بوم رنگ زندگی شرافتمندانه‌ی انسانی را نخواهد دید. این هیولای هزار سر را باید تمام مردم ایران با اتحاد و یک‌پارچگی به زیر شکند. «کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود.»&lt;br /&gt;تمام جهان فردا به ایران چشم دوخته است و تمام ایران به آذربایجان و تبریز، آیا خاطره‌ی قهرمانی‌های صد سال گذشته، از صدر مشروطه تا انقلاب بهمن، تجدید می‌شود آیا دوباره تبریز و آذربایجان یک‌بار دیگر موجبات آزادی ایران را فراهم می‌آورند و این‌بار به خانه نمی‌روند تا فقط پلی برای آزادی نباشند و خود نیز به حقوق فراموش شده‌ی‌شان برسند. پیش به سوی ایرانی آزاد و آذربایجانی رها از تبعیض و نابرابری.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-5046264879412349679?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/5046264879412349679/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/02/blog-post.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/5046264879412349679'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/5046264879412349679'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/02/blog-post.html' title='دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-6608871372682301859</id><published>2010-01-28T19:37:00.000+03:30</published><updated>2010-01-29T16:05:14.644+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تراکتور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جنبش سبز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><title type='text'>معمای طرفداران پرشمار تراکتورسازی  و واکنشهای جنبش سبز!</title><content type='html'>&lt;div align="right" class="separator" style="clear: both; text-align: center;"&gt;&lt;a href="http://tractorspor.ir/files.php?file=mog5.jpg" imageanchor="1" style="margin-left: 1em; margin-right: 1em;"&gt;&lt;img border="0" height="300" src="http://tractorspor.ir/files.php?file=mog5.jpg" width="400" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;b&gt;جنبش سرخ جامگان آذربایجان قدرت و اتحادش را در میادین فوتبال به رخ می کشد ولی برای ورود به میدان مبارزه منتظر تغییری اساسی و جدی در نگرش سبزهاست چون بدون آن ورود به مبدان مبارزه جز ضرر فایده ای نخواهد داشت. سبزها باید بدانند که همه ایران سبز نیست بلکه رنگین کمانی از رنگهاست و آذربایجان سرخ سرخ است! ...&lt;/b&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مقدمه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این نوشته به نسبت طولانی سعی دارد به دهها پرسش بی پاسخی که این روزها در رسانه های جنبش سبز در مورد دلایل اقبال غیرعادی و خارج از انتظار آذربایجانیان به تراکتورسازی مطرح می شود، آن هم در زمانه ای که کشور غرق بحران سیاسی بزرگی است و مبارزه ای خونین و نابرابر با حاکمیت استبداد در جریان است، پاسخ دهد. در واقع همگان با دیدن صحنه های حضور دهها هزارنفری آذربایجانی ها در میادین ورزشی و تشویق پرشور این تیم، غرق در حیرت می شوند که چگونه ممکن است آذربایجانی که نقشی انکار ناپذیر در همه تحولات تاریخ معاصر ایران داشته، اینگونه به حوادث دردناکی که در کشور می گذرد بی اعتنا باشد و چنان استقبالی از بازی های تراختور بکند، تو گویی که هیچ اتفاقی در این مملکت نیافتاده و همه چیز به خوبی خوشی در جریان است و آذربایجانیان فرصتی برای تفریح در میادین ورزشی پیدا کرده اند! چگونه می شود این معما را توضیح داد؟ این مقاله سعی می کند، پاسخ این سوالات گاه آزاردهنده را بیابد. اگر شما هم مثل من در این زمینه کنجکاو هستید، این مقاله را با حوصله تا آخر بخوانید و نظراتتان را بنویسید تا بتوانیم این پدیده اجتماعی را رمزگشایی کنیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;رکوردی باورنکردنی در یک مسابقه معمولی و نه چندان حساس!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روز جمعه 2 بهمن ماه، ورزشگاه سهند تبریز (که نام دولتی اش یادگار امام است) شاهد حادثه ای غیرمعمول در دنیای فوتبال بود. در حالیکه مسابقه تیمهای تراکتور سازی (که به ترکی همه تراختور می گویند) و مقاومت شیراز یک مسابقه معمولی و بدون حساسیت ویژه بود، به اعتراف همه رسانه های دولتی، بیش از 110 هزار نفر به صورت فشرده داخل استادیوم [1] و حتی بالای دکل ها و اسکوربورد ورزشگاه حاضر شدند و بیش از 50 هزار نفر پشت درهای ورزشگاه ماندند [2] و از روی تپه های اطراف به تماشای بازی پرداختند حتی تعدادی از خانمها هم در تپه های اطراف ورزشگاه برای تماشای بازی حاضر بودند [3]. این در حالی بود که چند ساعت قبل از بازی شبکه سهند تبریز مرتب از مردم می خواست که به ورزشگاه نیایند چون ورزشگاه پر است و جای خالی ندارد! حتی خبرگزاری دولتی ترکیه در سایت رسمی فارسی زبانش از آمدن بیش از 200 هزار نفر به ورزشگاه خبر داد [4]. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاید بتوان با جرات ادعا کرد که این تعداد تماشاگر برای دیدن یک مسابقه غیرحساس و معمولی در هیچ کجای جهان تاکنون سابقه نداشته است. این تعداد تماشاگر در حالیست که حکومت درخواستهای مکرر طرفداران برای پخش سراسری مسابقات تراکتورسازی و یا لااقل پخش آن از شبکه های استانهای ترک نشین شمال غرب کشور را بی پاسخ گذاشته است. بدیهی است که پخش زنده این مسابقات از شبکه های استانی آذربایجان غربی، اردبیل، زنجان و... می تواند در افزایش تعداد طرفداران این تیم نقش بسیار زیادی داشته باشد. اما نه تنها حکومت که حتی برخی از ایرانیان خارج از کشور هم در بایکوت تراکتورسازی و طرفدارانش هم داستانند. سایت glwiz.com که همه تلویزیونهای فارسی زبان و افغانی و حتی بعضی تلویزیونهای ترکی، کردی، آذربایجانی و ... را هم پخش می کند، مدتی پس از پخش شبکه سهند تبریز، بنا به دلایلی نامعلوم! این شبکه را از لیست کانالهای خود حذف کرد، در حالیکه همه کانالهای استانی دیگر را پخش می کند! لابد به این دلیل که طرفداران تراختور در خارج از کشور بار این سایت را سنگین می کردند!؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دلیل این همه استقبال از تراختور چیست؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما واقعا دلیل این حادثه عجیب چیست؟ آیا این همه شور و شوق فقط به خاطر یک تیم فوتبال است؟ چنین تصوری فقط یک ساده انگاری محض خواهد بود. نگاهی به شعارهایی که در این بازی ها توسط تماشاگران داده می شود، به سادگی نشان می دهد که این یک حرکت اجتماعی است با خواسته هایی مدنی که در قالب طرفداران یک تیم بروز یافته است. شعارهای کلیدی که توسط همه سرداده می شود عبارتند از «آذربایجان، یاشاسین» (آذربایجان، زنده باد)، «آذربایجان وار اولسون، ایسته مه ین کور اولسون» (آذربایجان پاینده باد، کور شود هرآنکس که نتواند دید!)، «آذربایجان دیاریمیز، تراختور ایفتیخاریمز» (آذربایجان دیارمان، تراختور افتخارمان)، «آذربایجان یوردوموز، تراختور بوزقوردوموز» (آذربایجان سرزمین مان، تراختور گرگ خاکستری مان. توضیح: گرگ خاکستری توتم افسانه ای ترکهاست که برطبق افسانه ها نسل ترکها را از نابودی نجات داده است. این شعار اشاره ای است به نقش امروزین تراختور در حفظ هویت ترکی آذربایجانیان در ایران و جلوگیری از نابودی آن در پروسه آسیمیلاسیون فرهنگی و زبانی، مشابه همان نقشی که گرگ خاکستری افسانه ای در جلوگیری از نابودی نسل ترکها داشته است. البته باید دقت کرد که این نماد هیچ ربطی به پان ترکیسم ندارد و اینکه برخی احزاب پان ترکیست بویژه در ترکیه از این نماد افسانه ای سوء استفاده کرده اند، دلیلی بر کنار گذاشتن آن نمی شود. گرگ خاکستری، چیزی شبیه سیمرغ در افسانه های فارسی است. برای یک آذربایجانی، نماد گرگ خاکستری که با اشاره انگشتان دست نیز به صورت همزمان در ورزشگاه نشان داده می شود، بیانگر همان شعار «هارای هارای من ترکم» است و نه چیزی بیشتر. در واقع اعتراضی است به تئوریهای ساختگی آریایی نژاد بودن آذربایجانی ها که با هدف آسمیله کردن و نابودی زبان و فرهنگ ترکهای آذربایجانی ابداع شده است و هیچ پشتوانه علمی ندارد و بیشتر با اغراض سیاسی مطرح شده است. از طرف دیگر علامت بوزقورد همان کاربردی را دارد که علامت V انگلیسی برای جنبش سبز دارد و نشان دهنده اتحاد و رمز پیروزی آذربایجانیهاست. به همین دلیل است که ورزشگاه سهند را دره گرگها هم می نامند.)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در کنار این شعارهایی که همیشه داده می شوند، برخی شعارها هم در حاشیه مسابقات داده می شود که بیشتر رنگ و بوی سیاسی و مطالبات مشخص زبانی و فرهنگی دارد که مهمترین آنها «تورک دیلینده مدرسه، اولمالیدیر هرکسه» (مدرسه به زبان ترکی (زبان مادری) برای همه) می باشد که در واقع یکی از خواستهای اصلی و در عین حال ابتدایی آذربایجانی هاست [5]. اما این مسائل فقط به داخل استادیوم محدود نمی شود و «تراختور» به سمبل نافرمانی مدنی و مبارزه منفی آذربایجان هم تبدیل شده است که در جریان سفر احمدی نژاد به تبریز هم به خوبی خود را نشان داد [6]. دانش آموزان و کارمندانی که به زور برای استقبال از احمدی نژاد آورده شده بودند، یکصدا در پاسخ همه شعارهایی که از تریبون تحمیلی برای خوش آمد گویی به احمدی نژاد داده می شد، فقط تراختور را تشویق کردند! در واقع تراختور به یک بهانه برای مبارزه منفی آذربایجان بر علیه سیستم حاکم تبدیل شده است که حتی طرز تلفظ اش هم یک نوع دهن کجی به زبان و سیستم حاکم است! اینجا باید توضیح دهم که حتی در زبان رسمی ترکی آذربایجانی هم تلفظ درست تراکتور (Traktor) است و «خ» تلفظ نمی شود ولی اصرار بر تلفظ به صورت تراختور که به لهجه تبریزی است، در واقع فقط نشان از وجود نوعی حس مبارزه منفی با سیستم حاکم و تمام نمادهای آن در میان مردم دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واکنش متضاد جنبش سبز به پدیده سرخ جامگان تراختور!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبشی که پس از انتخابات ریاست جمهوری به راه افتاد و نام جنبش سبز به خود گرفت، واکنشی متضاد به این پدیده اجتماعی دارد. در حالیکه انتشار ویدیوی استقبال از احمدی نژاد و دهن کجی مردم با شعار تراختور، تا حدودی با استقبال جنبش سبز روبرو شد، در کل این جنبش نگاهی منفی نسبت به این حرکت دارد که بویژه پس از مسابقه جنجالی اس ام اس برنامه نود، حتی تبدیل به نوعی تقابل شده است! در واقع حکومت توانست با اجرای شوی برنامه نود، اختلاف بین ترک و فارس را عمیق تر کند. از یک طرف با ایجاد اخلال عمدی در سیستم مخابرات در مناطق ترک نشین و پایین نگهداشتن تعداد آرای تراکتورسازی سعی کرد با تحقیر ترکها با رقم 11 درصد (200 هزار رای)، تب طرفداری از تراختور را در آذربایجان خاموش کند. چون به هر حال در وضعیت فعلی حکومت، هر گونه تجمع بزرگ از مردم ناراضی می تواند ناخواسته تبدیل به یک اعتراض بزرگ شود. بنابراین حکومت در عین حالیکه از مشغول شدن آذربایجانیها با فوتبال و تراختور و نپیوستن عملی به جنبش سبز خشنود است، نمی خواهد این حرکت آنقدر گسترش یابد که از کنترل خارج شود! لذا حکومت به این پدیده اجتماعی به عنوان یک نگرانی امنیتی بالقوه هم نگاه می کند که پلمب کردن چاپخانه ها در تبریز به دلیل چاپ پوسترهای تراختور و دستگیری های متعدد در حاشیه این بازیها دلیلی بر این مدعاست. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از طرف دیگر رژیم موفق شد تا با تحریک احساسات ناسیونالیستی دیگران بر علیه ترکها و تراختور، عملا جنبش سبز را در برابر سیل طرفداران این تیم قرار دهد و سبزها با دفاع از تقلب واضح حکومت بر علیه تیم تراختور، دچار چنان اشتباهی شدند که اگر سریعا اصلاح نشود، ضربه سنگینی به مبارزات مردمی با حکومت وارد خواهد آمد. متاسفانه برخی ها وقتی پای آذربایجان به میان می آید، اصلا به خودشان زحمت فکر کردن نمی دهند و به راحتی ادعای حکومت و صدا و سیمایش را در مورد درست بودن نتیجه رای گیری برنامه نود می پذیرند و حتی از آن پیروزمندانه استقبال می کنند! قبل از اینکه دلایلم را برای اثبات تقلب واضح در برنامه نود بیان کنم، ابتدا به این سوال پاسخ می دهم که عده ای می گویند که اصلا چه اهمیتی دارد که تقلب شده یا نشده؟! اولا شاید برای من و شما که طرفدار فوتبال نیستیم اهمیتی نداشته باشد ولی برای دهها هزار نفری که هزار کیلومتر راه را می کوبد و به تهران می رود تا تیم مورد علاقه اش را تشویق کند، خیلی مهم است! ثانیا اگر برای شما اهمیتی ندارد، پس لااقل در مورد آن سکوت می کردید! چرا بلافاصله با ذوق و شوق اخبارش را منتشر کردید و در بالاترین خبر داغ برایش ایجاد کردید تا حال ترکها را گرفته باشید! ثالثا همانطور که در بالا مفصل توضیح دادم تراختور فقط یک تیم فوتبال نیست، یک پدیده اجتماعی است که پیش زمینه ظهور یک نافرمانی مدنی و مبارزه منفی با حاکمیت را آماده می کند. پس از این نظر بسیار هم مهم است! بویژه آن که آذربایجان این راه را برای مبارزه با حاکمیت انتخاب کرده است که دلایلش را بعدا توضیح خواهم داد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تقلب عمدی و واضح در برنامه نود &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برای اینکه ثابت شود که چرا تقلب صورت گرفته، فقط کافی است به تعداد کسانی که اقدام به رفتن به ورزشگاه سهند تبریز کرده اند، نگاهی بکنیم و کمی بیاندیشیم! به اعتراف اکثر رسانه ها بین 160 تا 200 هزار نفر در روز جمعه به ورزشگاه رفته اند که فقط 110 تا 120 هزار نفر موفق به دیدن بازی از نزدیک شدند. این در حالی بود که صدا و سیمای تبریز مرتب اعلام می کرد که ورزشگاه پر شده و دیگر کسی نیاید! حال اگر 200 هزار نفر در طرفداری از تراختور آنقدر مصمم هستند که حاضرند در شرایط سخت بدی راه و ترافیک سنگین به استادیوم بروند، چطور ممکن است که تعداد اس ام اس های طرفداران این تیم از سرتاسر کشور درست برابر با تعداد کسانی باشد که به استادیوم می روند!؟ فقط در نظر بگیرید که هر طرفدار سرسخت به راحتی می تواند 5 تا 10 رای از اطرافیانش برای تیم جمع کند. هرکسی خواهر، برادر، مادر، پدر، همسر، دوست نزدیکی ... دارد که به ورزشگاه نمی رود ولی همان طرفدار متعصب با اصرار هم که شده، برای اثبات پر تعداد بودن طرفداران تیمش رای او را برای تراختور می گیرد! از طرف دیگر دقت کنید که بیش از نصف کسانی که آن روز به ورزشگاه رفتند طبیعتا تبریزی بودند ولی تراختور در همه جای آذربایجان طرفداران بسیاری دارد که نمی توانند به ورزشگاه بیایند و این برای تمام تیمها طبیعی است. یعنی اگر فقط فرض کنیم به ازای هر یک نفر تماشاگر، 5 نفر رای به تراکتورسازی داده باشند، باید یک میلیون رای برای این تیم بدست می آمد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برخی دچار این اشتباه می شوند که استدلال می کنند چون تراختور فقط در استانهای ترک نشین طرفدار دارد ولی پرسپولیس و استقلال در سرتاسر ایران طرفدار دارد، پس بی تردید طرفداران تراختور کمترند. اول از همه باید بگویم که این استدلال دو اشتباه اساسی دارد. اول اینکه فرض می کند همه مردم ایران حتما طرفدار یک تیم فوتبال هستند و دوم اینکه با تکیه بر این فرض غلط و با این پیش فرض که تراختور فقط در آذربایجان طرفدار دارد، نتیجه می گیرد که چون فقط جمعیت تهران و حومه اش به تنهایی از کل استانهای شمال غرب کشور بیشتر است، پس بی تردید استقلال و پرسپولیس پر طرفدارترند. اما مساله مهمتر از اینکه چه تیمی پرطرفدارتر است این که چرا تعداد رای های تراکتورسازی این قدر کم بوده است؟ یعنی فقط کسانی که به استادیم می روند طرفدار تراکتورند و بقیه طرفدار پرسپولیس! چرا نسبت تعداد تماشاگر به تعداد اس ام اس ها در سایر تیمها اینقدر کم ولی در تراکتور سازی یک به یک است؟ از طرف دیگر واقعا شما بعد از اینهمه اتحاد مردم آذربایجان که همه یکصدا می گفتند، تقلب شده و اس ام اس هایشان ارسال نمی شد، اکثریت آذربایجانی ها را به دروغ گویی متهم می کنید و صدا و سیمای جمهوری اسلامی را راستگو می دانید؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;طرفدار فوتبال تعریف مشخصی دارد. کسی را می توان طرفدار یک تیم فوتبال دانست که یا بازی های تیمش را در استادیوم یا تلویزیون تماشا کند و یا حداقل نتیجه مسابقات و اخبار ورزشی مرتبط را از طریق رسانه های مختلف ورزشی به صورت مداوم دنبال کند. با این تعریف دیگر نمی توان با مقایسه جمعیت، به مقایسه تعداد طرفداران پرداخت. طرفداری از تراختور در آذربایجان چنان پدیده همه گیری شده است که فقط آن را می توان با طرفداری مردم از بازیهای تیم ملی مقایسه کرد. یعنی همانطور که در بازیهای جام جهانی خیلی از مردمی که اصلا فوتبال باشگاهی را دنبال نمی کنند، هم به یکباره طرفدار فوتبال می شوند، در آذربایجان و بویژه آذربایجان شرقی که مسابقات به صورت زنده از تلویزیون پخش می شود، هم این پدیده به هر دلیلی رخ داده است. البته بدیهی است که تراختور تیم ملی آذربایجانیها نیست چون خیلی از بازیکنانش غیر بومی اند ولی حمایت مردم از این تیم چنین تشابهی را به ذهن می رساند. البته مثال بهتر برای توضیح این پدیده، مقایسه این وضعیت با هواداری یکپارچه اقلیت اتنیکی کاتالانهای اسپانیا از تیم بارسلونا می باشد در حالیکه بسیاری از بازیکنان این تیم غیر بومی اند. حتی پلاکاردهایی با مضمون «تراختور، بارسلونای آذربایجان» هم بارها در ورزشگاه مشاهده شده است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا آذربایجان این شیوه عجیب را برای مبارزه منفی انتخاب کرده است؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اول از همه باید بگویم که گاهی شرایط و خفقان به گونه ای است که شما مجبور می شوید که از ممکن ترین راه وارد شوید و لزوما راهی که انتخاب کرده اید، ایده آل مطلوبتان نیست! ثانیا این حرکت کاملا خودجوش بوده است نه یک برنامه ریزی پیچیده و توطئه پان ترکیست ها! خود همین جنبش سبز را دقیق تر ببینیم. بسیاری از کسانی که الان طرفدار جنبش سبز هستند، پیش از انتخابات طرفدار تحریم بودند و بارها موسوی کاندیدای نظام نامیده شد، دانشجویان در دانشگاهها پلاکاردهایی در محکومیت قتل عام زندانیان در دهه شصت در دست داشتند و از موسوی تقاضای پاسخ صریح داشتند که هرگز نگرفتند! کروبی شیخ اصلاحات همان کسی بود که به عنوان رئیس مجلس حکم حکومتی رهبر برای مسقوط گذاشتن لوایح دوگانه خاتمی از جمله همین اصلاح قانون انتخابات و قانون مطبوعات را پذیرفته بود و تلاش مجلس ششم را عقیم گذاشته بود! آیا موسوی و کروبی گزینه مطلوب جنبش سبز بود یا گزینه ای از روی ناچاری و با دید پراگماتیسم و عمل گرایی؟! خیلی راحت می شود جنبش سبز را به تمسخر گرفت! جنبش دفاع از انتصابات! جنبش دفاع از نخست وزیر قتل عام های دهه شصت! ... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما چرا ما این کار را نمی کنیم، چون می فهمیم که موسوی و کروبی بهانه ای است برای مخالفت با این حکومت در چهارچوب قوانین خودش! تاکتیکی است برای کاهش هزینه مبارزه و توده ای کردن آن. برای مبارزه با یک حکومت دیکتاتوری، کمیت مخالفان بسیار مهمتر از کیفیت شعارهایی است داده می شود. تظاهرات میلیونی سکوت در هفته اول بعد از انتخابات بسیار موثرتر از تظاهراتهای پراکنده چند هزار نفری بود که در آن شعارهایی مثل مرگ بر جمهوری اسلامی داده شد. در واقع تظاهراتهای بعدی پس لرزه های کوچک آن زمین لرزه بزرگ بودند که پایه های حکومت را به شدت متزلزل کردند با آنکه کاملا در سکوت برگزار شدند و هیچ شعاری بر علیه رژیم داده نشد. در یک حکومت دیکتاتوری این اتحاد عمل مردم است که سرنوشت ساز است و نه درجه شدت شعاری که چند صد نفر در گوشه ای سرمی دهند و فیلمش را پخش می کنند! چنین حرکتهای پراکنده ای حتی اگر خیلی هم شعارهای تند داده شود، تاثیر چندانی بر حکومت ندارد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در واقع نکته اینجاست که هرچه شعارهای داده شده تندتر باشد، افراد بیشتری احساس خطر می کنند و وارد گود نمی شوند. بنابراین بالابردن سطح شعارها یک اشتباه تاکتیکی بود که جنبش سبز مرتکب شد. البته همین اشتباه را آذربایجانی ها هم سه سال قبل در خرداد 1385 به نوعی مرتکب شدند و حتی گاهی مشاهده می شود که در حواشی مسابقات تراختور هم در بعضی جاها همین اشتباه تکرار می شود. البته مطمئن باشید که خود عناصر نفوذی حکومت در بالابردن سطح شعارها نقشی اساسی دارند و مردم عصبانی هم ناآگاهانه با آنها همراه می شوند. لذا پایین نگه داشتن سطح شعارها و خواسته ها عاملی کلیدی در موفقیت و تداوم یک حرکت اجتماعی است. شاید گفته شود وقتی مردم به گلوله بسته می شوند، دیگر چه کار باید کرد؟! پاسخ این است که چون رژیم ادعا می کند که ماموران خودش تیراندازی نکرده اند! باید خواستار شناسایی و مجازات مرتکبین به تیراندازی شد و این خواسته را مصرانه و با اجتماعات میلیونی پی گیری کرد بدون آنکه شعاری بر علیه کلیت نظام داده شود. عجله کردن در بالابردن سطح شعارها باعث ترسیدن مردم در پیوستن به این جنبش و در نهایت پراکندگی نیروها و زوال جنبش می شود. البته گفتنش راحت است ولی باید مردم را توجیه کرد تا حتی اگر عصبانی شدند و جسد بی جان هم نوعشان را در مقابل چشمانشان دیدند هم جلوی خودشان را بگیرند و فقط در چهارچوبی حرکت کنند که حکومت نتواند نیروهای وفادار به خودش را برای کشتار مردم قانع کند. در یک جمله ساده اگر خلاصه کنم، برای ایجاد یک انقلاب و سرنگونی حکومت، باید در هر مرحله ای، کوچکترین خواسته ممکن را از حکومت بخواهید که مطمئن هستید به شما نخواهد داد! اگر توانستید این خواسته را بگیرید می توانید مصمم تر خواسته ای بزرگتر را مطرح کنید و بدین ترتیب یکجایی حکومت تصمیم خواهد گرفت که دیگر تسلیم نشود و همین سماجتش رشته کار را از دستش خارج خواهد ساخت و آنجاست که شما به هدفتان رسیده اید بدون آنکه شعار مرگ بر جمهوری اسلامی یا مرگ بر خامنه ای داده باشید! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا آذربایجان به جنبش سبز نپیوست و به دنبال راه مستقلی می گردد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دلایل مختلفی برای این امر وجود دارد. اول اینکه از همان پیش از انتخابات کاندیدای آذربایجان متفاوت با بقیه بود و اکبر اعلمی تنها کاندیدایی بود که آذربایجانی ها روی آن تقریبا اتفاق نظر داشتند ولی رد صلاحیت اعلمی آذربایجان را دچار دوپارگی و حتی انفعال کرد. بسیاری از فعالین آذربایجانی بی طرف ماندند و تحریم کردند و برخی هم که قصد طرفداری از موسوی را داشتند مثل آقای حسن ارک در تبریز، توسط مسئولین ستاد موسوی طرد شدند! آنها به آقای ارک گفته بودند که ستاد موسوی جای تجزیه طلبان نیست! حالا آقای ارک به کنار، حتی آقای موسوی حاضر نشد تا نظر مثبت اعلمی را هم به سوی خود جلب کند و برخلاف قول و قراری که در تماس تلفنی با او داشت، حاضر نشد به رد صلاحیت اعلمی اعتراض کند و اعلمی هم که حقیقتا به دنبال راهی برای حمایت از موسوی بود، اجبارا سکوت کرد و خودش هم در انتخابات شرکت نکرد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای موسوی که فکر می کرد با حذف کسانی مثل اعلمی با تیغ نظارت استصوابی، مردم چاره ای جز انتخاب بین بد و بدتر ندارند! لازم ندید امتیازی هم به آقای اعلمی بدهد که سابقه انتقادات تند و تیزش نشان می داد که چپ و راست نمی شناسد و همیشه طرفدار حق مردم است. چون بدرستی فکر می کرد که مردم آذربایجان هم چاره ای ندارند جز آنکه به او رای دهند و همانگونه هم شد! اما شاید فکر نمی کرد که این دوره فقط رای دادن کافی نیست بلکه باید مردم آنقدر او را می خواستند که حاضر باشند به خاطرش جانشان را هم به خطر بیاندازند! اما حوادث بعد از انتخابات نشان داد که مردم آذربایجان که به فعالین سیاسی شان و کاندیدای محبوشان آقای اعلمی از سوی ستاد موسوی بی حرمتی شده بود، او را فقط در حد تفاوت بین بد و بدتر دوست داشتند و نه بیشتر واین فقط برای رای دادن کفایت می کرد و نه برای هزینه دادن در خیابانها! تقریبا همه نیروهای سیاسی داخل و حتی خارج کشور در مورد حذف اعلمی از صحنه سیاسی هم رای بودند و با بایکوت اخبار کاندیداتوری اش هم در روزنامه های اصلاح طلب داخل و هم در رسانه های خارجی مثل صدای آمریکا و بی بی سی رضایت شان را از این موضوع نشان دادند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;موضوع مهم دیگر انتشار هدفدار ویدیوی جوک خاتمی به ترکها توسط نهادهای امنیتی حکومت و بهره برداری از آن برای هر چه بیشتر دور کردن آذربایجانیها از ستاد موسوی و حامی اصلی اش خاتمی بود. البته در این قضیه مقصر بیش از آنکه اطلاعاتی ها یا آذربایجانی ها باشند، خود خاتمی بود. از رقیب یعنی باند احمدی نژاد که هدفش حفظ قدرت بود، انتظاری غیر از این نمی رفت و از آذربایجانی ها هم که تحقیر شدنشان را از زبان مدعی گفتگوی تمدنها می شنیدند هم نمی شد انتظار داشت که به خاتمی اعتراض نکنند، این خاتمی بود که می بایست به سرعت با یک عذرخواهی ساده و اعلام اینکه کار اشتباهی کرده بود، به این قضیه خاتمه می داد. اما خاتمی نه تنها عذرخواهی نکرد بلکه پس از تاخیری طولانی و پس از آنکه ابطحی صحت این ویدئو را تایید کرده بود، در مقابل چشمان آذربایجانیان به دروغ متوسل شد و این ویدئو را تکذیب کرد!؟ شما از آذربایجانیهایی که خاتمی هم در جوکش به شعور و فهمشان توهین می کند و هم در عمل با دروغ گفتن و تکذیب ویدیویی که همه می دانستند واقعی است، بار دیگر به شعور آذربایجانیان توهین کرد، چه انتظاری داشتید؟! یعنی اگر باور می کردیم که آن جوک فقط یک طنز بوده و خاتمی منظوری نداشته، دیگر این دروغ گویی آشکار و احمق فرض کردن آذربایجانی ها که دیگر واقعی و جلوی چشمانمان بود! یعنی خاتمی برخلاف ادعای بسیارش شهامت آن را نداشت که به اشتباهش اعتراف کند و این قضیه را که هدفدار از سوی رقیب براه افتاده بود، با رفتار درستش خنثی کند و ترجیح داد به دروغی متوسل شود که از خود آن جوک، به شعور آذربایجانیها توهین آمیزتر بود! یعنی شما نمی توانید از رقیب یعنی احمدی نژاد انتظار داشته باشید که به ضرر شما عمل نکند! بلکه این شما هستید که باید با رفتار درستتان توطئه های رقیب را خنثی کنید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نکته دیگر این بود که تجربه یک قرن مبارزات آزادیخواهانه، آذربایجانی ها را به این نتیجه رسانده است که هرگاه خود را فراموش کنند و در نهضت های سرتاسری ادغام شوند، در نهایت ستارخانشان تیرباران می شود، آیت الله شریعتمداریشان را به تلویزیون می آورند و مجبور به اعتراف می کنند ... حتی اصلی که تحت فشار آذربایجانی ها وارد قانون اساسی شده بود در مورد تدریس زبانهای غیر فارسی در مدارس هم فقط بر روی کاغذ باقی می ماند. لذا آذربایجان این بار می خواهد هویت مستقل حرکتش را از ابتدا حفظ کند. اما این هویت مستقل به معنی دشمنی و تقابل با جنبش سبز نیست بلکه ما در عین حمایت معنوی از جنبش سبز، خواسته ها و آرمانهای متفاوتمان را هم از همان ابتدا به صورت مشخص عرضه می کنیم و نمادها و سمبلهای حرکتمان را هم مستقل انتخاب می کنیم ولی خود را در مبارزه با جمهوری اسلامی با جنبش سبز در یک سنگر می بینیم. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شباهت ها و تفاوتهای مراسم قلعه بابک و طرفداری از تراختور!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این اولین باری نیست که آذربایجان مبارزه مدنی اش را در قالب یک فعالیت ورزشی-تفریحی سامان می دهد. صعود همگانی به قلعه بابک در آذربایجان یکی از این نمونه هاست که در واقع بستر لازم برای حرکت اعتراضی بزرگ خرداد ماه 1385 را آماده کرد. برای موفقیت یک حرکت اجتماعی در یک حکومت توتالیتر فقط خواست و اراده تک تک مردم کافی نیست. چون مخالفت با جمهوری اسلامی سالهاست که در میان اکثریت مردم ایران وجود دارد ولی چرا فقط پس از انتخابات اخیر مردم وارد عمل شدند؟! چرا پس از قتل عام های سال 67 مردم کاری نکردند؟ چرا پس از کوی دانشگاه این اتفاق نیافتاد؟ پس از قتل های زنجیره ای چرا چنین نشد؟ چرا پس از رد صلاحیت فله ای اصلاح طلبان مردم کاری نکردند؟... یعنی مردم موسوی را بیشتر از همه قربانیان پیشین دوست داشتند؟! مطمئنا نه! قضیه بر می گردد به ممکن بودن از نظر عملی و آمادگی افکار عمومی و از همه مهمتر ایجاد حس اتحاد و همدلی عملی بین مردم در کاروانهای تبلیغاتی پیش از انتخابات. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر خیلی ساده بگویم، مردم تهران پس از انتخابات به این دلیل به صورت میلیونی به خیابان آمدند که همان مردم یک هفته قبل پیش از انتخابات در همان خیابانها زنجیره های انسانی ایجاد می کردند و درست همان مسیر انقلاب تا آزادی را در حمایت از موسوی راهپیمایی کرده بودند و بدون هیچ مشکلی به خانه هایشان برگشته بودند! یعنی هم بین مردم اتحاد و همدلی ایجاد شده بود و همه مطمئن بودند که دیگران هم خواهند آمد و هم احساس امنیت می کردند چون هفته قبل هم هیچ اتفاقی نیافتاده بود و از همه مهمتر مردم اعتراض به نتیجه انتخاباتی را که کاندیداهایش مهره های اصلی انقلاب بوده اند را اعتراضی به اصل رژیم نمی دانستند و آن را کاملا قانونی و مشروع می دانستند. لذا احساس امنیت بیشتری می کردند تا به خیابانها بیایند. حالا این را مقایسه کنید با کوی دانشگاه که مردم خبر سرکوب وحشیانه دانشجویان را شنیده بودند و بطور طبیعی ترس در دلشان ایجاد می شد و از طرف دیگر از اتحاد عملی بین یکدیگر مطمئن نبودند و نمی دانستند که اگر به خیابان بریزند تنها خواهند ماند یا صدها هزار نفر دیگر هم هستند که خواهند آمد. همین استدلال در مورد همه موارد فوق از جمله قتلهای زنجیره ای ... صادق است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا برگردیم به حوادث خرداد 1385 در آذربایجان. هنوز هم عده زیادی هستند که به آن حرکت مردم آذربایجان با توهین و تحقیر نگاه می کنند! عده ای آن را جنبش سوسک نامیدند، عده ای اعتراض کردند که چرا مردم آذربایجان به یک کاریکاتور اعتراض می کند ولی به اینهمه ظلم و ستم که رژیم روزانه مرتکب می شود، اعتراض نمی کنند... درحالیکه عین همین حرفها را در مورد جنبش سبز می توان تکرار کرد. جنبش دفاع از نتیجه انتصابات! جنبش رای من کو (کدام رای! مگر انتخاباتی که کسی مثل اعلمی هم رد صلاحیت می شود را می شود اسمش را گذاشت انتخابات!) جنبش دفاع از نخست وزیر قتل عامهای دهه شصت... یا می شود گفت که چرا مردم در قضیه کوی دانشگاه از بچه های خودشان دفاع نکردند، در قتل های زنجیره ای از روشنفکرانشان دفاع نکردند و آمدند از رای دزدیده شده موسوی دفاع کردند؟! گیرم که موسوی رئیس جمهور می شد مگر چه چیزی عوض می شد... البته همانطور که در بالا گفتم من دلیلش را می دانم و این حرفها را برای این تکرار کردم تا با تشابه سازی پاسخ انتقادهای زننده خیلی ها را بدهم که حاضر نیستند کمی فکر کنند و با احترام با حرکتهای مردم آذربایجان برخورد کنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صعود همگانی مردم به قلعه بابک، در واقع همان نقشی را در آذربایجان بازی کرد که زنجیره های انسانی و کاروانهای تبلیغاتی در تهران پیش از انتخابات بازی کرد. یعنی ایجاد حس اتحاد و همدلی بین مردم و دادن قوت قلب به یکدیگر که ما بیشماریم و با وجود همه مشکلات باز هم در صحنه ایم. اما این حس اتحاد لازم بود ولی کافی نبود، باید بهانه ای مشروع پیدا می شد تا این انرژی ذخیره شده در اجتماعات انسانی به یکباره آزاد می شد. کاریکاتور روزنامه ایران این بهانه را ایجاد کرد. چون اولا همه آذربایجانیان و بسیاری از خود حکومتیان هم پذیرفته بودند که این کاریکاتور توهین آمیز است، در نتیجه اعتراض به آن دارای مشروعیت حتی از نظر بخشی از حاکمیت بود. درست مشابه قضیه انتخابات که بسیاری از مردم و بخشی از حاکمیت پذیرفته بودند که در انتخابات تقلب شده است و اعتراض به این تقلب مشروعیتی نسبی داشت و همین مشروعیت، احساس امنیت و اطمینان خاطر به مردم داد تا در اعتراضات شرکت کنند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس این شما نیستید که انتخاب می کنید چه زمانی فاز اعتراضات خیابانی را شروع کنید، بلکه این حاکمیت است که با اشتباه خودش بهانه لازم را به شما می دهد که انرژی اجتماعی را که در مردم ذخیره شده است، آزاد شود. بنابه دلایلی که در بالا اشاره شد، موسوی و اصلاح طلبان با اشتباهات مکرر خود نتوانستند مردم آذربایجان را واقعا و از ته دل با خود همراه کنند و آذربایجان تا صندوقهای رای و فقط چند روز اول آن هم به صورت پراکنده در برخی شهرها مثل اورمیه با آنها همراه شد ولی چون این همراهی بنا به دلایل فوق عمیق و قوی نبود، به سرعت فروکش کرد و آذربایجان دیگر با این جنبش هیچ گونه همراهی ننمود. دلیل دیگرش هم این است که اعتراضات خرداد 85 در سه سال پیش، انرژی اجتماعی مردم در آذربایجان را تخلیه کرده بود و کاروانهای تبلیغاتی موسوی همانقدر که در تهران موفق بود، در تبریز و آذربایجان با استقبال همراه نبود و نتوانست این انرژی تخلیه شده را بازسازی کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته ملت تاریخ ساز آذربایجان بار دیگر با ابتکار عمل خود، حول محور تیم تراختور در حال متحد شدن است و روز جمعه 2 بهمن نشان داد که این حرکت می رود که به بلوغ برسد. سرخ جامگان آذربایجانی پس از بسته شدن راههای قلعه بابک، پرچم سرخشان را به ورزشگاهها آورده اند و با فریادها و حتی با شادی هایشان خواب را از چشمان ماموران امنیتی رژیم ربوده اند! اگر مراسم قلعه بابک فقط سالی یکبار بود که آن هم با برگزاری مانور نظامی جلویش را می گرفتند، مسابقات تراختور هر هفته تکرار می شود و مردم هر هفته اتحاد و یکرنگی شان را تمرین می کنند و قوت قلب می گیرند. همین است که رژیم را به وحشت انداخته است که سعی کرد با شوی برنامه نود، این شور و شوق را بخواباند ولی نتیجه کاملا برعکس شد! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;البته فعالین آذربایجانی و مردم آذربایجان باید کاملا هوشیار باشند و از ایجاد حرکتهای اعتراضی مصنوعی و کوچک اجتناب کنند، چون همانطور که گفته شد انرژی اجتماعی مردم در آذربایجان هنوز به مرحله اشباع نرسیده است و تخلیه زود هنگام این انرژی، هم آن بازدهی و قدرت لازم برای ضربه زدن به حکومت را نخواهد داشت و هم باعث دادن بهانه به دست رژیم برای محروم کردن تیم از تماشاگر و در نتیجه مهار این حرکت خواهد شد. لذا باید منتظر بود تا به وقت خودش، رژیم با اشتباه خود بهانه لازم را به ما بدهد و جرقه جنبش سرخ آذربایجان با دستان خود رژیم زده شود! شاید رژیم ترجیح بدهد که درگیری کوچکی داخل ورزشگاه ایجاد کند و بعد همانجا مردم را سرکوب کند و بعد تیم را ماهها از تماشاگر محروم کند، لذا تا آنجا که ممکن است ما باید مواظب باشیم که هیچ اتفاقی نیافتد و هیچ بهانه ای دست رژیم نیافتد تا این جنبش را در نطفه و در مرحله نارس بودنش خفه کند. مطمئن باشیم که رژیم خودش اشتباهی مرتکب خواهد شد که همه به این نتیجه خواهند رسید که دیگر قابل تحمل نیست و آن زمان وقت مناسب برای حرکت است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;راز قدرت تاریخ سازی مردم آذربایجان در اتحاد مثال زدنی آنهاست. در اعتراضات خرداد 85 حتی در بخش ها و شهرکهای کوچک هم اعتراضات خیابانی برگزار شد، در حالیکه جنبش سبز به چند شهر بزرگ محدود شده است. حتی همین امروز هم مردم آذربایجان در مخالفات با احمدی نژاد متحدتر از مردم تهران هستند. شما مقایسه کنید که در شهر میلیونی تبریز رژیم نتوانست چند ده هزار نفر از نیروهای وفادارش را برای استقبال از احمدی نژاد بسیج کند و مجبور شد از مدارس و ادارات به اجبار مردم را بیاورد که همانها هم با یک ابتکار جالب با شعار تراختور، آبروی رژیم را بردند ولی در تهران پس از حوادث عاشورا به اعتراف همگان رژیم توانست، صدها هزار نفر را برای محکومیت آنچه حرمت شکنان عاشورا می نامید، بسیج کند. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مشکل دیگر آذربایجان مشکل رسانه ای است. با بایکوت خبری حوادث آذربایجان از سوی همه گروههای مرکزگرا و رسانه های خارجی که اصولا باید بی طرف باشند ولی در خط احزاب سرتاسری عمل می کنند، آذربایجان مشکل ارتباط با مردم خودش و رساندن صدای مردم به دنیا را دارد. تنها تلویزیون آذربایجانی را رژیم سه هفته بیشتر در ماهواره هات بیرد تحمل نکرد و دولت اسلام گرای ترکیه هم که روابط گرمی با برادران مسلمانش ایجاد کرده اجازه پخش آن از ماهواره ترک ست را نمی دهد. لذا این مشکل عمده ای است که اجازه نمی دهد، تا آذربایجان در حال حاضر به تنهایی و بدون حمایت رسانه هایی مثل بی بی سی و صدای آمریکا حرکتی بزرگ و دامنه دار را ایجاد کند و تا حل این مشکل به هر طریقی، آذربایجان باید همچنان دست به عصا حرکت کند. چون آذربایجان نباید حرکت کوچکی بکند مانند آنچه که امروز مثلا در اصفهان یا شیراز انجام می شود، بلکه باید یکبار دیگر با تمام قوا به میدان بیاید تا هم ضربه نهایی را بزند و تمام کننده باشد و هم به دلیل حضور پر تعداد مردم، هزینه کمتری هم بپردازد. چون اگر به خاطر داشته باشیم، تا زمانی که مردم در تهران صدها هزار نفری به خیابان می آمدند، رژیم جرات مداخله جدی را نداشت چون ممکن بود کار کاملا از دستش خارج شود و مثلا صدا و سیما و پادگانهای شهر به تصرف جمعیت میلیونی در خیابان در آید ولی وقتی حضور مردم پراکنده و کم تعداد باشد، قدرت سرکوب رژیم هم بیشتر است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آیا جنبش سبز از حرکت آذربایجان استقبال خواهد کرد!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خیلی شنیده ایم که در رسانه های جنبش سبز از سکوت آذربایجان گله می کنند و می گویند پس این آذربایجان که همیشه سرنوشت ساز بوده کجاست؟! اما آیا آنها در این دعوتشان به اعتراضات صادقند؟! پاسخ به نظر من هم مثبت است و هم منفی! آنها می خواهند مردم عادی آذربایجان به حرکت سبزشان بپیوندند ولی شدیدا مخالف هرگونه تحرکی از سوی نیروهای فعال سیاسی آذربایجانی هستند و دایره این حذف حتی به کسی چون اعلمی هم رسیده است! حمله شدید و خارج از انصاف رسانه های جنبش سبز به اکبر اعلمی به خاطر عدم حمایت عملی از جنبش سبز و در نهایت خالی کردن عقده هایشان با بدست آوردن بهانه ای در مورد ابطحی، به خوبی نشان دادند که جنش سبز حتی راضی نیست که اعلمی هم در هدایت حرکت اعتراضی مردم آذربایجان نقشی داشته باشد، چه رسد به فعالین ملی آذربایجانی که برچسب تجزیه طلب بر پیشانی دارند! یعنی آنها آذربایجانی ها را بدون بزرگانشان و تنها به صورت عوام دنباله رو خودشان می خواهند نه به عنوان یک نیروی سیاسی متحد در میدان مبارزه! اما آنها نمی دانند که آنچه توده ها را به حرکت در می آورد، نیروهای فعال سیاسی مورد اعتماد مردم در درون اجتماع است، نه رسانه های خارج از کشور که اعتبارشان را پیش مردم به دلیل بایکوت سرکوب و کشتار سه سال پیش آذربایجان از دست داده اند! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعضی وقتها برخی فعالین آذربایجانی هم متوجه این تفاوت نمی شوند و خیال می کنند که جنبش سبز از آنها برای حضور در میدان مبارزه دعوت می کند و می گویند چون آنها می خواهند آذربایجان هم به میدان بیاید، پس ما باید سکوت کنیم! این در حالیست که جنبش سبز تاکنون حتی نخواسته است که اعلمی به میدان بیاید چه برسد، سایر فعالین سیاسی آذربایجانی! پس اگر قرار به برعکس عمل کردن هم باشد، باید فعالین سیاسی آذربایجانی به فعالیت خودشان بیافزایند و مردم آذربایجان هچنان دست به عصا حرکت کنند. اگر جنبش سبز واقعا می خواست که آذربایجان به عنوان یک نیروی سیاسی وارد میدان مبارزه شود، حداقل فعالین سیاسی میانه رو و فدرالیست آذربایجانی در خارج از کشور و شخصیت هایی مثل اعلمی در داخل کشور را به رسانه هایش دعوت می کرد و از زبان آنها که بیشتر مورد اعتماد مردم آذربایجانند، مردم را به حرکت دعوت می کرد! اما آنها چون نمی خواهند هیچ امتیازی به ملیتهای غیر فارس بدهند، حتی حاضر نیستند که به خاطر به میدان آوردن آذربایجان، بخش کوچکی از وقت رسانه هایشان را به فعالین سیاسی آذربایجانی اختصاص دهند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دلیل آن اینست که جنبش سبز در حال حاضر دچار اعتماد به نفس بیش از اندازه است و به جای آنکه همه نیروهای سیاسی مخالف حکومت را دور خودش جمع کند، به حذف مخالفان عقیدتی اش مشغول است و فعالین ملیتهای غیرفارس اولین گروهی هستند که حذف می شوند! این عمل در حقیقت در حکم خودکشی جنبش سبز است! اگر جنبش سبز واقعا می خواهد که خون صدها نفری که جانشان را در حوادث اخیر از دست داده اند، پایمال نشود، باید در این رویه خود تجدید نظر جدی کند و به اتفاقاتی که در دورو بر خودش می افتد با دقت بیشتری نگاه کند! در حالیکه کردهای عراق به حق خودمختاری وسیع در عراق رسیده اند و زبان کردی، زبان رسمی در سرتاسر عراق انتخاب شده است و حتی در افغانستان چندین زبان رسمی وجود دارد، آنها چگونه می خواهند کردهای ایرانی را که موفقیت برادران عراقی شان را می بینند، همانند انقلاب 57 خام کنند و دوباره حکومت متمرکز مرکزی تشکیل دهند؟! چگونه خواهند توانست بیداری ملی وسیع در آذربایجان را که بیشتر فعالین سیاسی اش به چیزی کمتر از فدرالیسم رضایت نمی دهند و همینطور سایر ملیتها را بدون دادن هیچ امتیازی کنترل کنند و در یک چشم به هم زدن جمهوری اسلامی را ساقط کنند و حکومت مطلوبشان را و دستگاههای سرکوب برای کنترل خواستهای اقلیتهای غیرفارس را هم به سرعت برقرار کنند تا هیچ امتیازی به غیر فارسها ندهند و زبان فارسی همچنان تنها زبان رسمی ایران باقی بماند، ایران به صورت کاملا متمرکز اداره شود... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگر سیاست هنر عمل به ممکنات است و چشم انداز جنبش سبز بدون حمایت سرتاسری و همه ملیتها چندان امیدوار کننده نیست، عقل حکم می کند که برای رهایی از جهنم جمهوری اسلامی که همه به آن گرفتاریم، هر کس قدمی از ایده آل مطلوبش چشم پوشی کند! اگر ایران هم مثل هندوستان به صورت فدرال اداره شود و چندین زبان رسمی داشته باشد، چیزی از ایران کم که نخواهد شد بلکه برعکس بها دادن به تنوع زبانی و فرهنگی به غنای آن خواهد افزود. نگاه امنیتی به مناطق غیر فارس و هزینه های ناشی از آن حذف خواهد شد و انرژی و ثروت کشور به جای کنترل و سرکوب مخالفان، صرف آبادانی همه بخش های ایران و نه فقط تهران و شهرهای مرکزی خواهد شد و از این مساله همه نفع خواهند برد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه باید بگویم تا زمانی که جنبش سبز نگرش خود را تغییر نداده و انحصار طلبی را کنار نگذارد، حضور آذربایجان در میدان شاید نه تنها مفید نباشد، بلکه مضر هم باشد، چون اگر جنبش سبز بخواهد همانند سه سال پیش اخبار آذربایجان را بایکوت کند و اجازه سرکوب سنگین به حکومت بدهد، رسانه هایی مثل بی بی سی و صدای آمریکا اخبار را منتشر نکنند، حرکت مردم آذربایجان هم دوباره می تواند مثل سه سال پیش سرکوب شود و جنبش سبز هم کاملا در میان ملیتها بی اعتبار شود و حتی خود تصمیم بگیرد به خاطر آنچه که ترس واهی از تجزیه طلبی می نامد، سکوت کند و به مبارزه خاتمه دهد! مساله اساسی اینجاست که همه ما برای رهایی از جهنم جمهوری اسلامی چاره ای جز اتحاد در عمل نداریم. می توانیم در ایده آل ها و نگرش ها متفاوت باشیم. می توانیم به جای آنکه همه سبز باشیم، رنگین کمانی از رنگها باشیم ولی باید همزمان و در یک جهت بر ضد جمهوری اسلامی عمل کنیم و سرنوشت آینده کشور را متمدنانه به صندوقهای رای و برآیند همه نیروهای سیاسی موجود بدون حذف هیچکدام از آنها بسپاریم. جنبش سرخ جامگان آذربایجان قدرت و اتحادش را در میادین فوتبال به رخ می کشد ولی برای ورود به میدان مبارزه منتظر تغییری اساسی و جدی در نگرش سبزهاست چون بدون آن ورود به مبدان مبارزه جز ضرر فایده ای نخواهد داشت. سبزها باید بدانند که همه ایران سبز نیست بلکه رنگین کمانی از رنگهاست و آذربایجان سرخ سرخ است!&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-6608871372682301859?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/6608871372682301859/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/01/blog-post_28.html#comment-form' title='7 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/6608871372682301859'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/6608871372682301859'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/01/blog-post_28.html' title='معمای طرفداران پرشمار تراکتورسازی  و واکنشهای جنبش سبز!'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>7</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-2914578193937413895</id><published>2010-01-17T19:55:00.001+03:30</published><updated>2010-01-17T19:57:48.572+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کتاب ترکی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مجوز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><title type='text'>بعد از این به کتب ترکی مجوز نمی‌دهیم</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: justify;"&gt;سید حیدر بیات / وبلاگ آلما یولو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چيلله ۲۵, ۱۳۸۸&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند هفته پیش آقای مهندس امیری گفت: دیوان ترکی آقای علی سیفی شاعر ساوه‌ای را برای اخذ مجوز به اداره ارشاد قم برده بودیم، بعد از یک و نیم ماه انتظار مجوز ندادند. پرسیدم: به بیت یا ابیات خاصی نظر داشتند؟ گفت: نه، صرفا به جهت ترکی بودن کتاب. می‌گویند: به خاطر شیوع پان ترکیسم بعد از این به کتب ترکی مجوز نمی‌دهیم.&lt;br /&gt;قضیه را جدی نگرفتم تا اینکه امروز با دوست شاعر و پژوهشگرمان آقای ائل اوغلو تماس گرفته بودم. در اثنای صحبت ایشان نیز گفتند: به مجموعه ائل ادبیاتی در قم مجوز ندادند و می‌گویند به کتابهای ترکی مجوز نمی‌دهیم.&lt;br /&gt;**&lt;br /&gt;قم در زمینه چاپ و نشر اولین یا دومین شهر کشور است و در این زمینه با تهران و حتی بیروت رقابت می‌کند. چگونه مسئولان ارشاد قم به این نتیجه رسیده‌اند که یک ده هزارم کتابهای منتشره که به زبان ترکی اختصاص دارد از سر آذربایجانی و ترک زبان جماعت زیاد است و باید از آنها دریغ کرد؟&lt;br /&gt;مبنای قانونی و شرعی این تصمیم چیست؟&lt;br /&gt;در غیاب رسانه‌های منتقد و بی‌طرف و در نبود نهادها و سندیکاهایی که از حقوق مردم ترک دفاع کنند نویسندگان ترکی نویس و خوانندگان این آثار به کجا باید پناه ببرند؟&lt;br /&gt;این تصمیم اداره ارشاد قم با مفاهیمی چون عدالت، تبعیض و نژاد پرستی چه نسبتی دارد؟&lt;br /&gt;این مسئله با سخنان آقای احمدی نژاد در رابطه با زبان ترکی که در روزهای انتخابات در تبریز برزبان راندند چه قدر همخوانی دارد؟&lt;br /&gt;سؤالهای بی پاسخی از این دست انگیزه پرداختن به این مسائل را از انسان می‌گیرد و جز نگارش چندین سطر آشفته و بی‌سامان برای ثبت در تاریخ – که همواره ذهن ما را تخدیر کرده است – چاره‌ای فراروی ما نیست.&lt;br /&gt;ای تاریخ!&lt;br /&gt;تو شاهد باش که ما این روزهای تلخ را تجربه کردیم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-2914578193937413895?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/2914578193937413895/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/01/blog-post_17.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2914578193937413895'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2914578193937413895'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/01/blog-post_17.html' title='بعد از این به کتب ترکی مجوز نمی‌دهیم'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-2840255967738174548</id><published>2010-01-15T13:19:00.001+03:30</published><updated>2010-01-15T13:19:51.948+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زبان مادری'/><title type='text'>تکلم به زبان مادري به هويت‌يابي بهتر و محکم‌تر کودکان منجر مي‌شود</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;اين در حالي است که فرهنگ کنوني حاکم بر جامعه سعي در تکلم فارسي با کودکان دارد.&lt;br /&gt;يک روانپزشک گفت: تکلم به زبان مادري به هويت يابي بهتر، محکم‌تر و عميق‌تر کودکان و برخورد بهتر آنها با آسيب‌هاي اجتماعي احتمالي در سنين بالاتر منجر مي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر احمد صداقتي روانپزشک در گفت وگو با خبرنگار بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) واحد علوم پزشکي ايران با اشاره به اهميت تکلم به زبان مادري در شکل‌گيري هويت افراد و به وجود آمدن احساس هويت خانوادگي در جوانان گفت: اين در حالي است که فرهنگ کنوني حاکم بر جامعه سعي در تکلم فارسي با کودکان دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين روانپزشک گفت: به زبان فارسي سخن گفتن با کودکان به بهانه پيشگيري از دچار مشکل شدن آنها در مدرسه يا اجتماع، جايگاه علمي ندارد و از ضعف هويتي والدين ناشي مي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر صداقتي ادامه داد: سازمان ملل نيز به اهميت زبان مادري پي برده است؛ به طوري كه از سال 2000 ، روز 21 فوريه را به عنوان روز جهاني زبان مادري اعلام و به کشورهاي مختلف توصيه کرده است تا سيستم آموزشي خود را به گونه‌اي طراحي کنند که زبان مادري حفظ شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شاهد هيچ برنامه‌ريزي خاصي براي حفظ زبان‌هاي مادري در کشورمان نيستيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين روانپزشک ادامه داد: علي رغم توصيه سازمان ملل به داشتن برنامه‌هايي در جهت حفظ زبان مادري، شاهد هيچ برنامه‌ريزي خاصي در اين خصوص در کشورمان نيستيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دکتر صداقتي در خصوص تلاش‌هاي ديگر کشورها در اين جهت به مهد کودک‌هاي سوئد اشاره کرد و گفت: چنانچه در مهدکودکي، 10 کودک به زبان مادري صحبت کنند داشتن مربي که روي آن زبان کار کند در مهد کودک مذکور اجباري مي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وي ادامه داد: با وجود اين که تنها 6 دهم درصد اتريشي‌ها به شاخه‌اي از زبان روماني صحبت مي‌کنند و اکثر اتريشي‌ها آلماني زبان هستند اما اين کشور قوانين آموزشي خود را طوري تغيير داده است که زبان مذکور حفظ شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-2840255967738174548?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/2840255967738174548/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/01/blog-post_15.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2840255967738174548'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2840255967738174548'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/01/blog-post_15.html' title='تکلم به زبان مادري به هويت‌يابي بهتر و محکم‌تر کودکان منجر مي‌شود'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-8037635110229925224</id><published>2010-01-09T18:52:00.000+03:30</published><updated>2010-01-09T18:52:45.712+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پیشه وری'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><title type='text'>رای به پیشه وری</title><content type='html'>با مراجعه به سایت زیر, به پیشه وری به عنوان یک سیاستمدار &amp;nbsp;رای دهید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.whopopular.com/Jafar-Pishevari"&gt;http://www.whopopular.com/Jafar-Pishevari&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;(بر بالای عکس کلیک کنید)&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-8037635110229925224?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/8037635110229925224/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/01/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8037635110229925224'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8037635110229925224'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='رای به پیشه وری'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-7669768461682355967</id><published>2010-01-01T10:25:00.001+03:30</published><updated>2010-01-01T10:25:52.922+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بخت آور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان'/><title type='text'>دیدگاه های کمیته خارج از کشور تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان در رابطه با مناسبتها و رویدادهای کنونی</title><content type='html'>این روزها به چند علت روزهای مهمی برای ملت ترک آذربایجان و حرکت ملی آذربایجان می باشد. &lt;br /&gt;قبل از همه در آستانه 31 دسامبر، روز همبستگی آذربایجانیان جهان قرار داریم که روزی مهم وخجسته برای ملت آذربایجان است. این روز که نماد همدلی و همبستگی ملت ترک آذربایجان می باشد یادگاری از دو رهبر و دولت مرد معاصر ملت آذربایجان مرحوم ابوالفضل ائلچی بَی و مرحوم حیدر علی اف است که هریک به فراخور وضعیت و امکانات روز بار بزرگی را در باز تاسیس و تثبیت ملت آذربایجان و دولت آذربایجان شمالی بر دوش کشیدند. سزاوار است این روز بزرگ را به یکا یک آحاد ملت ترک آذربایجان تبریک بگوییم.&lt;br /&gt;از سویی دیگر، حرکت ملی آذربایجان که در سوگ فرزند مبارز و فداکار خود چنگیز بخت آور فرو رفته بود در شوک و ناراحتی حمله، ضرب و جرح ناجوانمردانه و دستگیری میهمانان مراسم تدفین آن مرحوم توسط عوامل مزدور و گروههای فشار حکومتی قرار دارد. براستی که سرسپردگان بیداد ملی و دینی بار دیگر عمق دشمنی و بغض خود را نسبت به فرزندان میهن پرست و عدالتخواه آذربایجان به نمایش گذاردند. این برهانی است برای آنانی که هنوز در خوابند و یا وانمود به خواب می کنند و اثباتی دیگر است بر حقانیت خواستهای ملی ملت آذربایجان.&lt;br /&gt;و اما تحولات روزهای اخیر در حوزه مرکزی و یا به عبارت مشخصتر مناطق دارای اکثریت فارس زبان کشور موسوم به ایران، که از اهمیت خاصی بر خوردار است و در روزهای اخیر سرعت بیشتری به خود گرفته است.  آنچه واضح است نفس کشمکشهای جریانهای واقع در مرکز هیچ ارتباط ساختاری و عقیدتی با آمال و غایه ملت آذربایجان ندارد و ملت آذربایجان نیز با سکوت فعال و هوشمندانه خود این قناعت خود را بالفعل به اثبات رسانیده است. حتی دیدیم که بمبارانهای تبلیغاتی و حتی دروغپراکنی های مراکز هدایت بحران وابسته به جبهه شونیزم، مانند دروغ تظاهرات و کشته شدن چهار نفر در تبریز در روز عاشورا عملا کارساز نشد و نتوانست خللی در عزم ملت آذربایجان پدید آورد. که این نیز به نوبه خود مدیون هوشیاری و درایت سیاسی فعالین حرکت ملی آذربایجان می باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ماههای گذشته بر فضای حرکت ملی تعامل، تساهل و انطباق آرایی ستودنی حاکم است که علی الخصوص در نحوه برخورد با جریان موسوم به جنبش سبز و نیز کنفرانس آمستردام نمود پیدا کرد است و نوید دهنده تکاملی نهادین در حرکت ملی است. حرکت ملی آذربایجان با صلابت و اتفاق آرای ستودنی آشکارا بیان کرده است که در راه کسب حق تعیین سرنوشت برای ملت آذربایجان حاضر به هیچ معامله ای نخواهد بود. این وحدت در آینده نزدیک رمز موفقیت ملت آذربایجان خواهد بود. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این در شرایطی است که  جنگ قدرت پنهان و آشکار در مرکز ایران خصوصا در روزهای اخیر تبدیل به یک محاربه میدانی تمام عیار شده است و علایم بسیاری روایت از نزدیک شدن روزهای فوق العاده حساس و سرنوشت ساز دارند. روزهایی که چه بسا روزهای تحولات بنیادین خواهند بود. بی تردید بر تمامی تشکلها و فعالین حرکت ملی آذربایجان است که در این روزهای سرنوشت ساز همچون ماههای گذشته با حفظ آرامش و به دور از هر نوع حرکت احساسی و نسنجیده با تقویت روحیه همکاری، اجتناب از کم کاری و یا آکتیواسیونهای غیر ضروری و مضر، بر قراری و حفظ ارتباطات لازم در بین لایه های حرکت ملی و تبادل معلومات و هماهنگیهای لازم به طرق مطمئن مترصد و منتظر زمان مناسب برای حرکت باشند. چه بسا لحظه تاریخی برای اقدام نزدیک و نزدیکتر می شود و آن آنچه از تمامی طیفها و لایه های حرکت ملی مورد انتظار است هماهنگی و وحدت کلمه و ارجحیت دادن منافع ملی بر منافع گروهی می باشد. بی شک تمامیت حرکت ملی آذربایجان با اقتدار و ابتکار عمل کامل خواهد توانست در طوفانی که در حال نزدیک شدن است ملت آذربایجان را به سلامت به ساحل مقصود رهنمون شود. فردای روشن ازآن ملت آذربایجان خواهد بود.  &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آ م د ت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کمیته خارج از کشور&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;30/12/2009&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-7669768461682355967?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/7669768461682355967/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/12/blog-post_31.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/7669768461682355967'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/7669768461682355967'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/12/blog-post_31.html' title='دیدگاه های کمیته خارج از کشور تشکیلات مقاومت ملی آذربایجان در رابطه با مناسبتها و رویدادهای کنونی'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-5849455063549382722</id><published>2009-12-06T19:11:00.000+03:30</published><updated>2009-12-06T19:12:15.436+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='21 آذر 1325'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تبریز'/><title type='text'>اجلاس آمستردام،نقطه عطفي در حرکت ملّي آذربايجان محسوب ميشود.</title><content type='html'>همزمان با شصت وجهارمين سالگرد حادثه غمبار21 آذر 1325 که طي آن هزاران نفر از هموطنانمان در آذربايجان جنوبي بدست قشون تا بن دندان مسلح شاهنشاهي بطرز بيرحمانه اي قتل عام شدند ،از سوي فعالين سياسي،نويسندگان ،تحليلگران،وساير اقشار آذربايجانيهاي مقيم خارج از کشور اجلاسي در شهر آمستردام هلند در گراميداشت آنروز ونيز در جهت تبادل انديشه وگفتگو در خصوص اتخاذ راهکارهاي مناسب براي پيشبرد حرکت ملي آذربايجان برگزار خواهد شد.&lt;br /&gt;اين موضوع که تشکيل چنين اجلاسي يک ضرورت براي حرکت ملي آذربايجان بود موضوعي غير قال انکار ميباشد که متاسفانه در طي سالهاي گذشته از آن غفلت شده است،&lt;br /&gt;جاي بسي خوشبختي است که اين موضوع در اين برهه حساس که ايران در آن بسر ميبرد ،بشکل هوشمندانه اي مطرح و عينيت يافته است.برهه اي که بايد ار هم اکنون به نقش و جايگاه آذربايجان در فرداي سرنگوني رژيم اسلامي حاکم بر ملتهاي ايران پرداخته شودواساس و مبناي سياستهاي آينده حرکت ملي آذربايجان در معادلات داخلي وخارجي که بسرعت در حال تغييراست،پايه ريزي شود تا مبادا بعد از فروپاشي رژيم اسلامي ،عملافاقد طرح و برنامه باشيم وخلا برنامه ريزي ونبود مبناي تئوريک قوي مارا در مواجهه با طرح و برنامه هاي مدون وسازماندهي شده ساير ملتها دچار مشکل نمايد که در آنصورت جبران خسران تقريبا غير ممکن خواهد بود.&lt;br /&gt;ترسيم روش هاي مبارزاتي،وسياستهاي کلي حرکت ملي آذربايجان يقينا در دستور کار اجلاس خواهد بود که اميد است در سايه گفتگو و در فضايي دموکراتيک با نتايج مثبت وارزشمندي نيز همراه باشد.&lt;br /&gt;صحبت از موفقيتهاي گذشته گرچه ميتواند خوشآيند باشد اما تکيه بر آنها وغفلت از آينده وخطرات پيش روي حرکت ملي آذربايجان ميتواند همان نتيجه تلخي را براي ما بهمراه داشته باشد که در تاريخ نظير آنرا کم نداشته ايم ،خوابيدن در باد پيروزيهاي گذشته هر چند هم که بزرگ بوده باشند ،آفتي خطرناک است که نبايد از آن غافل شد.&lt;br /&gt;آفت ديگر اين است که فراموش کنيم درگير نبردي سخت هستيم ، گاه مشاهده ميشود کساني با اين توهم که نبرد پايان يافته به سربازاني بدل شده اندکه قبل از پايان نبرد به فکر تصاحب غنايم جنگي سنگرها را رها نموده اند که نتيجه اي جز شکست ونابودي براي آنها نخواهد داشت،بنابر اين به آن دسته از افرادي که بفکر تصاحب غنايم!در صدد ترک سنگرها هستند توصيه ميکنم تا پايان نبردصبر پيشه کنند .&lt;br /&gt;اما آخرين خطر ، قرار گرفتن حرکت ملي آذر بايجان در رديف حرکتهاي سياسي ايدئولوگ ميباشد.&lt;br /&gt;خاصيت حرکتهاي متکي به يک ايدئولوژي خاص پس زدن انديشه ها ست که به استبداد وانحصار طلبي انجاميده ونهايتا موجبات ذلت وخفت سران آن حرکت را فراهم ميکند.&lt;br /&gt;حرکت ملي آذربايجان يک حرکت ايدئولوگ وابسته به يک جريان خاص نيست وهمانگونه که از نام آن پيداست يک حرکت ملي ومتعلق به يک ملت است که طيفها وانديشه هاي مختلف سياسي واجتماعي را شامل ميشود ،لذا درهاي اين حرکت براي همه آحاد ملت آذربايجان که دل در گرو استقلال ميهنشان دارند باز است حتي براي آذربايجانياني که در تهران يا مناطق غير ترک بزرگ شده وبدليل سياستهاي شوونيستي از وطن اصلي خود غافل شده وقادر به تکلم به زبان مادري خودنيستند!&lt;br /&gt;آذربايجان متعلق به همه آذربايجانيها از هر طيف سياسي ومذهبي بوده ودرهاي حرکت ملي آذربايجان بر روي همه کساني که به استقلال آذربايجان اعتقاد دارند باز است.&lt;br /&gt;در آخر ضمن تسليت مجدد بمناسبت سالروز مرگ قهرمانانه و اما غريبانه هزاران تن از هموطنانمان در 21 آذر 1325 ،دست همه بانيان ودست اندرکاران اجلاس آمستردام را بگرمي ميفشاريم ومنتظر خبرهاي خوش در روز 21 آذر از آمستردام هستيم.&lt;br /&gt;نبودن امثال من دراجلاس آمستردام بدلايل مختلف دليل همراه نبودنمان با اجلاس آمستردام نيست ،هرجا که باشيم در 21 آذر با روح وقلبمان در کنار ساير هموطنان حاضر در اجلاس آمستردام قرار خواهيم گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امین موحدی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع&lt;br /&gt;&lt;a href="http://aminmovahedipress.blogspot.com/2009/12/blog-post_04.html"&gt;http://aminmovahedipress.blogspot.com/2009/12/blog-post_04.html&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-5849455063549382722?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/5849455063549382722/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/12/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/5849455063549382722'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/5849455063549382722'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='اجلاس آمستردام،نقطه عطفي در حرکت ملّي آذربايجان محسوب ميشود.'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-2830933638289422228</id><published>2009-11-23T20:41:00.000+03:30</published><updated>2009-11-23T20:51:07.273+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='پیشه وری'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرقه دموكرات آذربايجان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='21 آذر 1325'/><title type='text'>به بهانه قتل عام بيش هفتاد وپنج هزار نفراز ملت آذربايجان در 21 آذر 1325</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;در آستانه سالگرد نهضت ملی 21 آذر هستیم. فرقه دموکرات آذربایجان که سعی در استقرار یک دولت محلی بر مبنای فدرالیسم و در چارچوب تمامیت ارضی ایران داشت، یک سال بعد از تشکیل یعنی در 21 آذر 1325 به دست دژخیمان رژیم پهلوی قتل عام شد. در آخرین روزهای پاییز 1325 ، ارتش دولت مرکزی از طریق توپخانه های زمینی و هوایی زمستان سیاهی را برای مردم آذربایجان به ارمغان آورد. به روایت اسناد تاریخی، در چنین روزهایی کوههای مغرور قافلانکوه و کوچه های دل انگیز تبریز پر از جسد مردانی بود که یک سال پیشتر با تشکیل فرقه دموکرات آذربایجان به ایرانیان گفتند: " ... امید ما بر این است که هر آذربایجانی وطن پرست-خواه در داخل و خواه در خارج آذربایجان- در راه رسیدن به این مقاصد مقدس با ما همصدا و همراه خواهد بود. طبیعی است که اگر انسان خانه خود را اصلاح نکند، نمی تواند برای اصلاح محله، شهر و یا مملکت خود بکوشد. ما ابتدا از آذربایجان که خانه ماست شروع می کنیم و ایمان داریم که اصلاح و ترقی آذربایجان موجب ترقی ایران خواهد شد و بدین وسیله میهن از دست قلدرها و مرتجعین نجات خواهد یافت.&lt;br /&gt;به گواه تاریخ، جنبش مردمي 21 آذر 1324 آذربايجان تحت رهبري فرقه دموكرات آذربايجان از درون جامعه آذربایجان جوشيده و بستر سیاسی و اجتماعی این جنبش نه از آن سوی مرزها, بلکه از شرایط نابسامان و ظلم های روا شده به مردم این خطه در دوره رضاخان و پسرش، فراهم شد. مهمترين ویژگی های اين جنبش را مي توان به صورت زير برشمرد:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف: تداوم راه مبارزه ناتمام مردم ايران و آذربایجان در راه آزادي و دموکراسی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب: احقاق حقوق ملي و مدنی مردم آذربایجان و به عبارتی حل مسئله ملی در قالب فدرالیسم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ج: دارا بودن خصلت ضد فئودالي و عدالت جویی.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;براي اولين بار در ايران رهبران روشن بين انقلاب مشروطيت كه به طور عمده در انجمن ايالتي تبريز و نيز مجلس اول (شوراي ملي) جمع شده بودند با توجه به مليت هاي گوناگون ساكن در ايران به حل مساله ملي براي پايدار نمودن امر دمكراسي اهتمام جدي ورزيده و با تنظيم موادي به صورت متمم قانون اساسي و تصويب آن در مجلس اول شوراي ملي، گام بلند و ارزشمندي را در جهت احقاق حقوق مليت هاي تحت ستم برداشتند. بدين ترتيب اصول ٢٩ - ٩٠ - ٩١ - ٩٢ و ٩٣ قانون اساسي به تصويب مجلس رسيد كه متاسفانه از مجلس دوم به بعد به بوته فراموشي سپرده شد. گرچه اصطلاح فدراليسم در آن دوره مورد استفاده قرار نگرفت و اين امر به يك معنا طبيعي نيز بود، زيرا رهبران انقلاب مشروطه به شاه مشروطه اعتقاد داشتند نه به شيوه ديگر اداره جامعه. اما اگر اين پنج اصل متمم قانون اساسي به دقت مورد مطالعه قرار گيرد، متوجه خواهيم شد كه رهبران انقلاب در آن دوره عملا از مشروطيت ، مضمون يك جامعه فدراليستي را در نظر داشته اند. بي فايده نخواهد بود اگر سه اصول از اين ٥ اصل را نقل نماييم:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل 2٩ متمم قانون اساسي: منافع مخصوصه هر ايالت و ولايت و بلوك به تصويب انجمن هاي ايالتي و ولايتي به موجب قوانين مخصوصه آن مرتب و تسويه مي شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل ٩١: اعضاي انجمن هاي ايالتي و ولايتي بلاواسطه از طرف اهالي انتخاب مي شوند مطابق نظام نامه انجمن هاي ايالتي و ولايتي.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اصل ٩٢: انجمن هاي ايالتي و ولايتي اختيار نظارت تامه در اصلاحات راجع به منافع عامه دارند با رعايت قوانين.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;متاسفانه سرنوشت اين اصول نيز مانند سرنوشت انقلاب مشروطيت گشت. مقاومت نيروي ماند جامعه تحت هدايت محمدعلي ميرزا و ديكتاتوري رضا شاه ، مانع از اجرای اصول فوق گشت. در دوره رضا شاه نه تنها اصول فوق و نيز ساير اصول قانون اساسي به فراموشي سپرده شد، بلكه سياستي درست ضد آن اصول در پيش گرفته شد كه حاصلي جز ايجاد تفرقه در بين مليت هاي ساكن ايران نداشت. رضا خان و دار و دسته اش در زمينه سركوب خواست هاي مناطق ملي و بويژه آذربايجان هر چه در توان داشتند انجام دادند، گو اين كه آن ها مي خواستند انتقام سرنگوني خاندان قاجار و بخصوص محمدعلي ميرزا را از مردم متفكر و مبارز آذربايجان بگيرند. عبدالله مستوفي استاندار وقت آذربايجان سرشماري در تبريز را "خر شماري" مي‌ناميد و محسني رئيس فرهنگ اين استان براي كسي كه تركي حرف مي زند مجازات سنگيني تعيين كرده بود. گرچه آذربايجان خود به غله نياز مبرمي داشت ، اما محصولات غذايي توليد شده در اين استان به زور شمشير با نازلترين قيمت خريداري و به استان مركزي ارسال مي گشت. فئودال ها، تحت حمايت دولت مركزي دهقانان را به بيگاري كشيده و از تجاوز به مال و جان و ناموس مردم اين خطه كوچكترين ابايي نداشتند. تحت چنين زمينه هاي عيني و ذهني بود كه اشغال ايران رخ داد و ديكتاتوري رضا خان از هم پاشيد و آزادي نسبي در كشور برقرار گشت. فرقه دموكرات آذربايجان محصول اين شرايط عيني و ذهني بود، و خواسته اي جز تحقق خواست ديرين مردم خطه آذربايجان و سعادت تمامي ايرانيان نداشت. فرقه دموكرات آذربايجان از بدو تاسيس خود بر اجراي اصول قانون اساسي در مورد انجمن هاي ايالتي و ولايتي تاكيد داشت. روزنامه آذربايجان تحت عنوان "نخستين كنگره فرقه دموكرات آذربايجان" چنين نوشت: "... ايران وقتي آباد و خوشبخت و داراي وحدت ملي حقيقي خواهد شد كه انجمن هاي ايالتي و ولايتي مطابق نص صريح قانون اساسي تشكيل يابد و مردم اختياردار خانه خود گردند" (آذربايجان شماره ٢ مورخه ١٧/٦/١٣٢٤)&lt;br /&gt;متاسفانه گرچه از تصويب اصول مورد درخواست مردم آذربايجان و حزب آن يك صد سال مي گذرد، ما هنوز در اول راه هستيم و صد افسوس هنوز هم كه هنوز است بسياري از روشنفكران جامعه ما، داراي مواضع شووينيستي بوده و هرگونه انديشه و حركتي را كه در راستاي حل دموكراتيك مساله ملي باشد، تجزيه طلبي دانسته و عملا با سركوبگران هم نوا مي گردند. ازاين گونه باصطلاح روشنفكران بايد خواست: تا به بازنگري در آموزه هاي اخلاقي خود بپردازند.واز سياست ،تاريخ نسازند،وتاريخ سياسي 21 آذر 1324 را بدون تعصبات سياسي خوانده وبه تحريف اين جنايت تاريخي ويکي از بارزترين مصداقهاي جنايت عليه بشريت ونسل کشي،بنفع مقاصد سياسي خود نپردازند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;امین موحدی&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://aminmovahedipress.blogspot.com/"&gt;http://aminmovahedipress.blogspot.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-2830933638289422228?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/2830933638289422228/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/11/21-1325.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2830933638289422228'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2830933638289422228'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/11/21-1325.html' title='به بهانه قتل عام بيش هفتاد وپنج هزار نفراز ملت آذربايجان در 21 آذر 1325'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-6319215950380950007</id><published>2009-11-09T22:48:00.001+03:30</published><updated>2009-11-09T22:48:48.353+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بازار تبریز'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='خاماچی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آتش سوزی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تبریز'/><title type='text'>دست‌هايي در كار است تا نام تبريز را در سراسر كشور محو كنند</title><content type='html'>عضو شوراي اسلامي شهر تبريز گفت: جريان‌هايي در كار است تا مانع ثبت جهاني بازار تبريز در فهرست آثار تاريخي يونسكو شوند&lt;br /&gt;بهروز خاماچي در جلسه شوراي اسلامي شهر تبريز با انتقاد شديد از صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران نحوه پوشش خبري حريق بازار تاريخي تبريز را مغرضانه توصيف كرد و افزود: دست‌هايي در كار است تا نام تبريز را در سراسر كشور محو كنند، جريان‌هايي در كار است تا مانع ثبت جهاني بازار تبريز در فهرست آثار تاريخي يونسكو شوند &lt;br /&gt;خاماچي با نشان دادن صفحه نخست يكي از روزنامه‌هاي چاپ تهران اظهار داشت: در حالي كه تنها آتش‌سوزي در بخش كوچكي از بافت بازار صورت گرفته اما صدا و سيما و برخي از روزنامه‌ها با تيتر درشت اعلام كردند كه « بازار تبريز خاكستر شد».ه&lt;br /&gt;وي با ابراز گلايه شديد اظهار داشت: در حالي كه قسمت اصلي بازار تبريز شامل بازار امير، بازار مظفريه و ... در سايه تلاش و ايثار آتش‌نشانان از گزند حريق نجات يافتند، بي‌انصافي است كه در آستانه ثبت جهاني اين اثر تاريخي، با دست خويش هويت تبريز را زير سئوال ببريم &lt;br /&gt;خاماچي تصريح كرد: درحالي كه در طي ساليان گذشته بازار تهران چهار بار دچار حادثه حريق شده اما هيچ‌گاه هيچ رسانه‌اي هويت آن را زير سئوال نبرده است، صدا و سيما در مورد شهر تبريز اخبار مايوس‌كننده منتشر مي‌كند.&lt;br /&gt;وي انباشت بيش از حد كالا در بازار و عدم رعايت اصول ايمني و سيم‌كشي‌هاي نامناسب برق را از عواملي دانست كه معاون يونسكو در بازديد از اين اثر تاريخي بر آن خرده گرفته است&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-6319215950380950007?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/6319215950380950007/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/11/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/6319215950380950007'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/6319215950380950007'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/11/blog-post.html' title='دست‌هايي در كار است تا نام تبريز را در سراسر كشور محو كنند'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-2309628340802803756</id><published>2009-10-28T18:35:00.000+03:30</published><updated>2009-10-28T18:36:59.814+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='جواد رمضان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آیدین تقی پور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='محمد محمد لو'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نوید مشکات'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مدینه قاسمی'/><title type='text'>آزادی پنج فعال آذربایجانی از اداره اطلاعات تبریز</title><content type='html'>نوید مشکات، مدینه قاسمی، آیدین تقی پور، محمد محمد لو و جواد رمضان از فعالین مدنی آذربایجانی که ۱ آبان ٨٨ و پس از شرکت در مراسم سالگرد مهندس امانی در تبریز بازداشت شده بودند روز دوشنبه ۴ آبان ٨٨ از اداره اطلاعات تبریز آزاد شدند.&lt;br /&gt;آزادی این افراد پس از آن صورت می گیرد که قاضی هاشم زاده بازپرس شعبه چهار دادسرای عمومی و انقلاب تبریز با مطالعه پرونده این افراد را بی گناه تشخیص داده است.این افراد پس از آنکه در مراسم سالگرد وفات مهندس امانی فعال شناخته شده آذربایجانی پارچه نوشته های تسلیت به زبان ترکی حمل و سرودهای آذربایجانی می خواندند بازداشت شده بودند.&lt;br /&gt;در سالهای اخیر بازداشتهای خودسرانه نیروهای امنیتی ایران در شهرهای آذربایجان افزایش یافته است و مامورین امنیتی بدون داشتن حکم جلب و یا ارتکاب جرمی اقدام به بازداشت فعالین مدنی آذربایجانی می نمایند و آنها را مورد آزار و اذیت و بازداشت طولانی مدت قرار می دهند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-2309628340802803756?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/2309628340802803756/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_28.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2309628340802803756'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2309628340802803756'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_28.html' title='آزادی پنج فعال آذربایجانی از اداره اطلاعات تبریز'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-8927799739133826613</id><published>2009-10-27T09:01:00.000+03:30</published><updated>2009-10-27T09:01:38.692+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آیدین تقی پور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='غلامرضا امانی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='محمد محمد لو'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نوید مشقات'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='مدینه قاسمی'/><title type='text'>بازداشت فعالین آذربایجانی پس از شرکت در مراسم سالگرد مهندس امانی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;آیدین تقی پور، مدینه قاسمی، نوید مشقات و محمد محمد لو از فعالین مدنی آذربایجانی روز ۲٣ اکتبر توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و ابتدا به اداره پلیس و سپس به اداره اطلاعات منتقل شده اند.این افراد چند ساعت پیش از بازداشت در مراسم سالگرد وفات غلامرضا امانی از مدافعان حقوق آذربایجانیها در ایران شرکت کرده بودند. &lt;br /&gt;مراسم بر سر قبر مهندس امانی و دو برادر دیگرش که به همراه وی در جریان حادثه رانندگی جان باخته بودند برگزار گردیده بود.&lt;br /&gt;گونش امانی همسر مهندس امانی در مصاحبه با رادیو آزادی به تشریح موضوع پرداخته است.او می گوید دهها فعال پلاکاردهای تسلیت به زبان ترکی همچون "آذربایجان تسلیت" و سایر پلاکاردها در دست داشتند و در پایان مراسم سرود ملی آذربایجانیها و سرود "جدایی" توسط شرکت کنندگان در مراسم خوانده شد.&lt;br /&gt;به گفته خانم امانی ماموران اداره اطلاعات، جریان برگزاری مراسم را از نزدیک تحت نظر داشتند. وی می گوید : "پیش از برگزاری مراسم بارها با ما تماس گرفته و از ما پرسیده اند که چه برنامه ای برای مراسم در نظر گرفته ایم"&lt;br /&gt;یاشار حکاک پور مسئول روابط عمومی انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران ( آداپ ) به رادیو آزادی می گوید در خصوث علت بازداشت و اتهام وارده به بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست اما احتمالا آنها به دلیل شرکت در این مراسم عزا بازداشت شده اند.&lt;br /&gt;عده ای از آذربایجانیها احتمال می دهند که حادثه پیش آمده برای مهندس امانی از سوی مامورین حکومتی سازمان داده شده بود. در همین رابطه دادگاه انقلاب تبریز شهناز غلامی روزنامه نگار آذربایجانی را فقط به خاطر بیان علنی این نظر به شش ماه حبس محکوم کرده است.&lt;br /&gt;غلامرضا امانی یکی از برگزارکنندگان اصلی تجمع قلعه بابک(قعله بذ) در سال ۲۰۰٣ بود و در طی ده سال گذشته به دلیل دفاع از حقوق ملی آذربایجانیها بارها زندانی شده است.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;اولکر آکیف قیزی - رادیو آزادلیق - بخش آذربایجانی رادیو اروپای آزاد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-8927799739133826613?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/8927799739133826613/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_26.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8927799739133826613'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8927799739133826613'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_26.html' title='بازداشت فعالین آذربایجانی پس از شرکت در مراسم سالگرد مهندس امانی'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-845363729181473132</id><published>2009-10-22T20:02:00.000+03:30</published><updated>2009-10-22T20:09:55.291+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='شفق'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تراکتور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فوتبال'/><title type='text'>اخبار مربوط به تیم فوتبال تراکتورسازی</title><content type='html'>&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;پیروزی تیم فوتبال تراکتورسازی در مقابل ابومسلم&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;سرمربي ابومسلم: تماشاگران تراكتورسازي حركت جديدي در فوتبال ايران آغاز كرده اند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;شفق:هواداران استیل آذین شعارهای نژاد پرستانه سرمی دادند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;پیروزی تیم فوتبال تراکتورسازی در مقابل ابومسلم&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;ديدار تيم‌هاي تراكتورسازي تبريز و ابومسلم مشهد با نتيجه يك بر صفر به سود ميزبان به پايان رسيد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;ديدار تراكتورسازي تبريز و ابومسلم مشهد در چارچوب هفته سيزدهم ليگ برتر فوتبال ايران از ساعت 14و 30 دقيقه با حضور حدود 65 هزار تماشاگر در ورزشگاه يادگار امام (ره) تبريز برگزار شد. &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;اين مسابقه با نتيجه يك بر صفر به سود تراكتورسازي به پايان رسيد. تك گل‌ ميزبان را محمد نصرتي در دقيقه 82 به ثمر رساند. &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;مسعود مرادي قضاوت اين ديدار را به عهده داشت. وي به جاسم كرار از تراكتورسازي و حقدوست از ابومسلم كارت زرد نشان داد. داور در دقيقه 81 با نشان دادن كارت زرد دوم به حقدوست او را از زمين بازي اخراج كرد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;سرمربي ابومسلم: تماشاگران تراكتورسازي حركت جديدي در فوتبال ايران آغاز كرده اند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp;سرمربي تيم فوتبال ابومسلم خراسان گفت: تماشاگران تيم فوتبال تراكتورسازي تبريز حركت جديدي در فوتبال كشور آغاز كرده اند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;، اصغر جهانداري روز پنجشنبه پس از باخت يك بر صفر تيمش مقابل تراكتورسازي در حضور بيش از ‪۶۰‬هزار تماشاگر، افزود: تماشاگران تبريزي بدون هيچ توهيني به تيم ميهمان، تنها تيم خود را تشويق مي‌كنند و اميدوارم اين حركت آنها به ديگر ورزشگاه‌ها نيز كشيده شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;وي اظهار داشت: در فوتبال حرفه‌اي هر كس وظيفه‌اي دارد و تماشاگران نيز از اين امر مستثني نيستند و در تبريز اين وظيفه به نحو احسن از سوي تماشاگران انجام مي‌شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;شفق:هواداران استیل آذین شعارهای نژاد پرستانه سرمی دادند&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;مدیر عامل باشگاه فرهنگی ورزشی تراکتورسازی گفت: هواداران منتسب به استیل آذین در حین بازی با شعارهای نژادپرستانه قومیت یک ایرانی را زیر سوال بردند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;ناصر شفق افزود: امیدواریم مسئولین ذیربط فکری به حال شعارهای نژادپرستانه و بسیار وحشیانه که منجر به برهم خوردن انظباط فرهنگی در ورزشگاه می شود جلوگیری کنند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;وی در خصوص شعارهای هواداران تراکتورسازی در بازی استیل آذین گفت: هواداران ما در بازی استیل آذین یکبار بخاطر تغییر زمان بازی و یکبار هم به دلیل تغییر مکان محل بازی در سرگردانی محض بودند و با تاخیر خود را به محل بازی رساندند و بعد از حضور در ورزشگاه طبق روال معمول با داوری ناعادلانه روبرو شدند و در استادیوم با فحشهای رکیک و نژاد پرستانه هواداران حریف مواجه گردیدند. &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;شفق ادامه داد: چه انتظاری از هوادارن دارید مگر آنها از سنگند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;مدیر عامل باشگاه تراکتورسازی با اشاره به فرهنگ غنی آذربایجان از هوادارن خواست که بیش از پیش بر صعه صدر خود اضافه نمایند و نقطه ضعفی از خود نشان ندهند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div style="text-align: right;"&gt;وی در خصوص مصاحبه های بازیکنان تیم استیل آذین اظهار داشت: بازی تمام شده است و کادر فنی ما به بازیهای آینده فکر می کنند و دیگر مصاحبه ای در خصوص بازیکن یا کادر فنی استیل آذین از جانب اعضای باشگاه تراکتورسازی صورت نخواهد گرفت.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-845363729181473132?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/845363729181473132/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_22.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/845363729181473132'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/845363729181473132'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_22.html' title='اخبار مربوط به تیم فوتبال تراکتورسازی'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-2667628458705110471</id><published>2009-10-21T13:41:00.000+03:30</published><updated>2009-10-21T13:46:37.256+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نماینده مجلس'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فوتبال'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='داوری'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='هواداران تراکتورسازی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرهنگی'/><title type='text'>اعتراض نماينده مردم تبريز در مجلس به اشتباهات داوري در ليگ فوتبال</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;b&gt;نماينده مردم تبريز، اسکو و آذرشهر در مجلس شوراي اسلامي با ارسال نامه اي به رييس سازمان تربيت بدني،نسبت به نحوه قضاوت داوران در ديدار هاي تيم فوتبال تراکتورسازي و اشتباهات فاحش آنان اعتراض کرد.&lt;/b&gt;     &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در نامه محمد حسين فرهنگي آمده است: در بازيهاي اخير تيم فوتبال تراکتورسازي تبريز و حداقل در سه بازي، تصميمات داوري عليه تيم تراکتورسازي بوده و داوران تصميم نادرستي عليه اين تيم اتخاذ کرده اند.&lt;br /&gt;وي در اين نامه که رونوشت آن به رييس فدراسيون فوتبال، رييس سازمان ليگ و رييس کميته تربيت بدني و جوانان مجلس نيز ارسال شده،تاکيد کرده: در اين سه بازي، کميته داوران در يک مورد داور را به سه جلسه محروميت و در مورد ديگر به پنج جلسه محروميت محکوم کرده است.&lt;br /&gt;فرهنگي در نامه خود اضافه کرده است: با نگاهي به جدول امتيازات، معلوم مي شود که از دست دادن شش تا هشت امتياز به خاطر اشتباهات داوري، چه اثري در سرنوشت و جايگاه تيم دارد.&lt;br /&gt;نماينده تبريز در مجلس،تاکيد کرد: موضوع اشتباهات داوري براي دهها هزار هوادار متعصب تيم تراکتورسازي بسيار ناگوار و ناراحت کننده بوده و اتخاذ تدابيري جهت جلوگيري از تکرار اين اشتباهات در بازي هاي بعدي الزامي است.&lt;br /&gt;تيم فوتبال تراکتورسازي تبريز هم اکنون با 14 امتياز از 12 بازي در رده دوازدهم جدول رده بندي قرار دارد و روز پنج شنبه اين هفته و از هفته سيزدهم رقابت هاي ليگ برتر، در ورزشگاه يادگار امام ره تبريز به مصاف ابومسلم مشهد خواهد رفت.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-2667628458705110471?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/2667628458705110471/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_6411.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2667628458705110471'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2667628458705110471'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_6411.html' title='اعتراض نماينده مردم تبريز در مجلس به اشتباهات داوري در ليگ فوتبال'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-1549683617182744909</id><published>2009-10-21T10:43:00.001+03:30</published><updated>2009-10-21T10:43:48.568+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='امیر شکری'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اردبیل'/><title type='text'>آزادی امید شکری روزنامه نگار و فعال دانشجویی آذربایجانی از زندان اردبیل</title><content type='html'>امید شکری روزنامه نگار و فعال دانشجویی آذربایجانی روز يکشنبه ۲۶ مهر٨٨ پس از تحمل ٣۱ روز بازداشت موقت به قید وثیقه ٣۰ میلیون تومانی از زندان اردبیل آزاد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به گفته نزدیکان خانواده شکری اتهام این روزنامه نگار آذربایجانی ارتباط با گروههای معاند نظام عنوان گردیده و استنادات قاضی قندستانی برای مطرح کردن این اتهام ؛ انتشار نشریه دانشجویی سایان در دانشگاه پیام نور اردبیل، ارسال SMS های ترکی و ارتباط و دوستی با افراد پان تورکیست بوده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-1549683617182744909?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/1549683617182744909/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_21.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/1549683617182744909'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/1549683617182744909'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_21.html' title='آزادی امید شکری روزنامه نگار و فعال دانشجویی آذربایجانی از زندان اردبیل'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-2676319544972477305</id><published>2009-10-20T20:18:00.000+03:30</published><updated>2009-10-20T20:25:19.552+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='نود'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='اصفهان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تراکتورسازی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='کریمی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='عادل فردوسی پور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='توهین'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فوتبال'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='سپاهان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='استیل آذین'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='هواداران تراکتورسازی'/><title type='text'>آخرین شنیده ها از تیم فوتبال تراکتورسازی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;نگاهی به سخنان کریمی و تاج در برنامه نود&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;نامه جمعی از هواداران تراکتورسازی آذربایجان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;نامه ای به مدیر عامل باشگاه فرهنگی!ورزشی سپاهان &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;تراکتورسازی در لبه تیغ داوری های مسئله دار حاکم بر فوتبال ایران&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;نگاهی به سخنان کریمی و تاج در برنامه نود&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;دیروز باز هم برنامه نود پخش شد و باز هم شاهد توهین به مردم آذربایجان در این برنامه بودیم. اول کریمی که در مصاحبه اش با رفتار بچه گانه حرف هایی به زبان آورد که جز از بچه ها در کل کل های کودکانه شان از کسی انتظار نمیرفت! چه برسد از شخصی که یک بازیکن ملی می باشد که ادعای حرفه ای بودن هم دارد! به هر حال کریمی گفت تراکتوری ها باید در خواب ببینند که با وجود استقلال و پیروزی پرطرفدارترین تیم ایران باشند!! ولی باید به ایشان گوشزد کرد نیازی نیست تراکتوری ها خواب ببینند. چون آنها در بیداری و در دنیای حقیقی انحصارها را شکستند و پرطرفدارترین تیم ایران لقب گرفتند. این شمائید که باید در خواب ببینید که روزی در جایگاهی قرار بگیرید که علی دایی در آن قدم نهاده است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;دیروز آقای تاج که یکی از عوامل قرار دادن تیم ملی در حالت سقوط آزاد به شمار می رود، نخواست از قافله عقب بماند و در این گیرودار خواست او هم عرض اندامی کرده باشد. ایشان بدون اینکه مسئولیتی برای سخن گفتن قائل باشند و فیلتری برای سخنانی که از زبانشان جاری میشود داشته باشند در باره حرکت هواداران تراکتور اظهار داشتند "اینها آبروی گناه رو هم بردند!" جداً نمیدانیم آیا وقتی در شهر ایشان یعنی اصفهان به داور انواع فحش های ناموسی داده میشود آبروی گناه نمیرود؟! یا وقتی به ساحت یک ملت با الفاظی به دور از شأن انسانی توهین میکنند آبروی گناه نمیرود و حالا که تراکتوری ها بعد از کلی تحمل، اقدام به اعتراض به داور خطاکار کرده اند آبروی گناه را برده اند؟! اصلا از اینها بگذریم بهتر نیست ایشان به جای توجه به مسائلی که مسئولیتش با کمیته انضباطی است به وظیفه خودشان برسند تا شاید فوتبال کمی از این وضعیتی که برایش به وجود آورده اند تکانی بخورد؟!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;من مانده ام چرا وقتی تماشاگران تراکتور داور و تیم های میزبان و میهمان را بعد از باخت خانگی مورد تشویق قرار دادند کسی فیلم بازی را ندید ولی در این ماجرا همه چهار چشمی نگاه میکردند؟!&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;حالا اون یک ذره شکی هم که باقی مانده بود که کسانی تلاش میکنند به آقای شریفی فشار بیاورند تا تراکتور را محروم کنند از بین رفت و خوشبختانه موضوع برای کسانی که بی تفاوت بودند هم روشنتر شد و این اتفاق آنها را هم به میدان خواهد کشید. &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;...و در آخر بدانید که ما خدا را داریم و نیازی به دلسوزی مسئولین و افرادی مثل عادل نداریم. اصلا با توجه به گذشته و تجربه ها از اول هم ما از این مسئولین انتظار این را نداشتیم که دید حق گرایانه نسبت به تراکتور داشته باشند. ما همیشه تنها بوده ایم و فقط به خدا توکل کرده ایم. الآن هم با امید به خدا همین رویه را ادامه خواهیم داد و نه تنها هیچگاه از حقمان دست نخواهیم کشید، بلکه این رفتارها ما را به ادامه راهمان مصمم تر خواهد کرد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;نامه جمعی از هواداران تراکتورسازی آذربایجان&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;به نام یگانه مجری عدل &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;با سلام و درود بی پایان خدمت شما همشهریان نماینده در مجلس شورای اسلامی.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;همانطور که مستحضر هستید دوره ی نهم لیگ برتر فوتبال در سال 88 در شرایطی آغاز بکار کرد که مردمان فوتبال دوست در سرتاسر ایران از ناکامی رسیدن تیم ملی به بزرگترین مسابقات جهانی فوتبال آزرده خاطر شده و دیگر آرزوی خود را در چهار سال آینده جستجو می کردند، این امر باعث شد که در اوایل لیگ صحبت هایی در مورد قهر کردن مردم از فوتبال و سوت و کور شدن استادیوم ها به میان آید.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;این فرضیه در حال قوت گرفتن بود که تیمی با ریشه بنام تراکتور سازی بعد از چندین سال ناکامی با مربی محبوبش پا به لیگ برتر گذاشت؛ قبل از بازی هفته ی ششم لیگ تعداد معدودی از ایرانیان از پشتوانه ی عظیم این تیم خبر داشتند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;در بازی ششم تیم که در مقابل یکی از دو شاهزاده ی پایتخت برگزار شد در حدود 90 هزار نفر برای حمایت از تیم محبوبشان به استادیوم یادگار امام (ره) تبریز روانه شدند. (در اینجا خواهشمندیم به این نکته عنایت فرمایید که این دو تیم پایتخت نشین در اکثر شهرستانها بیشتر از تیم میزبان هوادار دارند)&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;این بازی به نقل از خود فوتبال دوستان پر تماشاگر ترین بازی لیگ تا بدین جا بوده است(حتی بیشتر از شهرآورد پایتخت که جمعی در حدود 75-80 هزار نفر از نزدیک نظاره گر آن بودند و این در حالی بود که برای اولین بار استادیوم آزادی پر نشد)&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;درادامه ی رکورد شکنی های این تیم در مورخه ی 20/7/88 در پر بیننده ترین برنامه ی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تماشاگران تیم تراکتور سازی عنوان شایسته ی پرشورترین هواداران لیگ را در حضور نور چشمی های پایتخت به حق از آن خود کردند و مجموع آرای آن دو تیم اختلاف 10-11 درصدی به نفع تیم تراکتور سازی داشت.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;همانطور که به استحضارتان رساندیم این تیم از پشتوانه ی عظیم مردمی برخوردار است و هواداران در هر صورتی از تیم خود حمایت میکنند (حتی در صورت باخت خانگی که در مقابل سایپا حاصل شد.)&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;در حال حاضر تیممان در رده ی سیزدهم جدول قرار دارد؛ ولی نکته ای باعث ناراحتی و تا حدودی برانگیخته شدن خشم هوادران شده است اشتباهات غیر عمدی داوران است که البته مهمترین عامل در وضعیت نامناسب تیم بشمار می آید. (مطابق نظر سنجی فعال ترین سایت هوادار تیمهای لیگ برتری)&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;این اشتباهات از طریق کارشناسان ذبده ی داواری در برنامه های مختلف منجمله نود تایید شده است و هیچ شبهه ای در آنها نیست.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;این اشتباهات سهوی این روزها به اولین دغدغه ی هواداران و البته مردم خون گرممان تبدیل شده است، و این هواداران خواستار توجه جدی و رسیدگی مسئولین مربوطه شدند ولی حرکتی که به سود تیم باشد از ایشان دیده نشد؛ چرا که سخت مشغول کنکاش زاویه ی دید داور بازی پرسپولیس و ملوان هستند که یک پنالتی را برای شاهزاده نگرفته است.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;ما جمعی از هواداران بی شمار تیم تراکتور سازی از شما نمایندگان دلسوزمان در مجلس شورای اسلامی و البته تنها پناهگاه این مردم عاجزانه خواهشمندیم به صورت قانونی و صمیمی ابر ابهام عمدی بودن این اشتباهات را از چشم و دل این مردم با فعالیت های خود در آن مکان مقدس دور کرده و موجبات خشنودی موکلین و صد البته خدای منان باشید.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;لازم به ذکر است که چون این اشتباهات متناوبا صورت گرفته و باعث کسر امتیازات زیادی از تیم شده تحمل و صبر و بردباری این مردم فهیم رو به اتمام است و از آستانه ی تحمل ایشان بدور.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;در پایان خود را موظف میدانم از طرف سایر حامیان تیم که از شهرهای اطراف از جمله ارومیه، اردبیل و زنجان و سایر شهر ها برای حمایت از تیم به تبریز می آیند مراتب اعتراض را به اطلاع شما رسانده و خواهش کنم این مقوله ی بسیار حساس و مهم از طرف نمایندگان آن عزیزان در مجلس شوارای اسلامی نیز مورد بررسی قرار گیرد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;با تشکر هواداران تیم تراکتور سازی &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;نامه ای به مدیر عامل باشگاه فرهنگی!ورزشی سپاهان &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;سلام علیکم &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;در مورد رفتار تماشاگرانتان سخنانی داشتیم که لازم است به شما گوشزد کنیم.شما همیشه در صحبتهای خود از افتخارات ورزشی خود میگویید نایب قهرمانی آسیا ,قهرمانی لیگ برتر ,قهرمانی جام حذفی و...اما هیچگاه از تماشاگران خود سخن به میان نیاوردید تماشاگرانی که گویا از فرهنگ وادب هیچ چیزی به ارث نبرده اند .بعد از آنکه هوادارنتان فرهنگ و ادب والای !خود را قبلا نشان داده بودند از کور کردن سرباز وظیفه تا فحشهای رکیک وبسیار زشتی که برعلیه بازیکنان حریف وحتی بازیکنان خودی داشتند این بر پا را فراتر نهاده ونه به فرد وگروه وتیم بلکه این بار به یک قومیت بزرگ توهین هایی کردند که حتی آن هتاکی ها را شایسته نیست انسان به دشمنان خود بکند چه رسد به هموطنان خود .یه هر حال انتظار میرفت که این هتاکی ها که باعث آزرده خاطر شدن بیش از200میلیون ترک در جهان شد با عذر خواهی باشگاه سپاهان کمی جبران شود اما گویا خود شما نیز به فرهنگ اعتقادی ندارید به هر حال پیشنهاد ما هواداران تراکتور سازی تبریز به شما این است که نام فرهنگی را از عنوان باشگاه خود حذف کنید تا دیگر در این مورد بازخواست نشوید &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;نقدی بر عملکرد داوران لیگ برتر&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right" style="text-align: right;"&gt;&lt;strong&gt;تراکتورسازی در لبه تیغ داوری های مسئله دار حاکم بر فوتبال ایران&lt;/strong&gt; &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;آرتان آرمان&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;داستان داوری بازیهای لیگ برتر ایران مثنوی صد من کاغذ شده است و هر فصل این داوری نامه قطورتر و قطورتر شده و آه و فغان و افسوس تیمهای شرکت کننده در این ماراتن نفسگیر سر به آسمان ساییده و بدون دستیابی به کیفیت و استانداردی در خور لیگی که عنوان حرفه ای را با خود یدک می کشد مسابقات به نقطه انتهایی خود رسیده و حکایت هر سال دریغ از پارسال مصداقی عینی در بازیهای لیگ برتر پیدا می نماید گویی که داوری فوتبال به عنوان یکی از تأثیرگذارترین بخشهای یک مسابقه هرگز نخواهد توانست آرامش و عدالت را در فوتبال کشور برقرار نماید.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در همه جای دنیا نقش داوران در چگونگی شکل گیری نتایج مسابقات فوتبال اجتناب ناپذیر است و بعد از هر مسابقه حرف و حدیث های فراوانی در مورد داوری بازی بمیان آمده و قضاوت بازیها همواره در کانون توجه رسانه ها و مطبوعات قرار می گیرد. فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) تلاش می نماید که با فرستادن مدرسان خود به کشورهای مختلف و برگزاری کلاسها، سمینارها، کارگاه های آموزشی گوناگون و ... کیفیت برگزاری مسابقات را افزایش داده و آن را به لحاظ کمی و کیفی به سطح استاندارد -نه لزوماً ایده آل- نزدیک نماید اما به رغم همه ادعاهایی که در کشور ما در رابطه با افزودن بر کیفیت داوری مسابقات فوتبال می شود داوری بازیها نه فقط از سطح استاندارد، بلکه از سطح متوسط نیز فرسنگ ها فاصله داشته و مکرراً مشاهده می گردد که در پایان بازیهای فوتبال تیمی شادمان از نتیجه بدست آمده زمین بازی را ترک نموده و تیم مقابل مغموم و نالان از وضعیت داوری به امید روزهایی بهتر و داوری کم اشتباه تر پای به مسابقات آینده می گذارد ولی قصه همان است و حکایت همان و دوباره روز از نو و روزی از نو.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;کمیته داوران فدراسیون فوتبال با گارد گرفتن بر علیه منتقدان همواره حق را به جانب خودش نگه داشته و رئیس این کمیته بارها با بیان اینکه فدراسیون فوتبال با منتقدان به داوری برخورد خواهد نمود و یا ریشه معترضان به داوری باید خشکانده شود به قدرت نمایی در مقابل ناراضیان پرداخته است. در فصل کنونی فدراسیون فوتبال با اضافه نمودن تبصره ای به قرارداد بازیکنان فوتبال تلاش نموده است از اعتراض آنان به داوران کاسته و به عبارتی دست خود را برای حمایت از داوران بازتر نگه دارد اما به رغم تمامی این ادعاها و اقدامات که بعضاً بازتاب رسانه ای زیادی نیز پیدا می نماید داوری فوتبال ایران در وضعیت بغرنجی قرار داشته و این سؤال را به ذهن علاقمندان فوتبال متبادر می نماید که چرا وضعیت داوری مسابقات هر سال بدتر و بدتر می شود؟&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;فوتبال ورزشی جذاب و پرطرفدار بوده و ناگفته پیداست که با پیش آمدن اشتباهات فاحش و غیر قابل اغماض زیبایی آن نیز از بین رفته و تأثیرات روانی خیلی مخربی بر روی هواداران تیمها نهاده می شود. سؤالی که پیش می آید این است که اشتباهات داوری تا چه حد مجاز است؟ بعد از هر بازی داورانی که مرتکب اشتباهات تأثیرگذار در نتیجه بازیها شده اند محروم می گردند ولی علیرغم همه این جرایم و مجازات ها فوتبال ایران ضربات سنگینی از وضعیت داوری می بیند. ارتکاب خطاهای آشکار توسط داوران چنین پرسشهایی را در ذهن هر علاقمند فوتبال پدید می آورد که فدراسیون فوتبال بر مبنای چه اصول و شاخص هایی داوران را برای بازیهای مختلف چینش و گزینش می نماید؟ آیا داوران انتخاب شده توانایی قضاوت قابل قبول در همه شرایط و در هر نوع جو ورزشگاههای کشور را دارند؟&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در داوری فوتبال ایران هنوز این مشکل کوچک که توپ به دست خورده یا دست به توپ حل نگردیده است. بعد از بازیها کارشناسان داوری چگونگی قضاوت بازیها را مورد کنکاش و موشکافی قرار داده و در اغلب موارد نیز بر اشتباهات داوران مهر تأیید زده می شود ولی با اینحال فوتبالدوستان شاهد افزایش کیفیت داوریها نیستند. معمولاً داوران با ارائه دلایل و توجیهات گوناگون اشتباهات خود را انکار نموده و در نقطه مقابل نیز بر وجود این اشتباهات اصرار ورزیده می شود و هیچ کدام از طرفین نیز از موضع خود عقب نشینی ننموده و بهیچ وجه کوتاه نمی آیند. این گفته که اشتباهات داوری گریزناپذیر بوده و جزو لاینفک بازی فوتبال می باشد به کرات شنیده شده و در این آشفته بازار برخی از تیمها منتفع شده و دیگرانی که متضرر گردیده اند فریادشان ره به هیچ جایی نمی برد. جوانی و بی تجربگی و بکارگیری روش آزمون و خطا جهت مجرب نمودن داوران جوان سبب پدید آمدن بحثها و حواشی زیادی شده و از این رهگذر فوتبال ایران خسارات بیشماری را متحمل می شود.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در فصل کنونی یکی از تیمهایی که از اشتباهات داوری ضربات جبران ناپذیری متحمل شده است تراکتورسازی آذربایجان می باشد. حضور این تیم در لیگ برتر شور و حرارت خاصی به آن بخشیده و در روزهای اخیر با برگزاری مسابقه sms در برنامه پربیننده نود هواداران آن عنوان پرشورترین هواداران فوتبال کشور را به خود اختصاص داده اند و با استقبال کم نظیری که طرفداران این تیم در شهر تبریز و سایر شهرها از آن به عمل آورده اند اندک اندک این ادعا که این تیم پرهوادارترین تیم کشور نیز می باشد شکلی رسمی به خود گرفته و تمامی شواهد و قراین نشان از پتانسیل عظیم هواداری آن دارد. در 12 هفته ای که لیگ برتر ایران پیموده است به استناد نظر کارشناسان داوری، تیم تراکتورسازی در بیشتر بازیها متضرر گردیده و بارها برد این تیم به کمک داوران با باخت و یا تساوی عوض شده است. طبق مستندات در 9 بازی این تیم داوران اشتباهات آشکاری را مرتکب شده اند که نتیجتاً حداقل 6 و حداکثر 12 امتیاز از آن سلب شده است که با در نظر گرفتن امتیاز تیم صدر جدول که روی عدد 23 ایستاده است به سادگی می توان اهمیت داوری های مسئله دار را در موقعیت کنونی این تیم در جدول رده بندی مورد تأمل قرار داد. حتی در بازیهای با برد پشت سر گذاشته شده توسط این تیم نیز چنین اشتباهاتی آن را عذاب داده و بارها آن را تا مرز از دست رفته دیدن پیروزی اش برده است. یداله جهانبازی داور بازی تیمهای تراکتورسازی و ملوان که یک پنالتی ناحق را تقدیم ملوان نموده و بازی برده تراکتورسازی را به تساوی کشاند و همچنین سعید بخشی زاده داور بازی تیمهای تراکتورسازی و سپاهان که نقش ویژه ای در اهدای 3 گل به سپاهان داشت از زمره داوران بازیهای این تیم می باشند که تابحال از سوی کمیته داوران محروم گشته اند جالب توجه است که یداله جهانبازی که در طی 20 قضاوت خود در فصل کنونی فقط یک پنالتی گرفته بود و کلاً داوری است که به ندرت پنالتی می گیرد یک ضربه پنالتی به نفع تیم ملوان اعلام نمود که بعداً مشخص گردید که اشتباه بوده است و اگر دقت و توجه بیشتری مبذول می گردید مطمئناً برخی از داوران بازیهای دیگر این تیم نیز شایسته محرومیت بودند. این تیم که 8 سال تلخ و پرالتهاب را در لیگ دسته اول سپری نموده است انگیزه های زیادی جهت اثبات شایستگی های خود دارد ولی همواره مانعی به نام ناداوری و اجحاف در حق خود را پیش روی خود دیده است. بارها ضربات پنالتی این تیم که در تحلیل های کارشناسی برنامه نود نیز درست بودن آنها مورد تأیید واقع گردیده نادیده گرفته شده و همان تحلیلها اشتباه بودن ضربات پنالتی در نظر گرفته شده بر علیه آن را نیز تصدیق نموده اند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به دیل ساختار قطبی حاکم بر فوتبال ایران معمولاً به غیر از تیمهای سرخابی تیمهای دیگر در کانون دید رسانه ها قرار نداشته و تحلیل بازی تیمهای پرسپولیس و استقلال بیشترین توجه را به خود مصروف و معطوف می دارند چنین رویکردی سبب در حاشیه قرار گرفتن تیمهای دیگر شده و در نتیجه خسارات تحمیل شده به آنها نیز چندان در معرض دید عموم قرار نمی گیرد. در برنامه پرطرفدار نود سرخابی ها بیشترین زمان را بخود اختصاص داده و جزئی ترین و بی اهمیت ترین موضوعات مربوط به آنان نیز بزرگنمایی و در زیر ذره بین قرار می گیرد. این برنامه نبودن صندلی برای مترجم کرانچار سرمربی پرسپولیس در اتاق کنفرانس و یا ترک نیمکت استقلال توسط وحید طالب لو دروازه بان استقلال را چنان با حساسیت دنبال می نماید که انگار مهمترین مسائل فوتبال ایران همین موارد می باشند. در این برنامه برای مصاحبه با دروازه بان دوم تیم استقلال چندین دقیقه زمان صرف می گردد اما در مقابل بیان می گردد که برای فراز کمالوند سرمربی تیم تراکتورسازی که میلیونها هوادار در داخل و خارج کشور دارد زمانی نداریم!. موشکافی افراطی این برنامه در مورد پشت پرده ها و حواشی فوتبال ایران آن را به سمتی سوق می دهد که ثمری برای فوتبال ایران ندارد و سایر برنامه های رسانه ملی نیز در پرداختن به مسائل کم اهمیت دست کمی از این برنامه ندارند. ساختار ضعیف فوتبال ایران سبب می گردد که گاهاً برنامه نود در مهمترین تصمیمات فوتبال کشور نیز دخالت نموده و حتی در بیشتر موارد تصمیمات کلان فوتبال کشور نیز با مسیردهی توسط این برنامه اتخاذ گردند و در چنین وضعیت نابرابری طبیعی است که تیمهای مردمی و پرطرفدار کشور با دور شدن از کانون توجه رسانه ها به فراموشی سپرده شده و سر از ناکجاآباد دربیاورند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;در بازی تیمهای استیل آذین و تراکتورسازی که به لطف داور و با تقدیم یک ضربه پنالتی به تیم استیل آذین در دقیقه نود با نتیجه مساوی 2 بر 2 خاتمه یافت هوداران تیم تراکتورسازی که از همه نقاط ایران علی الخصوص تهران و تبریز با شور و هیجانی وصف ناپذیر در ورزشگاه حضور یافته بودند با چشمهایی گریان و نالان از وضعت اسفناک داوری بازی ورزشگاه را ترک نمودند. جالب است که این سومین بازی متوالی بود که استیل آذین در دقایق و لحظات آخر بازی را به نتیجه مساوی 2 بر 2 کشاند. حضور حمید استیلی سرمربی این تیم بر روی نیمکت که در بازی مقابل سایپا اخراج گردیده بود و قاعدتاً باید محرومیت خود را سپری می نمود از نکات بحث برانگیز دیگر این بازی بود. واضح است که اگر در بازی تیمهای استیل آذین و تراکتورسازی در ورزشگاه تختی تهران که حدوداً 6000-5000 نفر در آن حضور یافته بودند داوری برای داور بازی مشکل باشد و وی دچار اشتباه فاحش گردد در بازیهای تیم تراکتورسازی در ورزشگاه سهند در تبریز که دهها هزار نفر حضور می یابند ضریب این اشتباهات نیز می تواند چندین برابر افزایش یابد. حضور یکصد هزار نفری هواداران تراکتورسازی در بازی مقابل استقلال و همچنین حضور 60000 نفر به طور متوسط در سایر بازیهای این تیم اهمیت داوری بازیهای آن را بیش از پیش آشکار نموده و لزوم انتخاب داورانی توانمندتر و اتخاذ تمهیدات مناسب توسط کمیته داوران جهت بازیهای آن را ضروری می سازد. با مشاهده چنین استقبال پرشوری از بازیهای تیم تراکتورسازی، سؤالات بیشماری در ذهن هواداران فوتبال ایجاد می شود از قبیل اینکه چرا فوتبال ما با سرمایه های راستین خود اینگونه برخورد می نماید؟ برای خلاصی از این وضعیت اسفبار چه تمهیداتی باید اندیشیده شده و چه اقداماتی باید انجام شود؟ آیا ظرفیت نهایی داوری فوتبال ما فقط در همین حد است؟ آیا فدراسیون فوتبال و کمیته داوران آن توانایی آماده نمودن بستری مناسب جهت ارتقای کیفیت و استاندارد داوری مسابقات و برقراری عدالت و رفع تبعیضات را دارند؟ آیا داوران ما واقعاً توانایی تشخیص نکات ظریف تأثیرگذار در نتیجه بازی، مقابله با شگردهای بازیکنان جهت گول زدن داور و ممانعت از تمارض های آنان را دارند؟ آیا با این وضعیت آشفته داوری، فوتبال ما به ناکجاآباد نمی رود؟&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مسلم است که لیگ حرفه ای داورانی حرفه ای تر طلب می نماید. در پی ارتکاب اشتباهات مکرر توسط داوران، این روزها شائبه های تبعیض، اجحاف، تبانی و ناداوری همه جای کشور را فرا گرفته است. بعد از بازی تیمهای استیل آذین و تراکتورسازی یک شایعه دهن به دهن بین هواداران این تیم چرخید. خبر می رسد که باشگاه تراکتورسازی امید خود را از فدراسیون فوتبال ایران قطع نموده و جهت اعتراض به اشتباهات مکرر داوری و احقاق حق خود به کنفدراسیون فوتبال آسیا و فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) شکایت خواهد نمود. &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;منبع &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://tractorfans.com/"&gt;http://tractorfans.com/&lt;/a&gt; &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&amp;nbsp; &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-2676319544972477305?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/2676319544972477305/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_20.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2676319544972477305'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/2676319544972477305'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_20.html' title='آخرین شنیده ها از تیم فوتبال تراکتورسازی'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-6070013251411969753</id><published>2009-10-17T18:16:00.000+03:30</published><updated>2009-10-18T22:18:51.346+03:30</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فرهنگ'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='زبان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تراکتور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='تراختور'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='آذربایجان'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='فوتبال'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='ترکی'/><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='بارسلونا'/><title type='text'>باشگاه فوتبال بارسلونا</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;باشگاه فوتبال بارسلونا، که به شکل ساده تر بارسلونا و یا بارسا خوانده می‌شود، باشگاهی ورزشی است که در شهر بارسلونا، واقع در ایالت کاتالونیا از کشور اسپانیا قرار دارد. شهرت این باشگاه بیشتر به خاطر تیم فوتبال آن است، که در سال ۱۸۹۹ توسط عده ای اهل سوئیس، انگلیس و اسپانیا و به رهبری خوان گمپر تاسیس شد.&lt;span style="color: black;"&gt; باشگاه به نوعی، نهادی برای ترویج فرهنگ و زبان کاتالان است، و از این رو عبارت «فراتر از یک باشگاه» (Més que un club) را به عنوان شعار خود انتخاب کرده است. سرود رسمی باشگاه، El Cant del Barça، اثر جوزپ ماریا اسپیناس نام دارد. تیم فوتبال بارسلونا یکی از سه تیمی است&lt;/span&gt; که هرگز به دسته‌ای پایین تر از لالیگا سقوط نکرده است، و نیز با ۱۹ قهرمانی در لالیگا، ۲۵ قهرمانی در جام حذفی، ۷ قهرمانی در سوپرکاپ و ۲ قهرمانی در لیگ کاپ، بعد از رئال مادرید پرافتخارترین تیم اسپانیا است.&lt;br /&gt;&amp;nbsp;آنها همچنین با بردن در مجموع ۹ عنوان اصلی در اروپا، یکی از موفق ترین تیم های حاضر در اروپا می باشند. ۳ قهرمانی در لیگ قهرمانان، ۴ قهرمانی در جام یوفا و ۲ قهرمانی در سوپرکاپ اروپا دستاورد بارسلونا در اروپا تا به امروز می‌باشد. در سال ۲۰۰۹، بارسلونا موفق شد اولین باشگاهی باشد که سه گانه لالیگا، کوپا دل ری و لیگ قهرمانان باشگاههای اروپا را به دست می‌آورد. همچنین بارسلونا تنها تیمی است که از سال ۱۹۵۵ همواره در جام باشگاههای اروپا حاضر بوده است. استادیوم باشگاه نوکمپ نام دارد، که با گنجایش ۹۸٫۷۷۲ تماشاگر، بزرگترین استادیوم در اروپاست. بارسلونا از درجه بالایی از محبوبیت برخوردار است، حدود ۲۵٫۷% مردم اسپانیا طرفدار بارسلونا هستند، و این در حالیست که بر اساس بررسی ای که اخیراً انجام شد، بارسلونا با دارا بودن ۴۴٫۲ میلیون هوادار در اروپا، پرطرفدارترین تیم حاضر در اروپا نیز هست. باشگاه همچنین با دارا بودن ۱۵۶٬۳۶۶ عضو رسمی در ژوئن ۲۰۰۷، بیشترین عضو ثبت نام شده را در میان تمام باشگاههای فوتبال دنیا دارد. طرفداران بارسلونا همچنین به culés معروفند. بارسلونا رقابت بی نظیری با رئال مادرید داشته و با این تیم در یکی از مشهورترین مسابقه های فوتبال در جهان موسوم به ال کلاسیکو رقابت می‌کند. در فصل ۰۸-۲۰۰۷ بارسلونا با درآمدی بالغ بر ۳۰۸٫۸ میلیون یورو تبدیل به سومین باشگاه ثروتمند جهان شد. بارسلونا دارای تیم دومی به نام بارسلونا اتلتیک نیز هست و تا قبل از ۲۰۰۷، تیم جوانان باشگاه به نام بارسلونا سی نیز فعالیت می‌کرد.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;منبع&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://fa.wikipedia.org/wiki/باشگاه_فوتبال_بارسلونا"&gt;http://fa.wikipedia.org/wiki/باشگاه_فوتبال_بارسلونا&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-6070013251411969753?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/6070013251411969753/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/6070013251411969753'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/6070013251411969753'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title='باشگاه فوتبال بارسلونا'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-4332032062427520785</id><published>2009-10-14T10:42:00.000+03:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.241+03:30</updated><title type='text'>کمالوند در برنامه نود</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_TAz8v3ZUhsk/StWG6ByEOzI/AAAAAAAAARU/VM3XsUIYnK0/s1600-h/1.jpg"&gt;&lt;img style="TEXT-ALIGN: center; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; DISPLAY: block; HEIGHT: 240px; CURSOR: hand" id="BLOGGER_PHOTO_ID_5392364460314999602" border="0" alt="" src="http://4.bp.blogspot.com/_TAz8v3ZUhsk/StWG6ByEOzI/AAAAAAAAARU/VM3XsUIYnK0/s320/1.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.easy-share.com/1908123255/kamalvandin90.flv"&gt;لینک دانلود یک&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://rapidshare.com/files/292781060/kamalvandin90.flv.html"&gt;لینک دانلود دو&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-4332032062427520785?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/4332032062427520785/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_14.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/4332032062427520785'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/4332032062427520785'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_14.html' title='کمالوند در برنامه نود'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_TAz8v3ZUhsk/StWG6ByEOzI/AAAAAAAAARU/VM3XsUIYnK0/s72-c/1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-6181938292304026738</id><published>2009-10-12T20:51:00.000+03:30</published><updated>2009-10-18T22:05:03.957+03:30</updated><title type='text'>میر حسین، ضیافت سکوت در اذربایجان وباقی قضایا</title><content type='html'>بسمه تعالی&lt;br /&gt;میر حسین، ضیافت سکوت در اذربایجان وباقی قضایا&lt;br /&gt;یونس زارعیون &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سکوت اذربایجان وسیاسی ترین شهر ایران تبریز ، در بعد از اعتراضات انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران . محافل سیاسی را به تعجب واداشت ، تا جایی که شبکه های پر مخاطبی چون voa BBc, ;که از صحنه گردانان اصلی محسوب میشدند سکوت اذربایجان را بر نتافته و علی رغم شعارهایشان که همواره بر بی طرفی و اطلاع رسانی تاکید میکردند ؟ ! به این مساله پرداختند . شبکه تلویزیونی صدای امریکا با دعوت از پسر آیت ا.. شریعتمداری علت سکوت آذربایجان را به عنوان سردمدار جنبشهای اعتراضی در ایران از ایشان جویا شد فرزند آیت ا... شریعتمداری نیز با اشاره به ظلمهای روا شده علیه آذربایجان از آذربایجانیها وتبریزی ها خواستند تا قهر سیاسی را کنار گذاشته وبه صفوف اعتراض کنندگان بپیوندند. اما غافل از اینکه جریان عمیق تر از تحلیلهای ایشان وشبکه های خارجی بود چرا که مردم آذربایجان به فرموده ایشان نیز توجهی نکرده همچنان بر برپایی ضیافت سکوت حویش تاکید ورزیدند شاید دانستن علت کم توجهی ترک زبانان به جنبش اصلاحی طراحی شده از طرف مرکز برای غیر ترک زبانان ایران خالی از لطف نباشد . چرا که آذربایجانیها علل عدم توجه به واکنشهای مرکز را بهتر ازهمه میدانند حال جهت تنویر افکار عمومی خارج از آذربایجان وشاید شبکه های خارجی و اصلاح طلبان عزیز که این اواخر دلگیر از عدم حضور آذربایجانیها شده اند. چند نکته ای را به عرض رسانده و متذکر میشوم که اتفاقا بهترین وقت شناسی و قهر سیاسی آذربایجانیها همین زمان بوده است.&lt;br /&gt;&lt;a name='more'&gt;&lt;/a&gt;&amp;nbsp;با مراجعه به پیشینه جریان اصلاح طلبی و جرقه ای که در انتخابات دوم خرداد 76 زده شد با رجوع به آرای اذربایجانیها متوجه میشویم که بیشترین آرا مردم آذربایجان را سید محمد خاتمی کاندیدای اصلاح طلب از آن خود ساخت . چرا که مردم آذربایجان با مفاهیم جامعه مدنی مردم سالاری و ایران برای همه ایرانیان آشنا بودند در جریان انتخابات مجلس ششم نیز کاندیداهای اصلاح طلب مجلس علی رغم اینکه بعضی از آنها پایگاه اجتماعی چندانی نزد مردم آذربایجان نداشتند با شعارهای اصلاح طلبی وارد مجلس شدند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جریان 18 تیر دانشگاه تهران که در اعتراض به بسته شدن روزنامه سلام انجام شده بود، اولین حضور جنبش دانشجویی در موازات شعارهای مطرح شده و محرک اصلاحات بود دو روز بعد از آن دانشگاه تبریز درحمایت از دانشگاه تهران دست به تحصن سراسری زد که این تحصن به خیابانهای اطراف دانشگاه هم رسید اما رفتار اصلاح طلبان عجیب بود بایکوت خبری کلی دانشگاه تبریز این درحالی بود که دانشگاه تهران هر روز تیتر خبری بود و در مورد دانشگاه تبریز نه تنها خبر که رئیس جمهور وقت حتی جریان را محکوم هم نکرد . رفتارها و توهین های اصلاح طلبان دل مردم آذربایجان را میفشرد و اصلاحات رفته رفته پایگاه خود را در آذربایجان از دست میداد تا جایی که در انتخابات هفتم مجلس شورای اسلامی آذربایجان کمترین مشارکت را داشت وبسیاری از کاندیداهای اصلاح طلب از طرف مردم رد شدند. رفتار اصلاح طلبان با مردم آذربایجان و ایران برخلاف شعارهای مطرح شده از طرف آنها بود تا جایی که در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم کاندیدا های اصلاح طلب نتوانستند اعتماد مردم را به دست آورند و در دور دوم نیز علی رغم حمایت آقای خاتمی از هاشمی وی رقابت را به رقیب خود واگذار کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از یک دوره چهار ساله اصلاح طلبان با کاندیدای شاخص خود مهندس میر حسین موسوی وارد عرصه رقابتها شدند وی در ابتدا با شعار بازگشت به اصول انقلاب و نامیدن خود به عنوان اصول گرای اصلاح طلب نتوانست موج قابل توجهی را ایجاد نماید. بعد از این شعارها وی با برنامه حقوق شهروندی وتوجه به حقوق اقوام که در واقع جرقه آن از سفر خوزستان زده شد سعی در کسب آرا قومیتهای ایران نمود. برنامه اقوامی که او در واقع کپی رایت برنامه ای بود که اکبر اعلمی کاندیدای رد صلاحیت شده مدتها قبل رهبری آن را برعهده داشت و حزب اعتماد ملی نیز برنامه های جالبی برای آن در نظر داشت. اما عدم تایید شعارهای فوق در عمل و رفتار متناقض اصلاح طلبان در قبال وعده های داده شده و حرکت وحرفهای نسنجیده مسول ستاد دانشجویی آقای موسوی در تبریز . جوانکی که حکم اخراج فعالین اذربایجانی را در صورت حضور در ستاد موسوی صادر نموده بود وبعد از آن نیز انتشار فیلمی از سید محمد خاتمی در جمع چهره های شاخص اصلاح طلب خشم مردم آذربایجان را بر انگیخت خاتمی در این فیلم اوج احساسات مذهبی و اعتقادات و ملیت ترکهای ایرانی را درمقام روحانی که باید مروج مذهب باشد به مسخره گرفته بود اعتراضات دانشجویان ترک دانشگاهای کشور و صدور بیانیه های مختلف تکذیب سید خندان را در پی داشت اعتراض مردم تبریز در سخنرانی انصاری از چهرهای اصلاح طلب و کسی که در مجلس جک گویی از کسب فیض کنندگان بود و صحت فیلم را نیز تا یید کرده بود شروع شده و در باغشمال تبریز به اوج خود رسید اعتراض کننگان در مراسم باغشمال دستگیر شدند و فردای آن روز نیز مهندس موسوی در دانشگاه تبریز شاهد اعتراضات تند دانشجویان تبریزی بود که از وی میخواستند تا جریان توهین به اقوام را محکوم نماید. اما میر حسین موسوی از کنار این جریان به آسانی ومتانت گذشت. و به اعتراض همشهریانش توجهی نکرد، جریان سفر تبریز را سایتهای اینترنتی با تیتر (( کروبی در شیراز و میر حسین در تبریز )) که با مزمون میر حسین پاسخگوی تبریز نشد انعکاس دادند بعد از سفر تبریز آقای موسوی مهمان ارومیه بود. او وقتی در دانشگاه اورمیه با پرسش دانشجویان مبنی بر توهین خاتمی رو برو شد در جواب فقط گفت که به این سو ال پاسخ نمی دهد. در واقع این روش رفتار میر حسین موسوی آب سردی بود بر مردم آذربایجان تا بدانند که میر حسین موسوی اهل پیگیری حقوق آنها نیست چرا که کسی که حتی یک محکوم نمودن لفظی را نیز بر نمی تابد بعد از به قدرت رسیدن نیز کاری از پیش نمیتواند ببرد . در این حین باز هم فیلمی از مسول ستاد مردمی میر حسین موسوی آقای کواکبیان نماینده اصلاح طلب سمنان نیز منتشر شد، که او نیز به لوده گویی و لجن پراکنی بر علیه مردم آذربایجان و ترکها پرداخته بود. توهین کواکبیان نیز از طرف میر حسین موسوی بدون پاسخ گذاشته شد حال آنکه آقای موسوی با کواکبیان میتوانست برخورد نماید. چرا که اگرعدم برخورد با خاتمی به خاطر وزن سیاسی اوبود کواکبیان اولا فاقد این وزن سیاسی بود و در مقام توهین کننده نیز باید محاکمه میشد. البته عدم برخورد با کواکبیان از سوی آقای موسوی دور از ذهن نبود مساله فوق آذربایجانیها را گران آمده بود. چرا که علی رغم حضور طرفدارن موسوی در تهران و سایر شهرها در خیابانها هیچ کدام از شهرهای آذربایجان شاهد چنین چیزی نبود حضور مردم اعتراضی بود چرا که اصلا طرفداری وجود نداشت و اندک حضورها نیز بعد از پیروزی تیم تراکتورسازی وقبل از آن هم اعتراض هزاران نفری مردم ارومیه در مقابل ستاد آقای موسوی بود که به دستگیری اعتراض کنندگان انجامید. حتی به گفته شاهدان بعد از مناظره آقای موسوی و آقای احمدی نژاد و ضعف موسوی در پاسخ به پرسشهای احمدی نژاد ستادهای موسوی در شهرهای آذربایجان آرامتر میشد. مسایل فوق و توهینهایی که از طرف اعضا بلند پایه ستاد میر حسین موسوی بر علیه مردم آذربایجان انجام میشد همه و همه در بی اعتنایی مردم آذربایجان نسبت به وقایع اخیر بود بی اعتمادی مردم آذربایجان به استمداد اصلاح طلبان، ریشه در توهینها و کم محلی ها ود ید ابزارگونه و دغل بازی ها و دروغ گویی های اصلاح طلبان در حق مردم آذربایجان دارد. باید توجه نمود که مردم آذربایجان اعتماد خود را به اصلاح طلبان از دست داده اند واین اعتماد به زودی ها قابل برگشت نمی باشد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع&lt;br /&gt;http://yunes58.blogfa.com/post-19.aspx&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-6181938292304026738?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/6181938292304026738/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_12.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/6181938292304026738'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/6181938292304026738'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_12.html' title='میر حسین، ضیافت سکوت در اذربایجان وباقی قضایا'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-7708025608309966377</id><published>2009-10-09T11:12:00.000+03:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.263+03:30</updated><title type='text'>هوادار خردسال تیم فوتبال تراختور</title><content type='html'>&lt;a href="http://4.bp.blogspot.com/_TAz8v3ZUhsk/Ss7pp4ecb7I/AAAAAAAAARM/fAucT_KqwxU/s1600-h/1.jpg"&gt;&lt;img style="display:block; margin:0px auto 10px; text-align:center;cursor:pointer; cursor:hand;width: 312px; height: 400px;" src="http://4.bp.blogspot.com/_TAz8v3ZUhsk/Ss7pp4ecb7I/AAAAAAAAARM/fAucT_KqwxU/s400/1.jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5390502709753049010" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-7708025608309966377?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/7708025608309966377/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_09.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/7708025608309966377'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/7708025608309966377'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_09.html' title='هوادار خردسال تیم فوتبال تراختور'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://4.bp.blogspot.com/_TAz8v3ZUhsk/Ss7pp4ecb7I/AAAAAAAAARM/fAucT_KqwxU/s72-c/1.jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-1452791744123665872</id><published>2009-10-09T11:01:00.000+03:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.281+03:30</updated><title type='text'>مارش شماره ۳ - یاشا تیراختور</title><content type='html'>&lt;a href="http://2.bp.blogspot.com/_TAz8v3ZUhsk/Ss7nulbPkdI/AAAAAAAAAQ8/LMple2UKaSA/s1600-h/Aria+Torkanpouri(Turkan).jpg"&gt;&lt;img style="float:left; margin:0 10px 10px 0;cursor:pointer; cursor:hand;width: 273px; height: 320px;" src="http://2.bp.blogspot.com/_TAz8v3ZUhsk/Ss7nulbPkdI/AAAAAAAAAQ8/LMple2UKaSA/s320/Aria+Torkanpouri(Turkan).jpg" border="0" alt=""id="BLOGGER_PHOTO_ID_5390500591515439570" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آهنگساز و پیانیست جوان آذربایجان، آریا ترکانپوری(تورکان) مارشی برای تیم فوتبال تراکتورسازی نوشته و خوانده اند که از طریق سایت هواداران تراکتورسازی تقدیم میشود به همه هواداران و عاشقان تیراختور.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از لینک زیر دانلود کنید&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;http://tractorfans.com/downloads/category/1-marches?download=5%3Amarch3&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آذربایجان خالقی دایاقدیر سنه&lt;br /&gt;چیرپینان بیر اؤرک سنسن وطنه&lt;br /&gt;دایانما هئچ زامان,یاشا تیراختور&lt;br /&gt;قوی سل کیمین آشا,داشا تیراختور&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سنده ستارخانین شهرتی واردیر&lt;br /&gt;یئریشین میداندا شانلی ویقار دیر&lt;br /&gt;تیراختورین کیمدن یوخدور قورخوسو&lt;br /&gt;ای ائلین,وطنین ظفر اردوسو&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گوزلرین هامیسی باغلیدیر سنه&lt;br /&gt;سن دان اولدوزسان گؤزل وطنه&lt;br /&gt;بوغازیم دا سسین,قانیم دا رنگین&lt;br /&gt;ای منیم آصلانیم,ببریم,پلنگیم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر میداندا واردیر ایکی دروازا&lt;br /&gt;بیری باخیر غمه بیری آوازا&lt;br /&gt;تیراختور آچاجاق آواز قاپیسین&lt;br /&gt;میدان دا قوراجاق ظفر اوردوسون&lt;br /&gt;شاعر:آذریار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع&lt;br /&gt;http://tractorfans.com&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-1452791744123665872?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/1452791744123665872/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_9602.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/1452791744123665872'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/1452791744123665872'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/10/blog-post_9602.html' title='مارش شماره ۳ - یاشا تیراختور'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><media:thumbnail xmlns:media='http://search.yahoo.com/mrss/' url='http://2.bp.blogspot.com/_TAz8v3ZUhsk/Ss7nulbPkdI/AAAAAAAAAQ8/LMple2UKaSA/s72-c/Aria+Torkanpouri(Turkan).jpg' height='72' width='72'/><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-8316700245498400129</id><published>2009-09-27T12:29:00.000+03:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.290+03:30</updated><title type='text'>شصت و پنج درصد طلاي كشور در آذربايجان غربي توليد مي شود</title><content type='html'>معاون معدني وزارت صنايع و معادن كشور گفت : ۶۵ درصد از طلاي كشور در آذربايجان غربي توليد مي شود .&lt;br /&gt;مسعود سمعي نژاد در جلسه شوراي اداري آذربايجان غربي اظهار داشت : استان آذربايجان غربي يكي از استان هاي غني در بخش معدن طلاي كشور است كه در صورت سرمايه گذاري هايي كه دولت دهم در اين راستا دنبال مي كند اين استان مي تواند يكي از استان هاي توليدكننده سنگ طلاي گران قيمت باشد.&lt;br /&gt;وي افزود : ۴ ميليون تن ظرفيت توليد سنگ طلا در سطح استان آذربايجان غربي است كه ۲ ميليون و ۱۰۰ كيلو از آن توليد مي شود و با همت بيشتر مسئولان استاني و با راه اندازي معدن طلاي زرشوران بيشتر از اين هم مي توان در اين استان توليد داشت .&lt;br /&gt;معاون معدني وزارت صنايع و معادن كشور با اشاره به اينكه آذربايجان غربي با صادرات يك ميليون تن سيمان رتبه ۱۱ كشور را دارا است گفت : اگر در سطح كشور بتوانيم توليد سيمان را به ۵۶ تن برسانيم رتبه نخست را در منطقه به خود اختصاص مي دهيم .&lt;br /&gt;سمعي نژاد افزود : با توجه به اينكه آذربايجان غربي يكي از غني ترين استان‌ها در بخش معادن و سنگ هاي ساختماني است ادامه داد : معادن اين استان داراي بيش از ۴۰ نوع سنگ ساختماني است .&lt;br /&gt;وي ادامه داد : آذربايجان غربي در توليدات معدني داراي رتبه دوم در صنعت رتبه ۱۱ و در جذب سرمايه بنگاه هاي زودبازده اقتصادي رتبه نخست كشور را به خود اختصاص داده است كه اين مسئله نشان از همت بالاي مسئولان استاني است .&lt;br /&gt;معاون معدني وزارت صنايع و معادن كشور ذخيره معادن استان را ۷۸۰ ميليون تن اعلام كرد و گفت : در صورت استخراج يك درصد از معادن استان هر سال بايد ۸ تا ۹ ميليون تن از معادن استان استخراج شود كه هم اكنون سه تا ۴ ميليون تن از آن استخراج مي شود&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-8316700245498400129?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/8316700245498400129/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/09/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8316700245498400129'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8316700245498400129'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/09/blog-post.html' title='شصت و پنج درصد طلاي كشور در آذربايجان غربي توليد مي شود'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-4995120630020158371</id><published>2009-09-25T10:07:00.000+03:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.307+03:30</updated><title type='text'>سخنان شنیدنی و حمایتی معاون استاندار در مورد فوتبال تراکتور سازی</title><content type='html'>معاون استاندار آذربايجان شرقي:&lt;br /&gt;شور حضور 80 هزار تماشاگر تبريزي زودگذر و محدود به مقطع خاصي نيست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;معاون سياسي امنيتي استاندار آذربايجان شرقي گفت: شور حضور 80 هزار تماشاگر، زودگذر نبوده و محدود به مقطع خاصي نيست بلكه اين وضعيت پايدار بوده و تداوم خواهد يافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اكبر غفاري ظهر امروز در نشستي با متوليان برگزاري ديدارهاي خانگي تيم فوتبال تراكتورسازي افزود: متاسفانه برخي از محافل درصدد القاي اين تفكر هستند كه حضور تماشاگران پرشمار تيم تراكتورسازي در استاديوم يادگار امام تبريز نگران‌كننده است در حاليكه مسئولان ارشد آذربايجان شرقي به اين موضوع به عنوان يك فرصت همه جانبه مي‌نگرند.&lt;br /&gt;وي طرح اظهاراتي از اين قبيل كه هيچ اراده‌اي در آذربايجان شرقي براي حمايت از تيم فوتبال تراكتورسازي تبريز وجود ندارد را اظهاراتي بي‌پايه و نادرست خواند و اظهار داشت: اراده مسئولان استان در اين است كه با توسعه ظرفيت گنجايش استاديوم يادگار امام تبريز از 70 هزار به 100 هزار نفر ، زمينه حضور پرقدرت اين تيم را در رقابت‌هاي ليگ برتر فوتبال كشور فراهم كنند.&lt;br /&gt;معاون سياسي امنيتي استاندار آذربايجان شرقي اضافه كرد: حضور تماشاگران با فرهنگ تيم فوتبال تراكتورسازي در بازي‌هاي اين تيم، نماد نشاط، طراوت، سرزندگي و بهترين صحنه نمايش ادب، غيرت و نجابت آذربايجاني‌هاست.&lt;br /&gt;وي به حضور بي‌نظير هواداران تيم تراكتورسازي در بازي اين تيم با استقلال تهران اشاره نمود و خاطر نشان كرد: آثاري كه اين حضور حماسي در سطح ملي برجا گذاشت شايسته تامل و تفكر است.&lt;br /&gt;غفاري در عين حال از آنچه پرداختن رسانه ملي به نازيبايي‌هاي مصاف دو تيم تراكتورسازي و استقلال خواند به شدت انتقاد كرد و افزود: صدا و سيما به جاي اينكه به زيبايي‌هاي اين بازي بپردازد به نازيبايي‌ها كه البته بخشي از آنها طبيعي است، پرداخت.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-4995120630020158371?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/4995120630020158371/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/09/blog-post_24.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/4995120630020158371'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/4995120630020158371'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/09/blog-post_24.html' title='سخنان شنیدنی و حمایتی معاون استاندار در مورد فوتبال تراکتور سازی'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-151964160424370238</id><published>2009-09-20T11:55:00.000+04:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.314+03:30</updated><title type='text'>آغاز سال تحصیلی و زبان اقوام</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;در قوانین بین‌الملل و نیز در قانون اساسی ایران حق آموزش به زبان مادری به‌رسمیت شناخته شده. اما با گذشت حدود ۳ دهه از تصویب اصول قانون اساسی، هزاران کودک ایرانی هنوز امکان تحصیل به زبان مادری خود را نیافته‌اند.&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;یوسف کر، محقق زبان که پیرامون الفبای ترکمنی تحقیق می‌کند درباره امید و آرزوی بخشی از کودکان ایرانی چنین توضیح می‌دهد: «سال تحصیلی جدید امسال نیز برای صدها هزار دانش آموز ایرانی با امید و آرزوی تحصیل به زبان مادری آغاز می‌شود. آرزوئی که به آن نرسیده‌اند و امیدی که هنوز از بین نرفته است.» &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آرزوهای اول مهر&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;درخواست‌های اقوام در سال تحصیلی جدید چیست؟ دکتر احمد امید یزدانی مولف فرهنگ جامع آلمانی- آذربایجانی و مسئول "آکادمسین‌های آلمان- آذربایجان" در گفتگو با دویچه وله درباره مطالبات و آرزوهای بسیاری از فرهنگ‌دوستان اقوام چنین توضیح می‌دهد: "درخواست ما این است که در نخستین روز مهرماه  کودکان ما به زبان مادری خود تحصیل کنند و زبان و ادبیات ما و همچنین ارزش‌های معنوی ما در ایران شکوفائی پیدا کند. مطالبات ما این است که به زبان مادریمان تئاتر، سینما، روزنامه و رادیو و تلویزیون داشته باشیم و آن جوان‌هایی که بخاطر آزادی زبان و فرهنگ خودشان در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار دارند، آزاد شوند."&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;آموزش زبان اقوام در دانشگاهها آزاد است&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;انتخابات ریاست جمهوری و بدنبال آن ادامه اعتراض‌ها به نتایج آن در ایران بنظر کارشناسان امور اقوام، از جمله یوسف کر، فعال حقوق زبان ترکمنی فرصتی شد تا بار دیگر به مطالبات زبانی اقوام توجه گردد. وی دراین‌باره به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره تدریس دو واحد زبان اقوام در دانشگاه‌ها اشاره می‌کند: "حاکمیتی که اکنون احمدی نژاد در راس آن قرار گرفته در برخورد با مطالبات فرهنگی و زبانی بیشتر در رقابت با جنبش سبز سعی کرد دو واحد از زبان اقلیتهای ملی ایران را یک واحد اختیاری در دانشگاهها قرار دهد."  یوسف کر در ادامه‌ی گفتگو به این هم اشاره می‌کند که احمدی‌نژاد آن سیاست را بر اساس تائید و پذیرش حقوق زبانی اقوام اتخاذ نکرده، بلکه به دلیل رقابت با مهدی کروبی و میرحسین موسوی آن را پذیرفته." &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یوسف کر به اجرای مصوبه‌ی دولت با تردید می‌نگرد و می‌گوید این مصوبه را شورای عالی انقلاب فرهنگی نه برای مدارس ابتدائی، بلکه به‌صورتی محدود برای دانشگاه‌ها در نظر گرفته شده است.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;دانشگاههای ایران بی‌اطلاع هستند&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اما بسیاری از کارشناسان امور اقوام مصوبه دولت را پیش از آغاز سال تحصیلی به فال نیک گرفته و در انتظار اجرائی شدن آن بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از گذشت حدود ۳ ماه از تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی بسیاری از دانشگاههای کشور از این مصوبه بی‌اطلاع هستند. ابوالفظل رنجبر، رئیس دانشگاه گلستان به خبرنگار خبرگزاری مهر گفته است که «از مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در زمینه تدریس ۲ واحد درسی زبان و گویش‌های محلی در دانشگاهها بی‌خبر می‌باشد و تاکنون نیز این مصوبه به دانشگاه گلستان ابلاغ نشده است».&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بنظر یوسف کر، اجرائی نشدن این مصوبه و همچنین اصول قانون اساسی مربوط به حق تحصیل به زبان مادری، یکی از چالش‌های بزرگ دولت‌ها در ایران خواهد بود.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;روند نابودی زبانها و خطر تجزیه کشور&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به‌نظر  انصافعلی هدایت، روزنامه‌نگار آشنا به مسائل اقوام، ممنوعیت زبانهای قومی در مدارس کشور پیامدهای منفی ببار آورده و ادامه این روند افکار و گرایشهای تجزیه‌طلبانه را در میان اقوام بیشتر کرده است. وی در این رابطه می‌گوید: "مطالبات زبانی در مناطق قومی ایران به‌ویژه در سالهای اخیربیشتر شده و الآن افکار تجزیه طلبانه در میان اقوام ایرانی بشدت رشد کرده است. آنها حقوق مساوی، احترام متقابل و برابر را درخواست می‌کنند و چون به این خواستها نرسیدند، در نتیجه راه حلی را می‌خواهند که در آنجا سرنوشت خودشان را تعیین بکنند، زبان، تاریخ و دین خودشان را حفظ کنند. وقتی که در کشور ایران اینها را دریافت نمی‌کنند، ناچارند به‌طرف گرایشهای تجزیه بروند و شخصیت جمعی، قومی و ملی خودشان را بدست بیاورند."&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;راه حل بحران زبان‌های اقوام&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;انصافعلی هدایت، روزنامه‌نگار که سالهای زیادی درباره راههای برون رفت از مشکلات زبانی اقوام مقالاتی را منتشر کرده، به‌رسمیت شناختن حقوق زبانی اقوام را مهمترین چاره در این راستا می‌داند: " نخستین اقدامی که می‌توان کرد این است که تمامی فعالان سیاسی، احزاب و جمعیت‌های ایرانی که به فکر ایران در چارچوب یک مملکت و با چارچوب یک مرز هستند، باید زبان‌های ملیت‌های ساکن ایران را بطور مساوی به‌رسمیت بشناسند و بر هیچکدامیک از زبانها ارجحیت و برتری قائل نباشند. زیرا این نشانی از برتری نژادی خواهد بود و این به هر حال در دنیا محکوم هست و ما ایرانیها هم مجبوریم پروسه‌ای را که در دنیا طی شده و در هیچ کجای دنیا آلآن آن را نمی‌پسندند، طی کنیم.  دوم اینکه ما از دولت ایران و مسئولین بخواهیم برای اجرائی کردن قانون اساسی ایران به‌خصوص اصول قانون اساسی مربوط به حقوق زبانها بالاخره اقدام کنند. سومین مسئله تاسیس جمعیت‌های ایرانی است که از حقوق زبانی اقوام ساکن کشور دفاع کنند."&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارشناسان آشنا به مسائل اقوام بر این باور هستند که تحصیل به زبان مادری در مدارس مناطق ساکن اقوام فراتر از یک درخواست ساده است و شاید یکی از چالش‌های مهمی حکومت و جامعه ایران باشد که نه در سرنوشت بخشی از دانش آموزان، بلکه می‌تواند در سرنوشت کشور نیز تاثیر داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;br /&gt;منبع&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4700726,00.html"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4700726,00.html&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-151964160424370238?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/151964160424370238/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/09/blog-post_20.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/151964160424370238'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/151964160424370238'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/09/blog-post_20.html' title='آغاز سال تحصیلی و زبان اقوام'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-8496033369877619599</id><published>2009-09-17T17:00:00.000+04:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.321+03:30</updated><title type='text'>ریشه یابی نام آزربایجان</title><content type='html'>قبلا مقالات مختلفي درباره ريشه اين اسم نوشته شده که اشاره به فارسي بودن ريشه آذربايجان و به معني حامل ‏مشعل آتش بودن آن دارد.‏ولي چون بيشتر اين مقالات در زمان پهلوي نوشته شده و با توجه به دشمني آشکار اين خاندان با زبان ترکی زياد قابل ‏استناد نيست. هر چند که آزربایجان را سرزمین آتش می نامیم ولی هیچ دلیلی ندارد که لقب یک منطقه در اسم آن سرزمین هم نمود پیدا کند و اما آزربايجان:‏&lt;br /&gt;آزربايجان از سه کلمه ترکي تشکيل شده که در زير به تفکيک آن ها مي پردازيم.‏&lt;br /&gt;‏ ‏&lt;br /&gt;‏آزر/باي/جان ‏Azer/bay/can&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;الف:آزر ‏Azer‏ : در ترکي باستان پسوند (ار) به آخر اسم مي چسبيده و شخصي را منتصب به آن ميکرد هما پسوندي ‏که در ترکي مدرن معادل پسوند (لي) يا (لو) مي باشد.‏&lt;br /&gt;آز هم نام قومي که در شمال غربي ايران و شرق ترکيه سکونت داشتند و بر آنجا حکمراني ميکردند مي باشد. که کلمه ‏از+ار مي شود (آزار) يا همان‎ ‎&lt;br /&gt;‏(آزرAzer‏) امروزي.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ب:باي ‏BAy‏ : کلمه (باي Bay‏) در زبان تورکي به معني غني، صاحب، سرور، محتشم، ثروتمند، مقتدر، توانا و .... ‏است.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ج‏:جان ‏Can‏ : پسوند ساز تورکي (غان:ĞAN)‏ - (قان:‏QAN)‏ - (گان:‏GAN)‏ - (کان:‏KAN)‏ نشان دهنده جا، ‏مکان و محلهاي جغرافيائي است.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مثلا در مورد چالاقان (نام جزيره اي در درياچه اورميه) به معني محل زندگي طائفه چالا ميباشد.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چند نمونه ديگر استفاده از اين پسوند:‏&lt;br /&gt;ورزقان ، گوگان ، گرگان ، طالقان ، زنگان (زنجان امروزي) ، سيرجان ، کميجان و...‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که اين پسوند بعد از ورود اعراب به (ج ‏C‏) تبديل شده.‏&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس اسم (آزربايجان ‏Azerbaycan‏) به معني (محل زندگي قوم تواناي آزري) مي باشد.‏&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-8496033369877619599?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/8496033369877619599/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/09/blog-post_17.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8496033369877619599'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8496033369877619599'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/09/blog-post_17.html' title='ریشه یابی نام آزربایجان'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-7689782722006914099</id><published>2009-09-17T16:51:00.000+04:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.328+03:30</updated><title type='text'>فرهنگ سازی یا فرهنگ کشی!؟ کدامیک؟؛ تراکتورسازی در نوک پیکان حملات مدعیان فرهنگ سازی در ورزشگاهها</title><content type='html'>داستان سقوط تیم تراکتورسازی به لیگ دسته اول، گیر افتادن در باتلاق گریز ناپذیر آن لیگ، چشم انتظاری بیشتر از 30 میلیون نفر انسان عاشق و خون دل خوردن ها و در گلو خفه شدن احساسات انسانهایی پرشمار، صعود تیم به لیگ برتر و حالا حضور در آن، همه و همه حکایتی طولانی است که از سر این تیم مردمی و پرطرفدار می گذرد. انگار که روح و جسم این تیم همواره باید با وقوع حوادث و اتفاقات مختلف عجین باشد و تراکتور محبوب میلیونها تورک آذربایجانی و ایرانی در چنبره حواشی و هیاهوهای متعدد اسیر باشد و خیلی ها حضور تراکتور بدون حاشیه در لیگ برتر را نمی پسندند.&lt;br /&gt;8 سال بود که تمامی ملت آذربایجان و حتی بیشتر مردم ایران منتظر حضور سرخ جامگان تبریزی که لقب «ارتش سرخ آذربایجان» را با خود یدک می کشند در لیگ برتر بودند. تیم بعد از حضوری آکنده با انواع تلخی ها و ناکامی ها در لیگ دسته اول، با غلبه بر مشکلات فرارو به لیگ برتر صعود نمود اما گویی منوال بر این بوده است که با پایان داستان تلخکامی های تیم در جهنم لیگ دسته اول، اینبار قصه دیگری در لیگ برتر استارت بخورد. داستان، داستان و داستان تا بینهایت! انگاری که این داستانها هرگز سر به پایان نخواهند گذاشت.&lt;br /&gt;اولین بازی خانگی تیم تراکتورسازی در لیگ برتر در مقابل نایب قهرمان فصل گذشته لیگ برتر به انجام رسید و هزاران نفر انسان عاشق که سالها منتظر حضور تیم محبوب خود در لیگ برتر بودند با حضوری پرازدحام ورزشگاه را به تسخیر خود درآوردند. استقبال این همه هوادار از یک بازی فوتبال نوید روزهای خوب، داغ و مهیجی را برای لیگ برتر ایران می داد. بعد از سالها برای اولین بار بود که بغیر از بازیهای استقلال و پرسپولیس، در گوشه دیگری از این سرزمین پرگهر یک ورزشگاه فوتبال حضور انبوهی از هواداران را به روی خود می دید که نه طرفدار استقلال و پرسپولیس بلکه صرفاً شیفته تیم محبوب شهر و منطقه خود بودند این اولین گام برای بهم خوردن تعادل هواداران فوتبال بین تهران و سایر شهرستانها بود. حضور گرم هوادران در این بازی به حدی بود که مسئولان و کادر فنی تیم ذوب آهن به صراحت اعلام نمودند که هر تیمی در مقابل اینهمه هوادار به مشکل برخواهد خورد و از کسب 1 امتیاز در تبریز کاملاً اظهار رضایت نمودند. در این بازی که با نتیجه مساوی صفر بر صفر خاتمه یافت تماشاگران تراکتورسازی به عنوان هوادران نمونه از نظر اخلاقی انتخاب شده و مورد تقدیر واقع گردیدند اما انگار این انتخاب به مذاق برخی ها خوش نیامد و درست در دومین بازی خانگی در مقابل راه آهن بود که گزارش ناظر بازی معادله را بهم زد وی در گزارش خود هواداران تراکتورسازی را به رفتارهای شدیداً پرخاشگرانه، تخریبی، پرتاب سنگ و ... بر علیه تیم حریف متهم نموده و اعلام نمود که اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد مسائل زیادی را در آینده در شهر تبریز می توانیم شاهد باشیم البته با توجه به منطبق نبودن گزارش ناظر فدراسیون و ناظر داوری بازی و ارائه سایر مدارک و مستندات مستدل توسط باشگاه تراکتورسازی، بعد از تحمل استرس ها و فشارهای فراوان توسط هواداران تراکتورسازی، محرومیت هواداران این تیم از حضور در بازی مقابل استقلال منتفی گردید اما این گزارش سبب به راه انداخته شدن جو روانی و تبلیغاتی شدیدی بر علیه تیم تراکتورسازی شد و مصدومیت فرهاد مجیدی در بازی با استقلال، گزارش یداله سلیمانی ناظر مسابقه و سایر عوامل دست بدست هم داد تا هجمه های براه انداخته شده بر علیه تراکتور به حد نهایت خود رسیده و هوادارانی که در مقابل ذوب آهن به عنوان نمونه انتخاب شده بودند از عرش به فرش کشیده شده و حتی روند اظهار نظرهای مختلف سمت و سوی تخریب فرهنگ و هویت ملت شریف آذربایجان را نیز در پیش گرفت. در این رابطه نکاتی قابل ذکر است که راقم این سطور در ادامه به آنها خواهد پرداخت:&lt;br /&gt;1- وقتی صحبت از فرهنگ سازی در ورزشگاه ها می کنیم و اگر رفتارهای هواداران تیمها در برخی از ورزشگاه ها را مورد انتقاد قرار می دهیم باید قضاوتمان در مورد همه تیمها و همه ورزشگاهها یکسان بوده باشد یعنی با مقایسه رفتارهای هواداران در ورزشگاههای مختلف می توانیم در این مورد به درستی به داوری بنشینیم. با مقایسه رفتار هواداران در ورزشگاههای مختلف به سادگی می توان به این نتیجه دست یافت که ما در سطح کشور هیچ ورزشگاهی که حاوی استانداردهای قابل قبول از نظر فرهنگ هواداری را داشته باشد نداریم که هیچ، بلکه نمونه های پرشماری از جنجال ها، التهابات و تنش ها در ورزشگاههای فوتبال را داریم که بخشی از آن نشأت گرفته از هیجاناتی است که جزو طبیعت بازی فوتبال می باشد. برای مثال مشهورترین و بزرگترین ورزشگاه فوتبال در کشور استادیوم آزادی می باشد در این استادیوم مسائلی روی می دهد که گاهاً بازگویی آن شرم را بر چهره انسان می نشاند. شعارها و فحاشی های ناموسی، حمله هواداران به همدیگر، استفاده از الفاظ خیلی رکیک در طی مسابقه بر علیه هواداران حریف و داور بازی، استفاده از بمب ها و نارنجک های خیلی خطرناک، شکستن صندلی های ورزشگاه، تخریب و بعضاً آتش زدن اتوبوس ها، کتک زدن داور بازی، کتک کاری کاری کادر فنی، بازیکنان و سایر مسئولان دو تیم با همدیگر، کتک زدن خبرنگاران، ایجاد اغتشاش و آشوب در ورزشگاه، قلدربازی هواداران و سایر مسئولین تیمها و دهها شاهد زنده دیگر حکایت از وضعیت اسفبار این ورزشگاه داشته و سایر ورزشگاهها نیز حال و روز خوشتری از این ورزشگاه ملی کشور ندارند برای مثال کور شدن چشم سرباز وظیفه ای در اصفهان در بازی تیمهای سپاهان و پرسپولیس نمونه عینی دیگری است که وضعیت ملتهب ورزشگاههای کشور را به تصویر می کشد. از این حوادث و اتفاقات در سایر شهرهای کشور نیز صدها مورد می توان مثال زد حال با دیدن اینهمه جنجال، آشوب و بلوا در ورزشگاههای کشور آیا رواست که پرتاب شدن جسمی به طرف بازیکن حریف را که معلوم نیست از طرف چه کسی و با چه انگیزه ای پرتاب شده است در بوق و کرنا نموده و زمین و زمان را بهم بدوزیم که وا اسفا و وا مصیبتا که در تبریز فلان و بهمان شد؟ آیا در ورزشگاههای کشور که ید طولایی در براه انداخته شدن جنجال و آشوب دارند فرهنگ سازی باید از شهر تبریز شروع گردد؟ آیا دیواری کوتاهتر از تبریز وجود ندارد؟ مسوولان کمیته انظباطی فدراسیون فوتبال و ناظران آن که ادعای فرهنگ سازی در ورزشگاههای کشور را دارند و در شهر تبریز مو را از ماست بیرون می کشند و با استعانت از علم غیب خود همه مواردی را که هزاران نفر در ورزشگاه و از پشت صفحه تلویزیون ندیده اند را می بینند، آیا این چشم بصیرت اینها در بازی تیمهای شاهین بوشهر و تراکتورسازی ناکار شده بود که توهین هزاران نفر در ورزشگاه و بیرون از ورزشگاه به ساحت ملت آذربایجان را ندیدند؟ آیا ندیدند که بوشهری ها حتی در مسیر انتقال بازیکنان به هتل نیز آنها را از الطاف بیکران خود بی نصیب نگذاشته و با پرتاب سنگ و فحاشی های نژاد پرستانه بی شمار به هویت ملت آذربایجان شدیدترین توهین ها را نمودند؟ آیا فیفا در مورد ممانعت از این گونه رفتارهای نژادپرستانه و مذبوحانه به فدراسیون های زیر مجموعه خود توصیه اکید ننموده و در آیین نامه های خود نیز مکرراً تأکید ننموده که شدیداً با این رفتارها برخورد می نماید؟ پس چه شده است که چنین ناجوانمردانه هوادران فوتبال در آذربایجان را آماج حملات مختلف قرار می دهیم و برای کوبیدن آنها از انجام هیچ اقدامی فروگذاری نمی کنیم؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2- در روزهای اخیر اظهار نظرهای مختلفی از طرف مسئولان کمیته انظباطی، ناظرین بازی ها و سایرین مطرح شده که در بیشتر موارد از چارچوب مستطیل سبز فوتبال بیرون رفته و شعور و فرهنگ جامعه آذربایجان را نشانه رفته است. یکی می گوید که هواداران تراکتورسازی به علت صعود تازه این تیم به لیگ برتر هنوز با مناسبات این لیگ هماهنگ نشده اند، دیگری می گوید که هواداران فوتبال در آذربایجان نیاز به فرهنگ سازی دارند، یکی دیگر ادعای خنده دار دیگری نموده و می گوید که وضعیت ورزشگاههای فوتبال در تبریز به اندازه ای خطرناک است که پلیس گاهاً از تیر هوایی برای کنترل تماشاگران استفاده می نماید با شنیدن این ادعا انسان از تعجب شاخ در می آورد گویی که تبریز میدان جنگ بوده و ما خبر نداشتیم! و آن دیگری با گرفتن ژستی روشنفکرانه و قیافه ای حق به جانب توهین دیگری را نثار ملت آذربایجان می نماید از این آقایان باید پرسید که معیار شما برای ورزشگاه خوب کدام ورزشگاه کشور و مردم کدام شهر می باشند؟ تهران که جنجال ها و اغتشاشات هواداران فوتبال در آن شهره خاص و عام می باشد؟ یا اصفهان که رفتارهای وقیحانه هواداران فوتبال در آن اینقدر جاافتاده است که دیگر سرزدن هر نوع رفتاری در هواداران تعجب هیچ کسی را بر نمی انگیزد؟ مشهد، اهواز، شیراز، کدامیک؟ پس چه شده است که شمشیر تیز انتقادات را بر سر هواداران فوتبال آذربایجان قرار داده ایم؟&lt;br /&gt;آقایان با انداختن نگاه عاقل اندر سفیه در یک ملت و اظهار نظرهایی که حاکی از نگاههای حقارت بار به آن می باشد نمی توان فضای ورزشگاهها را ایمن و سالم نمود. ای کاش مسئولان کمیته انظباطی، ناظران بازی و داوری و ... اول پس زمینه ذهنی منفی خود نسبت به مردم آذربایجان را اصلاح نموده و بعد در مورد رفتار هواداران فوتبال به قضاوت بنشینند پرواضح است که با ذهنیت مسمومی که نسبت به ملت شریف آذربایجان در ایران وجود دارد هر نوع رفتار خوب و شایسته ای هم از هواداران فوتبال آذربایجان دیده شود به بد تعبیر شده و این عینک بدبینی و غبار گرفته سبب بد دیده شدن هر نوع رفتار و عملکرد این ملت خواهد شد. برغم ادعای برخی ها ما به جرأت اعلام می نماییم که هواداران فوتبال آذربایجان در مقایسه با سایر شهرها نه فقط فهیم ترین و باشعورترین هواداران کشور، بلکه فرهنگ پذیرترین هواداران نیز می باشند و این هواداران فوتبال آذربایجان نیستند که باید خود را با مناسبات لیگ برتر منطبق نمایند بلکه این لیگ برتر است که باید مناسبات و مراودات خود را با جامعه فوتبال آذربایجان هماهنگ نماید. &lt;br /&gt;حضرات ظاهراً فراموش نموده اند که فوتبال در شهر تبریز و آذربایجان دهها سال سابقه تاریخی دارد تیم تراکتورسازی علیرغم رکود سالهای اخیر سالها به عنوان بهترین تیم شهرستانی مطرح بوده است و از همین تیم و سایر تیمهای شهر تبریز دهها نفر به جامعه فوتبال ایران معرفی شده که سالها در میادین بین المللی برای فوتبال ایران آبروداری نموده اند. ما افرادی مثل مرحوم حسین صدقیانی را به فوتبال ایران تحویل داده ایم که اولین لژیونر فوتبال ایران بوده است زمانی که یک  تبریزی (مرحوم صدقیانی) در باشگاه فنر باغچه ترکیه بازی می کرد هنور چلتوپ و الک دولک، بازی های میدانی ورزش ایران بود و هنوز بسیاری از شهرهای ایران توپ فوتبال را ندیده بودند. حالا ادعای خنده دار «ندید بدید» بودن بودن مردم شهر تبریز و آذربایجان و ذوق زده شدن آنها از حضور در لیگ برتر مشخص نیست که از کدام برنامه ریزی غرض ورزانه، جهت دار و هدفدار نشأت گرفته و از کدام محافل برمی خیزد؟ حضرات لطفاً فراموش ننمایند که شهر تبریز نه فقط در زمینه فوتبال بلکه در بیشتر زمینه ها پیشاهنگ ورود به دنیای مدرن بوده و بی جهت نیست که نام شهر اولین ها را بخود اختصاص داده است. بجاست که مسئولان فدراسیون فوتبال که داعیه فرهنگ سازی در ورزشگاههای کشور را دارند بجای فرهنگ سازی فرهنگ کشی ننمایند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;3- ادعا شده است که به علت قرار داشتن ورزشگاه یادگار در بین کوه هواداران به راحتی به سنگ دسترسی داشته اند و مسیر ورزشگاه نیز پر از سنگ و کلوخه بوده است از این حضرات که اینقدر نابخردانه اظهار نظر می نمایند باید پرسید که تقصیر هواداری که در ماه مبارک رمضان در ساعت 9 شب با کیلومترها کوه پیمایی خود را به ورزشگاه می رساند چیست که ورزشگاهی با صرف اینهمه از سرمایه بیت المال در برهوت تأسیس یافته است؟ مگر قصور مکانیابی و جانمایی فوق العاده اشتباه ورزشگاه در بیابان و در بین کوه و دره بعهده هواداران فوتبال می باشد؟ پرواضح است که هوادار فوتبال علاقمند به حضور در محلی می باشد که امکان دسترسی برای وی به سهل ترین شیوه ممکن میسر باشد. آقایان فراموش نموده اند که ما ورزشگاه باغشمال را با دهها سال سابقه تأسیس داریم و با وجود اینکه سکوهای تماشاگران آن به زمین بازی به مراتب نزدیکتر از جایگاه تماشاگران استادیوم یادگار می باشد ولی هیچ وقت شاهد اتفاقات سؤال برانگیز نبوده ایم. در فصل قبل بازی های تیم تراکتورسازی در ورزشگاه اختصاصی باشگاه برگزار می شد که جایگاه تماشاگران آن تقریباً چسبیده به زمین بازی می باشد و حساسیت برخی از بازیهای برگزار شونده در آن نیز به مراتب بیشتر از بازیهای ورزشگاه یادگار بود زیرا به دلیل تأثیر نتیجه بازیها در صعود یا عدم صعود تیم به لیگ برتر، همه بازیها حکم مرگ و زندگی را داشت پس چرا در این ورزشگاه همین هواداران که چند برابر بیشتر از ظرفیت ورزشگاه را اشغال می نمودند هیچ سنگی پرتاب ننمودند؟ هوادار عوض شده است یا شرایط بر علیه بر تیم تراکتورسازی تغییر یافته است؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;4- ایجاد فرهنگ مطلوب در ورزشگاهها آماده سازی بسترها و زمینه های خاص خود را می طلبد و در طی یک برنامه ریزی راهبردی که روی به سوی آینده دارد و با اتخاذ تدایبر و تاکتیکهای مناسب میسر خواهد شد. فرهنگ مناسب هواداری یک شبه و از آسمان نازل نمی شود ما باید در وهله اول شرایط برگزاری با کیفیت مسابقات را فراهم کنیم و بعد از عدم امنیت ورزشگاهها گله نماییم. از هواداران حضور یابنده در استادیوم یادگار که محلی بدون حایل های امنیتی لازم بوده و از استانداردهای ایمنی کاملاً بدور است چه انتظاری می توان داشت؟ ما خودمان چه تدابیر و تمهیداتی اندیشیده ایم که اینقدر هوادار فوتبال را می کوبیم؟ در ورزشگاهی قرار گرفته در وسط برهوت و عاری از تمامی معیارهای برگزاری یک مسابقه سالم فوتبال قریب به صد هزار نفر حضور یافته اند ما برای آنهمه هوادار چه کرده ایم که اکنون اینقدر طلبکارانه با آنها برخورد می نماییم؟&lt;br /&gt;مطمئناً اگر استادیوم یادگار در تهران بود با آن روحیه تهاجمی، افراطی و پرخاشگرانه ای که از تماشاگران تهرانی سراغ داریم نه فقط جسمی به طرف بازیکن حریف پرتاب میشد بلکه ممکن بود شاهد رخدادهای فاجعه بارتر و دهشتناکتری نیز باشیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;5- نکته خیلی مهمی که باید به آن توجه شود این است که همه تیمها بیشتر نه از نظر عدم وجود ایمنی در ورزشگاه یادگار بلکه از حضور پرازدحام هواداران در آن به وحشت افتاده اند و اظهار نظرهای متعدد نشان می دهد که این تیمها به دلیل ترس از حضور در مقابل اینهمه هوادار انواع دلیل تراشی ها را بعمل می آورند و چون می دانند که هواداران تیم تراکتورسازی نقطه اتکای این تیم می باشند تلاش می نمایند که با انداختن سنگ های درشت در مسیر حرکت این تیم و با آماده نمودن زمینه های محرومیت هوادارانش، آنها را مأیوس نموده و از از ازدحام هواداران جلوگیری بعمل آورند غافل از اینکه تراکتور در قلب 30 میلیون تورک آذربایجانی جای دارد و نه فقط در تبریز بلکه در تهران و همه شهرهای دیگر هواداران این تیم ورزشگاه را به تسخیر خود در خواهند آورد. ما از این ببعد باید این واقعیت را بپذیریم که قطب جدیدی در فوتبال ایران با پشتوانه ای متکی به بیشتر از 30 میلیون هوادار شیفته و متعصب به منصه ظهور رسیده است و دیگر تیمهایی مثل استقلال و پرسپولیس انتظار اینکه در همه شهرها نه میهمان بلکه در جایگاه میزبان و صاحبخانه قرار گیرند را نداشته باشند لااقل در تبریز این قاعده غیر منطقی که در هر جای کشور همه باید طرفدار استقلال و پرسپولیس باشند بهم خورده و هواداران این تیمها در تبریز هرگز بیشتر از 2-1 درصد کل هواداران نخواهد بود. برخی ادعا می نمایند که در بازی استقلال و تراکتورسازی حدود 7 هزار نفر سهمیه در نظر گرفته شده برای هواداران استقلال به آنها داده نشده بود غافل از اینکه کل هواداران استقلال در شهر تبریز شاید به 1000 نفر هم نرسد که آنهم مطمئناً رفته رفته کمتر خواهد شد و افرادی هم که به هواداری از استقلال به ورزشگاه آمده بودند بیشتر از شهرهای کردنشین اطراف بودند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;6- مسئولان توجه نمایند که با اقدامات قهر آمیزی مانند محروم نمودن تماشاگران ورزشگاههای ما تهویه و سالم نخواهد شد زیرا چنین تصمیماتی فقط عصبانیت هواداران را بر انگیخته و آنان را ترغیب به تکرار اعمال غلط خود می نماید. سالم سازی ورزشگاه انجام اقداماتی مناسب در یک پروسه طولانی را می طلبد. تا زمانی که ورزشگاهها از استانداردهای لازم بدور هستند و آسیب شناسی مناسبی از رفتار هواداران صورت نگرفته است و عملکرد ما نه در جهت جذب هوادار بلکه در جهت دفع وی باشد هوادار نیز مثل خود ما قهرآمیز برخورد نموده و روش مناسبی را برای تخلیه احساسات و هیجانات و احیاناً عصبانیت خود برنخواهد گزید.&lt;br /&gt;نویسنده: آرتان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع:&lt;br /&gt;http://www.tractorfans.com/articles/1231-1388-06-25-17-26-48##&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-7689782722006914099?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/7689782722006914099/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2041.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/7689782722006914099'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/7689782722006914099'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/09/blog-post_2041.html' title='فرهنگ سازی یا فرهنگ کشی!؟ کدامیک؟؛ تراکتورسازی در نوک پیکان حملات مدعیان فرهنگ سازی در ورزشگاهها'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-8715725331353273135</id><published>2009-09-04T09:25:00.000+04:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.337+03:30</updated><title type='text'>محرومیت برای تیم فوتبال تراختور به دلیل شعار ترکی (یاشاسین آذربایجان)</title><content type='html'>امروز کمیته انضباطی فدراسیون طی ارسال نامه ای به باشگاه تراکتور این تیم را از حضور تماشاگران در یکی از بازیهای خانگی خود محروم  کرد..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از دیدار تیمهای تراکتور و راه آهن که با حضور 60هزار تماشاگر انجام پذیرفت خبری مینی بر فحاشی هواداران تراکتور به تیم حریف از سوی خبرگزاری فارس منتشر شد که این خبر به نوعی همگان را شوکه کرد در حالی که هنگام مسابقه هیچ شعاری علیه هیچ کسی شنیده نشده بود لااقل ما که نشنیده بودیم&lt;br /&gt;به گزارش کلوب هواداران تراکتور بعد از این ماجرا امروز کمیته انضباطی به نا به گزارش نماینده خود در بازی تراکتور راه آهن در مورد این مسئله تصمیم گیری کرد که خروجی آن محرومیت تیم تراکتور از حضور تماشاگران در یکی از بازیهای خود می باشد توجه داشته باشید که بازی تراکتور استقلال بیان نشده و در ابلاغیه یکی از بازیهای تراکتور نوشته شده است&lt;br /&gt;امروز در تمرین تیم تراکتور آذرنیا سرپرست تیم این نامه را به هواداران نشان داد که 17 بند داشت&lt;br /&gt;بند یک بند اول ابلاغیه محرومیت کمیته انضباطی: &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- استفاده طرفداران تراکتورسازی از شعارهای موهوم و نا مانوس &lt;br /&gt;در دقایق ... &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واژه گان (( موهوم و نامانوس )) هیچ سنخیت و صنفیتی با واژه (( توهین )) ندارند&lt;br /&gt;  ما نیز هنوز منظورشان را از این حرف متوجه نشدیم؟!&lt;br /&gt;بند3:توهین تماشاگران در دقایق .....به تیم حریف و در دقایق.....به داور مسابقه!!!&lt;br /&gt;در بندی دیگر پرتاب اشیا به داخل زمین و همچنین پرتاب نارنجک از سوی تماشاگران گزارش شده بود!تمامی این موارد در حالی توسط ناظر بازی به ثبت رسیده که ما هواداران شاهد هیچکدام از این اتفاقات در حین مسابقه نبودیم , اکنون سوالی که برای همه هواداران مطرح میشود انست که محرومیت به کدامین دلیل؟&lt;br /&gt;مگر هواداران سایر تیمها که بدترین شعارها را نثار داور و تیم حریف میکنند اینگونه مورد غضب کمیته انضباطی قرار می گیرند؟&lt;br /&gt;راستی طرفداران شاهین بوشهر حالشان چطور است؟ کم و کسری که ندارند؟!&lt;br /&gt;با این روند ما باید منتظر تشویق و اهدا کاپ اخلاق به هواداران با ادب و متین بوشهری از سوی کمیته به اصطلاح انضباطی فدراسیون باشیم!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-8715725331353273135?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/8715725331353273135/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/09/blog-post_03.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8715725331353273135'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/8715725331353273135'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/09/blog-post_03.html' title='محرومیت برای تیم فوتبال تراختور به دلیل شعار ترکی (یاشاسین آذربایجان)'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-3240810492255813256</id><published>2009-08-28T11:12:00.000+04:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.343+03:30</updated><title type='text'>وقتي فوتبال افشاگري مي‌كند!</title><content type='html'>چندين سال قبل مرحوم استاد نادر ابراهيمي بعد از تحقيقات مفصل «ادبياتي - جامعه‌شناختي» صراحتا نظرشان را در مورد هجوهاي ناجوانمردانه‌اي كه به اسم «جوك» در ميان ايرانيان رواج پيدا كرده و در آنها قوميتي خاص مورد تمسخر ساير اقوام ايراني قرار مي‌گيرند، بيان كردند. انتشار نتايج اين تحقيق براي متفكران بسيار ناراحت‌كننده و صد‌البته تكان‌دهنده بود.&lt;br /&gt;به اعتقاد ايشان ردپاي دشمنان اين مرز و بوم، آنهايي كه حيات ناچيز و بي‌ارزش خود را در گرو اختلافات ميان قوم‌هاي ايراني و عدم اتحاد اين ملت بزرگوار و توانا مي‌بينند، به راحتي قابل مشاهده است و جالب آنكه دشمنان اتحاد اقوام متعددي كه تحت پرچم مقدس سه رنگ ايران و در صلح كامل در كنار يكديگر زندگي و تعامل مي‌كنند، با رندي و زرنگي خاص و سياتمدارانه‌اي، هجوهاي جوك‌گونه‌شان را مهندسي كرده‌اند! با خودمان كه تعارف نداريم، داريم؟ پس بگذاريد يك‌بار هم كه شده، بدون توجه به خطوط قرمز بيهوده‌اي كه فقط دست نگارندگان را بسته و اجازه پرداختن به اصل را به آنها نمي‌دهند، به واقعيت و اصل ماجرا بينديشيم. مخواي مفهومي نتايج تحقيق استاد چنين بود: تا به حال پيش خودتان فكر كرده بوديد كه چرا اكثر قريب به اتفاق اين اراجيف به ظاهر خنده‌دار، پيرامون آذري زبان‌ها - يا در گويش عام ترك‌ها! - ساخته مي‌شوند؟ براي پاسخ به اين سوال كافي است يك‌بار نقشه زيباي وطن را در ذهنتان مجسم كنيد. گربه‌اي كه موقرانه و آرام روي خليج هميشه فارس و درياي عمان لم داده و به شما مي‌نگرد، «سري» دارد كه از قضا ديار سرداران ملي و شجاعي چون ستارخان و باقرخان است. ديار مردمي غيور، خونگرم و بسيار هوشمند كه اتفاقا به زبان تركي صحبت مي‌كنند. استثمارگران كه نقش ترك‌ها را در قيام مشروطه به چشم ديده بودند، سعي كردند به نوعي بين اهالي اين ديار و ساير مردم ايران تفرقه ايجاد كنند تا با استفاده از اين تفرقه ملي و كينه‌اي كه آذري‌ها از ساير مردم ايران - خواسته يا ناخواسته - به دل مي‌گيرند، در موقعيت و زماني مناسب، (شايد با طرح مبحث «كشور مستقل آذربايجان بزرگ»!) با يك ضربه هوشيارانه و دقيق، سر گربه را از بدنش جدا كنند و كدام گربه را سراغ داريد كه بدون سر تواند زيست كه گربه به اصيل ايراني دومي‌اش باشد؟!&lt;br /&gt;حكايت مردم غيرتمند گيلان هم چيزي شبيه به اين است. استثمار مي‌داند كه بعد از جدا شدن احتمالي خطه سرسبز شمال از كشور ايران، تامين مواد غذايي براي همه مردم ما مشكل و حتي غير‌ممكن خواهد شد و از همين دست اقوامي چون كرد و لر و عرب و بلوچ! چنين است كه استثمارگران با ساخت و رواج هجوهايي خنده‌دار در بين اقشار و اقوام مختلف ايراني، زمينه را براي جداسازي ترك، فارس، لر، كرد، عرب، بلوچ و... از همديگر فراهم كرده‌اند. چون وقتي دل‌ها از هم جدا شد، وقتي مردم قومي خاص احساس كردند كه سهمشان از با اين ملت بودن مسخره شدن و مورد مضحكه قرار گرفتن است، آن زمان كه حس كردند دل سايرين با آنها نيست و ديگران آنها را از خود نمي‌دانند، به راحتي مي‌توان جايگاه فعلي مرزها را هم عوض كرد. بدون جنگ و خونريزي! اگر جنگ‌ها و حكمرانان نادان در طول تاريخ از سرزمين‌هاي بي‌كران ايران، فقط گربه‌اي مفلوك بر جاي گذاشته‌اند، امروز مردم ايران به دست و گويش خودشان زمينه را براي نابود شدن همين گربه كوچك هم فراهم مي‌كنند و مگر استثمار چيزي جز اين مي‌خواهد؟! سرزميني نفت‌خيز ولي بدون اتحاد قومي، يعني بهترين جا براي چاپيده شدن!&lt;br /&gt;* * *&lt;br /&gt;اعضاي كارواني كه تحت عنوان تيم فوتبال تراكتورسازي تبريز راهي بوشهر شد، جداگانه و بدون هماهنگي با يكديگر، از رفتار غير‌دوستانه مردم و فوتبالدوستان اين شهر گلايه داشتند و ناصر شفق مدير‌عامل تراكتورسازي، بوشهري‌ها را به ناسزاگويي‌هاي قومي متهم كرده است!&lt;br /&gt;فكر مي‌كنيد بوشهري‌ها ناگهان به فكرشان افتاد كه به ترك‌ها توهين كنند؟ براي هر توهيني كينه‌اي لازم است، به نظر شما تخم اين كينه كه توهين‌ها را در پي داشته، چگونه در دل بوشهري‌هاي غيور كه خود فرزندان رييس علي دلواري بزرگ بوده و به نوبه خود، سهم بزرگي را در استقلال اين ملك داشته‌اند، كاشته شده است و چه كسي به آنها آموخته كه مي‌توان به هم وطن آذري زبان توهين كرد؟! امروز فوتبال پرده از كينه منحوسي كه ناخواسته و ناخودآگاه، به دستور و خواست اجنبي و با دستان جاهل خود ما ايراني‌ها، در دل‌هايمان كاشته شده، برداشته و به ما ثابت كرده كه آن جوك‌ها كه در ظاهر هم به هيچ وجه «بي‌ادبي» نبوده‌اند، چگونه ذهن، قلب، روح و روان ما را براي جدايي از هم و بدتر از آن حتي ايستادن در مقابل يكديگر آماده كرده‌اند! به گونه‌اي كه حتي فوتبالي كه بايد عاملي براي ايجاد دوستي و مودت ميان مردم، اقوام و حتي ملل متفاوت - و حتي دشمن - باشد هم نه تنها نتوانسته كمكي به تلطيف فضا بكند كه خود عاملي شده براي دشمني‌هاي افزون و كينه‌هاي بيشتر!&lt;br /&gt;تاسف‌انگيزتر آنكه اين رخداد فاجعه‌گونه در شهر تيمي رخ مي‌دهد كه تحت نام «شاهين» پاي به اين رقابت‌ها گذاشته است. شاهيني كه زماني نماد مكتبي خاص و استوار بر سه پايه مرتب شده «اخلاق، درس و ورزش» بود، حالا با ورود به عرصه فوتبال حرفه‌اي، پايه‌گذار توهين‌هاي قومي درفوتبال ايران شده است! البته نگاهي عميق‌تر به ما نشان خواهدداد كه توهين‌هاي قومي اگرچه همزمان با حرفه‌اي شدن شاهين بوشهر، به استاديوم‌هاي وطني آمده‌اند، اما علت بروز آنها نه حرفه‌اي شدن بوشهري‌ها كه پاي گذاشتن تبريزي‌ها به ليگ‌برتر بوده است. مغزهاي جماعت ايراني - متاسفانه - تحت تاثير همان هزل‌ها و هجوهاي سازماندهي شده، جدايي و تفاوت قوامي چون ترك، لر، كرد، گيلاني و... را باور كرده‌اند و اين باور مسموم جبرا بالاخره روزي در حيطه و وادي فوتبال «هم» رخ عيان مي‌كرد. اتفاقي كه در بوشهر رخ داد، مي‌توانست در هر نقطه ديگري از وطن هم رخ بدهد، چون مقصر اصلي نه مردم بوشهر و نه شاهين بوشهر بلكه مايي هستيم كه به راحتي سكان فكر و ذهنمان را به دست استثمارگران سپرديم و هم‌وطنان را به چند لحظه خنديدن فروختيم!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;منبع&lt;br /&gt;http://www.goaldaily.ir/Template1/News.aspx?NID=11489&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-3240810492255813256?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/3240810492255813256/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/08/blog-post.html#comment-form' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/3240810492255813256'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/3240810492255813256'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='وقتي فوتبال افشاگري مي‌كند!'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-3169478766421309276</id><published>2009-08-26T20:06:00.000+04:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.350+03:30</updated><title type='text'>توهین تماشاگران بوشهری به ملت آزربایجان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;مدیرعامل باشگاه تراکتورسازی تبریز نخستین پیروزی این تیم در فصل جاری مقابل پارس جنوبی را آغازی برای تثبیت سرخپوشان تبریز در لیگ برتر عنوان کرد. ناصر شفق روز شنبه در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن بیان این مطلب افزود: با وجود اینکه پیروزی مقابل شاهین پارس جنوبی که از جمله رقیبان ما در فصل گذشته رقابتهای لیگ دسته اول بود بسیار شیرین و ارزشمند بود ولی این پیروزی ما را فریب نخواهد داد چرا که هدف ما از نخستین فصل حضور در لیگ برتر تثبیت موقعیت این تیم در لیگ برتر است و امیدوارم این پیروزی سرفصل تازه ای برای رسیدن به این هدف باشد.&lt;br /&gt;شفق تصریح کرد : من از عملکرد کادر فنی و بازیکنان تراکتورسازی در طول سه هفته گذشته رضایت کامل دارم و معتقدم می توانستیم در دو بازی گذشته هم به امتیازات بیشتری کسب کنیم.&lt;br /&gt;وی در بخش دیگری ازسخنان خود با انتقاد از رفتار و گفتار تماشاگران بوشهری نسبت به تیم تراکتورسازی اظهار داشت : متاسفانه تماشاگران بوشهر در این دیدار به هیچ وجه انصاف را در مورد یک تیم میهمان رعایت نکردند و بطوریکه فضای نابخردانه ای بر این مسابقه حاکم بود.&lt;br /&gt;شفق تصریح کرد :&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; توهین تماشاگران بوشهری به قومیت تیم تراکتورسازی برخلاف قوانین و تاکیدات فیفاست و امیدوارم مسئولان انضباطی با اینگونه بداخلاقی ها در فوتبال کشور برخورد کنند.&lt;/span&gt; بوشهر دارای فرهنگ و تمدن دیرینه ای در تاریخ کشور است و شرح دلاورمردیها و ایستادگی های این خطه در مقابل بیگانگان سبقه طولانی دارد و مردم خونگرم بوشهر نباید اجازه بدهند عده ای معدود با نام آنها این دیرینه پرافتخار را خدشه دار کنند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-3169478766421309276?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/3169478766421309276/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/08/blog-post_26.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/3169478766421309276'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/3169478766421309276'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/08/blog-post_26.html' title='توهین تماشاگران بوشهری به ملت آزربایجان'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-7057925398012325526</id><published>2009-08-07T22:18:00.000+04:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.357+03:30</updated><title type='text'>نوری زاده حیا کن ملت تورک آزربایجان را رها کن، خیاو قوردی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;آنچه در این برهه حساس و تاریخ ساز سبب شد تا به فکر نوشتن این مقاله بیفتم متأسفانه و بدبختانه یک درد بزرگ است:ما ملت مظلوم تورک آزربایجان در هاتبرد یا تورک ست کانال تلویزیونی تورک زبانی که سخنگوی برحق ملت مظلوم تورک آزربایجان جنوبی باشد نداریم و متأسفانه ملت ۳۵میلیونی تورک آزربایجان در تهران و کرج و شهرهای دیگر آزربایجان جنوبی مجبور می شوند برای فرار از کانالهای تلویزیونهای ریاکار پلید «گریه مدار» پست فراماسونری- صلیبی- روسی- انگلیسی ومذهبی شیعی پارس داخلی جمهوری شیطانی حاکم بر ایران از کانالهای ماهوراه ای به ویژه از تلویزیونهای سیاسی صدای امریکا(Voa Persian Tv.)و تلویزیون فارسی بی بی سی(BBC Persian)و تلویزیون پارس(Pars Tv.)و…استفاده کنند.طبعاً حرفهایی که توسط مجریها و تحلیل گران نژادپرست پارس این تلویزیونها با ریاکاری و ظاهرسازی و دلسوزی کذایی و هنرمندانه زده می شود در ذهن و فکر عده ای از ساده اندیشان ملت تورک آزربایجان که بعد از ۲۰۰ سال خیانت و ۸۸ سال جنایت و خیانت از سیستم فکری و فرهنگی و سیاسی نژادپرست «پارس» که ریاکارانه و وقیحانه و کبک وار سرخودش را زیر برف «ایران و ایرانی و وطن و وطن پرستی و ایران دوستی و ایران پرستی»پنهان کرده و گمان می کند نخبگان ملت تورک آزربایجان او را نمی بینند،امید خیر و خوبی دارند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;قبل از من ملتچی های عزیز تر از جانم «آیدین بیگلر»(گوگ تورک)در مقالۀ«چرا آزربایجان ساکت است»تا حدودی و «بابک آذری»در مقالۀ «در نقد سخنان اخیر نوری زاده»به نحوی خوب و رضایت بخش اما «ناکافی»جواب نوریزادۀ نژادپرست و همفکرانش را داده اند و این مقاله در اصل دنبالۀ مقاله بابک آذری و در ذکر خباثتهای دیگر این روباه پارس نژادپرست است.این مقاله را عمداً به «زبان خطاب» می نویسم تا نوریزاده و تمام پارسهای نژادپرست تلویزیونهای پارس و صدای امریکا و بی بی سی فارسی و تمام پارسهای نژادپرست داخل و خارج از ایران بی ریش و با ریش، با عمامه و بی عمامه،با کراوات یا با یخۀ ملایی(!)،مذهبی و لائیک،کمونیست و لیبرال،چپی و راستی و میانی(!)در هر پوست و هر مرام و هر پلاسی هستند بخوانند و بیداری کامل ملت تورک آزربایجان را بفهمند و دیگر جرأت یاوه گویی پشت سر پاکترین و غیورترین فرزندان ملت تورک آزربایجان و ایران به سر و مخیله شان خطور نکند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای نوریزاده من از ۳ سال پیش «ایز» پای منحوس شما را در تلویزیونهای سیاسی خارج از کشور دنبال می کنم.شما خیلی ایران پرست و وطن پرست هستید و ادعای ایرانتان می شود؟!!!پس بفرمایید که جنابعالی هر هفته حداقل دو ساعت در تلویزیون نژادپرستان توسعه طلب کرد آریایی موسوم به Rogelat(روژئلات)چه غلطی می کردید و می کنید؟چرا در این شبکه کرد زبان برنامه پارسی تان را اجرا می کنید؟چرا در این تلویزیون کرد زبان ادب و کینه ۲۵۰۰ ساله آریایی پارسی خودتان را با دهن کجی به الهام علی اف و دکتر چهره قانلی (چهرگانی) قهرمان با شیشکی بستن وقیحانه و حقد و کینه و بغض پنهان نشدنی در لحن و صدای لرزانتان نشان می دهید؟ لابد کردها تجزیه طلب نبوده و نیستند و در قرن اخیر فقط تورکهای آزربایجان تجزیه طلب هستند؟!!!لابد همین کردها در جنگ فراماسونری – صلیبی ایران و عراق سر بهترین فرزندان ملت تورک آزربایجان را به خاطر دفاع از ایران پلید و اهریمنی پارس زبان شما و همفکران پلید پارس نژادپرست شما ،نبریدند و روی سینه شان نگذاشتند؟!خیال می کنید می توانید صورت وقیح شیطانی نژادپرست پارس آریایی- انگلیسی خودتان را از ملت بیدار تورک آزربایجان پنهان کنید؟خیال می کنید من و فرزندان آزربایجان هر ۱۵ شبکه نژادپرستان کرد آریایی را به ویژه تلویزیونهای دوزبانه و بی آبرویی که زیر شعارهای کارگر فریب«حزب کمونیست کارگری»و «حزب کمونیست ایران»(تلویزیونهای کانال جدید Kanale Jadidو کانال شش channel6وAsosatآسوست وKOMALA کومه له )و امثالهم نیات پلید توسعه طلبانه خود را در گستردن کردستان بزرگ تا تبریز و هم مرز شدن با ارمنستان آریایی نژاد جهت اجرای نقشه پلید صلیبی کشورهای آریایی زبان همسایه و متحد در قلب ملتهای تورک خاورمیانه و اروپا پنهان کرده اند نگاه و دنبال نمی کنیم؟!اگر این طور فکر می کنید یک ابله تمام عیار یا یک دیوانه خودشیفته هستید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روباه پلید نژادپرست !خیال می کنی ملت تورک آزربایجان از گفتمان نژادپرستانه ایران و ایرانی که ۲۰۰ سال است که بر اساس به قدرت رساندن آریایی نژادهای پارس(کدام آریایی؟!) در ایران (برتری دادن به پارسها و کردها و حتی بلوچهای هند و ایرانی و «ایرانی زبان»به هر قیمت ممکن و نابودی کامل تورکها و تورکمنها و عربهای «انیرانی و بیگانه زبان»)در ایران برای تحقق ایده پلید فراماسونری- صلیبی ضد اسلام «ایران و افغانستان و تاجیکستان آریایی زبان = پارس زبان»در قلب ملتهای تورک زبان آسیای میانه و اروپا و خاورمیانه و ملتهای عرب زبان خاورمیانه و آفریقا جهت ایجاد اختلاف دائمی بین سه قطب اساسی جهان اسلام(جهان تورک و جهان عرب و جهان فارس)خبر ندارد؟!چرا ندارد؟ خوب هم دارد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روباه نژادپرست،آیا ملت تورک آزربایجان نمی داند که هویت نژادپرستانه شما پارسهای ایرانی از ۲۰۰ سال پیش و با نوشته شدن کتاب «تاریخ ایران»سرجان ملکم فراماسونر انگلیسی و تئوریسینهای آکسفوردی ولندنی کمپانی هند شرقی بر اساس کتاب مجعول شاهنامه فردوسی برای به قدرت رساندن شما به عنوان قوم برگزیده در ایران وتقویت مذهب شیعه صفوی فراماسونری برای ایجاد اختلاف دائم میان جهان اسلام و ملتهای مظلوم غیر پارس ایران برای چاپیدن هر چه آسانتر ایران با همت رجال خودفروخته فراماسونر پارس و ارمنی مثل میرزا ملکم خان ارمنی و نویسندگانی چون میرزا آقاخان کرمانی اقبال آشتیانی و پیرنیا که دقیقاً از کتاب سرجان ملکم کپی برداری کردند، شکل گرفت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از دیدگاه روانشناسی اعماق ،بر اساس این هویت شاهنامه ای نژادپرستانه «کین آبتین و ایرج و سیاوش»تا مغز استخوان شما نژادپرستان پارس نشسته است و تبدیل به مرض لاعلاج روانی و یک نوع پارانویا شده است.در ناخودآگاه جمعی شما مریضهای نژادپرست هنوز جنگ فریدون با ضحاک عرب و عربها،جنگ منوچهر با سلم(رومی)و تور(تورک)و جنگ کیخسرو با سپاه توران(تورک)جریان دارد.شما چون از اساس دروغین و بی هویت هستید خلا هویت نداشته تان را با کین خواهی از دو ملت بزرگ تورک و عرب جبران می کنید.شما نژادرستان پارس آریایی کین خواهان ابدی هستید.در گذشته و تاریخ زندگی می کنید و همه جهان را دشمن خود می دانید و می کنید.شما در پس زمینه ذهنی پلید نژادپرستتان«ملت کرد»را از نسل جوانانی می دانید که در افسانه مهمل ضحاک،ارمائیل و گرمائیل(دو آشپز نفوذی به دربار ضحاک)آزاد کردند.شما کردها را «ایرانی زبان»و «آریایی نژاد»و هم نژاد خود می دانید اما ما ملت بزرگ تورک ایران را بیگانه با زبانی مغولی و تحمیلی می شمارید.هرگز نمی توانید انکار کنید:شما زبانهای«پشتو (افغانستان)وتاجیکی(تاجیکستان) و کردی و آسی(قفقاز) و یغنابی(تاجیکستان) و مونجانی(افغانستان) و ارموری(جنوب افغانستان و شمال پاکستان) و کومزاری(جنوب خلیج فارس و شمال شبه جزیره عربستان رو به روی بندر عباس) و بلوچی و پامیری(افغانستان و تاجیکستان) و تاتی و تالشی و گیلکی و طبری و لری و بختیاری و ..»همه این ها را طبق فرمودۀ ارباب بزرگتان انگلیس و تئوریسینهای شیاد زبانشناس و مستشرقان پلید اروپای صلیبی و آکسفورد،«زبانها و نژادهای ایرانی» می دانید واز نام بردن سه زبان مهم «تورکی و عربی و تورکمنی» به عنوان زبان بیش از ۴۲ میلیون ایرانی زنده و حی و حاضر در ردیف نزبانهای ایرانی»وحشت دارید و هرگز ننوشته اید و نخواهید نوشت.چون به ارباب انگلیس و روس بر می خورد!اگر باور نمی کنی برو و همه کتابهای خانلری و مهری باقری و ابوالقاسمی و یارشاطر را بخوان و بفهم تعریف شما نژادپرستان از «ایران و ایرانی» چیست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خجالت نمی کشید؟شرم ندارید؟!جواب دهید.چرا؟چرا ما را ایرانی و انسان ایرانی حساب نمی کنید؟ما حق نداریم این خزعبلاتی که ۸۸ سال به نام علم و ادبیات و تحلیل ادبی و تاریخ و زبان شناسی و تحلیل سیاسی و یا تحلیل فرهنگی-سیاسی به خورد ما داده و می دهید پاره کنیم و بسوزانیم و خاکسترش را به سوراخ توالت بریزیم و برای خودمان به زبان مظلوم خودمان تاریخ و ادبیات و زبانشناسی خودمان را بنویسیم؟ما تجزیه طلبیم نه؟!در کدام اثر از آثار «علوم انسانی» شما فارسها به کردها و بلوچهای آریایی نژاد توهین شده است؟هیچکدام.در کدام اثر از این آثار به نحوی به ترکها و عربها و تورکمنها توهین نشده است؟هیچ کدام!!!در مورد زبان :امروزه در کدام مدرسه راهنمایی و دبیرستان و هنرستان و دانشگاه ایران زبان عربی بعد از فارسی تدریس نمی شود؟در همه شان.در کدام مدرسه راهنمایی و دبیرستان و هنرستان و دانشگاه و …زبان تورکی و تورکمنی یعنی زبان بیش از ۴۱ میلیون انسان زنده در ایران اهریمنی تدریس می شود؟در هیچکدام!!!ما ملت تورک آزربایجان خوشی زیر دلمان زده است؟از زور خوشی به قول شما «تجزیه طلب» شده ایم؟ای بی شرم!اگر به جای ما بودید در این کشور لعنتی احساس خفگی نمی کردید؟بچه های معصوم ما هر روز بیشتر از روز دیگر با این پارسی پلید شما و کتابهای تاریخ و ادبیات فارسی شما هویت باخته و متناقض نمی شوند که بگویند «ما تورک نیستیم فقط به زبان تورکی حرف می زنیم»؟!!!بمیرم برایتان که شما پارسهای نزادپرست ایرانی چه قدر پاک و معصوم و فرهیخته و با درک و با احساس و انسان و فهمیده و با انصاف و با فرهنگید!خجالت نمی کشید در مورد ما ملت مظلوم تورک آزربایجان حرف می زنید.نه که نمی کشید.شما بی حیا ترین و بی شرمترین و پلیدترین نژادپرستان دنیایید.شما به قول ما تورکان گفتنی«قیرمیزی»هستید و صورت بی حیایتان بی نهایت جای تف دارد.من و ما ملت تورک آزربایجان دیگر بیدار شده ایم.شما نژادپرستان پارس بروید از حقد و حسد و کینه و دشمنی بمیرید.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یعنی تو ما ملت تورک آزربایجان را این همه دست کم گرفته ای که به زبان چرب و نرم و پلید وریاکارانه تو و امثال تو گول بخوریم و باز از ما سوء استفاده کنید؟ما ۳۰ میلیون تورک هویت طلب ایران می خواهیم آزربایجان جنوبی را از ایران جدا کنیم و دوستی تقدیم یک کشور ۶ میلیونی کنیم!!!لابد دست ما در اداره کشور خودمان چلاق است یا نیاز به مغزهای کثیف نژادپرستی مثل تو داریم؟!این طور خیال می کنی بیچاره؟!خود من به اندازه ۱۰۰ تا خودفروخته مثل تو سواد و درک و لیاقت و کارایی و عرضه و توانایی دارم.مثل من در آزربایجان میلیونها انسان هست.مطمئن باش.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای نوری زاده،این چه معنایی دارد که شخصیت پارس نژادپرست کردپرست لندنی خودفروخته کثیف و آریایی مثل تو بدین صورت بی ادبانه به رئیس جمهور کشور مستقل جمهوری آزربایجان توهین می کنی؟انگار من هویت طلب تورک آزربایجان نسبت به رئیس جمهور افغانستان حامد کرزای بی ادبی کنم!آیا ملت افغانستان نمی گویند شما با چه حقی به برگزیده ما توهین می کنی؟آیا آزربایجان شمالی را ما تورکان مظلوم آزربایجان که در مقابل سپاه تا دندان مسلح روس ۲۰۰ سال پیش مردانه و قهرمان ایستادیم و جنگیدیم جدا کردیم و به روسها دادیم یا شما پارسهای پلید نامرد فراماسون نوکر انگلیس و روس که ما را در مقابل ارتش متجاوز روس تنها گذاشتید و پشت جبهه با امثال سرجان ملکم فراماسون در لندن وتهران نشستید و بر اساس «شاهنامه منحوس»هویت دروغین ایران آریایی برای ما و همه ملتهای مظلوم غیر فارس ایران تراشیدید و با هزاران تن کاغذ بی گناهی که رویشان را سیاه کردید و هنوز هم حقیرانه می کنید، کوشیدید که این هویت سرتا پا دروغ را جا بیندازید و نشد و به همین خاطر می سوزید و از شدت سوزش هذیان می گویید؟آیا افغانستان را انگلیسی ها ی هزار چهره سروران امروز و دیروز توو پدران امثال تو با زور و قرارداد پاریس برای چپاول بهتر و آسانتراز ایران جدا کردند یا ما ملت تورک آزربایجان گرفتیم؟چرا به رئیس جمهور افغانستان توهین کنیم؟این اخلاق پست و نژادپرستانه تهوع آور شما پارسهای نژادپرست پایانی ندارد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ای روباه پلید نژادپرست که ۳ سال است تک تک حرفها و جملاتت را از صدای امریکا و روژئلات(کانال کردی) و …دنبال می کنم و از شدت خشمی که از دیدن ریاکاری هایت می بینم و می شنوم ،گلویم می خشکد و تف هم پیدا نمی کنم که بر صورت بی حیای نژادپرست تو بیندازم؟چه حقی داری که به هویت طلبان و استقلال خواهان و فدارالیسم خواهان مظلوم یک ملت ۳۵ میلیونی این گونه با حقد و کینه ۲۵۰۰ ساله مریض پارنویایی و حقارت آمیز و کهن آریایی پارسی خودت اسم «تجزیه طلب»بگذاری؟ما تجزیه طلبیم اما کردها نیستند!!!لابد نقشه کردستان بزرگ هم ما چاپ کرده و در کتابهای درسی مان در خارج و امریکا نشانده ایم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من می دانم این حقد و حقارت شما و این سوزش شما از کجا مایه و سرچشمه می گیرد:به خاطر آن که با «جنبش پوشالی سبز»موسوی ریشوی خودفروخته و رفسنجانی پلید فراماسونر و خاتمی کثیف و نژادپرست فراماسونر و کروبی دلقک معرکه بگیر پست همراهی نکردیم و این موضع نشان داد که تیر انگلیس و امریکا و بی بی سی فارسی و صدای امریکا و تلویزیون پلید نژادپرست پارس به سنگ خورده است.ملت تورک آزربایجان دیگر بیدار شده است و انگلیسی و روسی و امریکایی و خارجی جماعت نمی توانند از بیرون «نسخه پارسی»برایش بپیچند.ملت تورک آزربایجان با عقل و فلسفۀ خودش و با شعارهای تورکی و اعتقادات و هستی و وارلیق و کیملیک و فرزندان خودش به میدان قیام و جنگ می رود «باشا دوشدون یا یوخ»؟!ملت آزربایجان موضعی اساسی و کاملا رادیکال در برابر تحرکات سیاسی گرفته و مترصد فرصتی است که به حق انسانی خودش که یک قرن است از او دریغ شده برسد اما نه زیر پرچم سبز پارسهای نژادپرستی چون تو و امثال تو بلکه زیر علم برگزیدگان خودش مثل لسانی و چهرگانی و متین پور و …فهمیدی یا نه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما و تحلیل گران نژادپرست پارس تلویزیونهای پارس و صدای امریکا و بی بی سی فارسی مدام گلایه می کنید که «آزربایجان در تمام جنبش های اجتماعی دوران قاجار تا کنون پیشتاز بوده است چرا با این جنبش سبز بدون آخوند و بی چربی و استخوان(!!!)تهران همراه نمی شود؟!»من به شما می گویم «چرا آزربایجان این بار هم پیشتاز و خط شکن است و ۸۸ سال است که شرکت کرده و می کند،اما در چه؟در جنبش مقدس رهایی ملت تورک آزربایجان و ایران و تمام ملتهای ایران از زیر یوغ استعمار منحوس نژادپرست پارسی-شیعه ای که ۸۸ سال است تمام ملتهای ایران مخصوصاً ملت مظلوم تورک آزربایجان را زیر استعمار و استثمار کامل گرفته و سرمایه های مادی و معنوی و انسانی اش را به غارت می برد و به ایرانخواران اروپایی به ویژه انگلیس هزار چهرۀ پلید و چین و روسیه منحوس و آمریکا و کشورهای کمونیستی امریکای لاتین و کشورهای افریقایی و آسیای جنوب شرقی و همه دنیا باج می دهد اما ثمره اش برای ملت تورک آزربایجان و ملت عرب ایران و ملت تورکمن و کرد و بلوچ و تمام ملتهای غیر فارس فقط فقر و فساد و تبعیض و اعتیاد و هویت باختگی وخودباختگی هویتی و فرهنگی است»با کمال افتخار این «جنبش روشنگران تورک آزربایجان جنوبی» بود که نخستین بار در ایران و به قلم مردان بزرگی چون زهتابی و پیشه وری و فریدون ابراهیمی و چهره قانلی و لسانی و متین پور وراشدی و هیئت و …این قلم حقیر خواب شوم نژادپرستان پارس و گفتمان صلیبی- فراماسونری آریایی «ایران و ایرانی آریایی نژاد»را برآشفت و تبدیل به کابوس کرد و ملتهای ایران را بیدار و به بیداری کامل نزدیک کرد.و اکنون «الگویی»مستحکم برای مبارزه با نژادپرستی آریایی محور شیعۀ پارس پرست ایران و هر گونه تبعیض زبانی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و دینی و مذهبی و جنسیتی در ایران شده است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای نوری زاده من در میان فعالان سیاسی و روزنامه نگاران پارس نژادپرست خارج از کشور آدمی پلیدتر و هزار چهره تر از شما سراغ ندارم.آنجایی که ریاکارانه و مکارانه و گذرا و«سرزبانی»گفتی«چه ایرادی دارد که آزربایجانی های عزیز ما به زبان آذری(!)درس بخوانند»و بعد بلافاصله به الهام علی اف و چهرگانی توهین کردی!!!عمق کینه و نفرت و دشمنی و حقد و حسد شما را به تورکان آزربایجانی در لحن صدایتان دیدیم و شنیدیم.ما «لحن شناس»خوبی هستیم. لحن چرب و نرم روباهان نژادپرست را از انسانهای صادق خوب تشخیص می دهیم.اما سخنان متناقض و تماماً نژادپرستانه شما دیگر هیچ شکی در پلید بودنتان نمی گذارد.ما فهمیدیم که در عمق دلت به رسمی شدن هیچ زبانی در ایران به جز زبان پارسی آریایی یا در صورت لزوم کردی آریایی و یا احیاناً بلوچی آریایی یا لری آریایی ویا …آریایی رضایت نمی دهی.ملت ۳۵ میلیونی تورک آزربایجان مثل خاری به چشمان تو و هم فکرانت و صدا و زبان و لهجه شان مثل سیخی به گوشتان می رود.نمی رود؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در میان سیاستمداران خودفروخته پلید پارس در داخل ایران از لحاظ عمق حقد و کینه و دشمنی عمیق نسبت به ملت تورک آزربایجان جنوبی و شمالی فقط سه تن با تو قابل قیاس هستند:علی اکبر ولایتی،غلامعلی حداد عادل و علی لاریجانی.اما چون اینها ماهیت مشخصی دارند و جزو دار ودسته جمهوری شیعه- پارسی فراماسونری هستند همه آنها را می شناسند ونیات آنها را می دانند بی خطر تر از تو هستند.اما تو روباه هزار چهره نژادپرست چرب زبان را که خودت را اپوزیسیون جا زده ای شاید نشناسند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خیال می کنید ما احساس نداریم؟خود من بعد از شنیدن صدای لرزان اما توفنده «مارال»زن قهرمان تهرانی در تلویزیون پارس به گریه افتادم و برای ندا و بهترین جوانانی که پرپر شدند گریستم ،اما ما تورکان آزربایجان خوب می بینیم که پرچمدار این حرکت به اصطلاح سبز پارسها و مانقورتهای نژادپرست فراماسونر و غیر فراماسونری مثل خاتمی و موسوی و کروبی و رفسنجانی و…هستند که با تمام وجود و با تمام سلولهای بدنشان به ملت بزرگ تورک ایران و آزربایجان خیانت کرده اند و می کنند و خواهند کرد.پس اساسا ما را به این جنبش فراماسونری پلید چه کار؟دیوانه شده ایم یا عقلمان را باخته ایم.فردا هنگامی که این رژیم آخوندی نجاست نژادپرستانه دیگری خورد،آن موقع می فهمید که ملت تورک آزربایجان کیست.صبر کنید سحر نز دیک است.جنبش اصیل تورکان آزربایجان (حرکت ملی تورکان آزربایجان)در حال تدارک قوایش برای یک حماسه دیگر است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ما با ملت بزرگ فارس ایران و هیچ ملتی هیچ دشمنی نداریم اما چه کنیم که ملت پارس در این ۲۰۰ سال اخیر هیچ تولیدی جز نژادپرستان آریایی پارس پلید مذهبی و غیر مذهبی چون شما نداشته و ندارد و تعداد کسانی که مردانه به مظلومیت آزربایجان اعتراف کنند مثل جلال آل احمد و ناصر پورپیرار کم وبه اندازۀ انگشتان یک دست است!!!حال وقتی می گوییم ملت پارس نژادپرست ترین ملت جهان است چرا های و هوی راه می اندازید؟اگر راست می گویید نفر سوم را که آن مایه جوانمردی دارد که به مظلومیت تورکان آزربایجانی اعتراف کند نام ببرید!!!ما با شما که نه با افکار نژادپرستانه تان که از بالا به پایین و از موضع قدرت نسبت به ۳۵ میلیون انسان بالیاقت نگاه می کنید و فکر می کنید که هنوز هم می توانید برای آنها نسخه نژادپرستانه لندنی –فراماسونری-آریایی بپیچید مخالفیم.ما از افکار شما و شجره و میبدی و پارسا و محمد پروین و پرویز قاضی سعید و سازگارا و چالنگی و فلاحتی و مستقیم و حتی حسن شریعتمداری و…تمام نژادپرستان پارس و پارس پرستی که ابتدایی ترین حقوق انسانی ما ملت تورک آزربایجان را به بهانه ملی گرایی و ایران پرستی نادیده می گیرند و انکار می کنند مخالفیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دوست گرانقدر ما آقای آیدین بیگلر(گؤگ تورک)در مقاله اش از تو با عنوان احترام آمیز«این شخص پرشور ،خوش نیت(!!!)و دلسوز(!!!)»!!!و یا «از فعالین پیشروی جنبش آزادیخواهی ایران(؟!!!)»یاد کرده است و این همان پاشنه آشیل حرکت ملی ملت تورک آزربایجان است:اعتماد بی جهت به نژادپرستان خوش خط و خال و به اصطلاح اپوزیسیون پارس.باید بگوییم کدام خوش نیت؟کدام دلسوز؟کدام فعال پیشرو؟کدام جنبش؟مگر همین انقلاب فراماسونری صلیبی روسی انگلیسی را امثال همین آقا(رجال خودفروخته پارس) با همکاری ارباب بزرگشان انگلیس راه نینداختند تا انگلیس و روس و ایرانخواران اروپایی و چین و…هرکدام سهمی از گوشت ایران خانم داشته باشند و ما ملتهای ایران گرسنه بمانیم و از دور نگاه کنیم؟مگر همین بی بی سی نبود که خمینی هندی الاصل فراماسون را با تبلیغات شبانه روزی بزرگ کرد و به خاطر چند بشکه نفت سیاه به عنوان رهبر مسلمانان جهان جا زد که بیاید و یک میلیون نفر از غیورترین و بهترین و کاراترین و پاکترین جوانان این مملکت را که اغلب تورک بودند،در انقلاب و جنگ منحوس مسلمان کش ایران و عراق و در خیابانهای تبریز و تهران و …به کشتن دهد؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;علیرضا نوری زاده این بچه آخوند پلید در هنگام صحبت کردن از خامنه ای فراماسون او را با عنوان فراماسونری -انگلیسی«آیت الله»یاد می کند!!!آیا این آخوندزادۀ مسلط به تاریخ و زبان عربی نمی داند که در اسلام ما هیچ وقت آیت الله نداشته و نداریم واین لقب فراماسونری برابر استاد اعظم در تعالیم فراماسونری و مربوط به ۱۵۰ سال اخیراست؟نوری زاده انسان خوش نیتی است چون زبان چرب و نرمی دارد و با احترام به فعالان پاک حرکت ملی آزربایجان توهین می کند!!!این چه استدلال حقارت باری است؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آقای نوری زاده،خیال می کنی ملت تورک آزربایجان از زد و بند های پنهان شما اپوزیسسون قلابی پارس برای قبضه قدرت در ایران خبر ندارد؟آیا از زد و بند پنهانی اصلاح طلبان و رفسنجانی و مجاهدین خلق و سلطنت طلبان نژادپرست رضا پهلوی توله سگ پرور با امریکا و انگلیس خبر نداریم؟آیا نمی دانیم که دولتمردان و سیاسیون آمریکا احمق شده اند و عقلشان را داده اند به دست عده ای نژادپرست پارس که در «صدای فارسی امریکا» که باید صدای همه ملل مظلوم ایران باشد نه فقط نژادپرستان پارس اصلاح طلب وفادار به جمهوری اسلامی،با دیدی کاملا یک سویه و نژادپرستانه و احمقانه اپوزیسیون را منحصر به اصلاح طلبان نژادپرست پارس کرده اند و صبح تا شب از «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی»و «دفتر تحکیم وحدت»و «شورای ادوار تحکیم»(!)و«جبهه مشارکت ایران اسلامی»و «جنبش سبز»و موسوی وکروبی و خاتمی و رفسنجانی و… دم می زنند و به همراه بی بی سی و پارس تی وی با تحلیلگران شیطان صفت و زبونی چون تو می خواهند به ارباب بزرگشان انگلیس و نیز روسیه و چین و تمامی ایرانخواران اروپایی و غیراروپایی خدمتی کنند و با به راه انداختن یک جنبش همانند جنبش ۲ خرداد ۱۳۷۶ حتی اگر شده یک سال دیگر این رژیم پست پلید فارماسونری آخوندی این بار با موسوی و کروبی و رفسنجانی بپاید و به تمام عالم باج بدهد و جنایت و خیانت کند.آیا اساسا این جنبش می تواند ما تورکان آزربایجان را به حقوق اساسی و انسانی خودمان برساند؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شما و پارسهای نژادپرست تلویزیونهای پارسی بی بی سی و صدای امریکا و پارس تی وی و کانال جدید و کانال ۶ و تمام تلویزیونهای سیاسی پارسی باید بدانید هرگز و هرگز مخاطب شنوایی از ملت تورک آزربایجان پیدا نخواهید کرد. چون۳۰ سال است که از ملت تورک آزربایجان دور هستید و جو سیاسی حاکم بر آزربایجان را نمی توانید درک کنید.آزربایجان دیگر آن آزربایجان ساده و زودباور مذهبی سی سال پیش نیست.آزربایجان بیدار شده است. پس ای امریکا ای انگلیس و ای پارس ایرانی برای پیدا کردن مخاطب از بین ملت بزرگ تورک آزربایجان قبل از همه چیز و هر ادا و اطواری «به زبان مادری ملت آزربایجان تورکی»سخن بگو تا ببینیم چه می گویی وگرنه خفه شو.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در ضمن آقای نوریزاده،من اگر جای شما بودم خودم را به یک متخصص روانشناسی و ترجیحاً روانپزشک معرفی می کردم چون آثار دیوانگی لاعلاج پارانویایی نژادپرستی پارسی-آریایی را از چهره و وجنات شما عیان می بینم.در غیر این صورت منتظر باش تا ملت بزرگ و تاریخ ساز تورک آزربایجان به حق خودش برسد.آن موقع امکان دارد در زندانهای خنک تبریز و اردبیل و زنجان و اورمو یک سلول مجهز با چند وعده آب خنک(ترجیحاً آب یخ)شما را به خودتان بیاورد .من خودم با کمال میل حاضرم این خدمت را به شما بکنم تا کمی هشیار شوید و بدانید از حقوق چند میلیون انسان و چگونه حرف می زنید.برای درمان بیماری نژادپرستی از نوع پارسی ایرانی اش این یکی حتماً افاقه می کند!نمی کند؟!!!پس منتظر باش تا ببینیم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بیز واریق چون تورکی دانیشیریق&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/3627886613584545364-7057925398012325526?l=azarbaijanroz.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/feeds/7057925398012325526/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/08/blog-post_07.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/7057925398012325526'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/3627886613584545364/posts/default/7057925398012325526'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://azarbaijanroz.blogspot.com/2009/08/blog-post_07.html' title='نوری زاده حیا کن ملت تورک آزربایجان را رها کن، خیاو قوردی'/><author><name>آیدین</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-3627886613584545364.post-722146820812301230</id><published>2009-07-13T09:10:00.000+04:30</published><updated>2009-10-18T21:37:39.368+03:30</updated><title type='text'>تورک ستیزی و تورکی ستیزی در میان مانقورت های ایران، چرا؟!،ارلراوجاقی اردبیل اوغلو</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;مقدمه &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این نوشتۀ من بیشتر دردی است در دل تا یک مقاله .دردی در سینه دارم که مرا از درون می جوشاند و می سوزاند و می ترکاند. آن را پنهان کردن نمی توانم .بیشتر یک آه است.آهی که اگر در سینه ام بماند سینه ام را را از هم پاره می کند.پس آه می کشم و می نویسم .از دستگیری و ردیابی ایمیلم توسط پارس ها و از «مرگ» هراسی ندارم چون الگوی من «حسین» است و از شیعه گری و آداب و رسوم ومراسم بیهودۀ استحمارکننده و استعمارکننده و مخدّر مذهبی آن، یک جمله و فقط یک جمله از حسین را برداشته ام و باقی را واگذاشته ام و آن این است«شهادت بهتر از زیر ذلت رفتن است» زیر ذلت زندگی کردن :هرگز! شهادت:با آغوش باز!مگر ما انسان ها چند سال می خواهیم زندگی کنیم؟چه بهتر که با شهامت و شجاعت و عزّت حرف دلمان را که با تمام اندیشه و احساسمان به حق بودن آن رسیده ایم بزنیم و اگر شهید شدیم،فبها المراد.حق را می نویسم و اگر در این راه بمیرم ملّتم و «ساوالان»به من افتخار خواهد کرد.و اگر هم مرا نشناسند به عنوان یک انسان حرف خودم را بی پروا زده ام و با پیشانی باز به دیدار «خدای خودم» می روم.چه باک؟چه باک؟چه باک؟!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من خودم بچۀ اردبیل هستم.در یکی از پس کوچه های اردبیل به دنیا آمدم.در اردبیل بالیدم در مؤجوز(معجز)،باغمئشه،آلاقاپی،چاهارراه…زیستم،مبارزه کردم . برای خودم «نام»کسب کردم. بیست و چهار سال از زندگی ام در اردبیل بودم.در یکی از مراکز آموزشی نخبه پرور اردبیل دیپلم گرفتم. د رآن مرکز آموزشی(اسم مؤسسه به دلیل امنیتی محفوظ است) با بچه های مغان، مشکین،رضی،خلخال،اورابکی،نونه کران و… بامحبِت و برادروار در کنار هم زندگی می کردیم.یادم می آید در سال ۱۳۶۴ همه با هم کلاسمان را تعطیل کردیم و به جبهه رفتیم و برای حفظ خاک ایران جنگیدیم و در عملیات والفجر۸ بسیاری از ما شهید شد و به جای او در صندلی خالی اش دسته گل نشست(و حکومت کثیف و متعفن جمهوری شیطانی فراماسون ایران با لجن مال کردن هویت ما تورکان و حمایت آشکار از کردهایی که در جبهۀ غرب از پشت به ما خنجر می زدند مزد ما را خوب داد).برای هم گریستیم همدیگر را دوست داشتیم همچون چشمانمان …اما امروز چه شده است؟چه شده است که در شهر من اردبیل بعد از این که ساز استان شدن را در اوایل دهۀ ۷۰ کوک کرد و با کمک رفسنجانی این استاد کهنه کار شاخۀ آخوندی لژ فراماسونری انگلیسی که رسوای خاص و عام است، موفق هم شد(؟)بحث «موغانلی» و «مشکینلی» و «خالخالی» به بحث «تبریزلی» اضافه شد و «اردبیللی» درمقابل همۀ این ها جبهۀ گرفت؟!و «رودررو»ی این ها ایستاد؟!بحث خطرناک و تفرقه افکن «لهجه»ی اردبیلی و مغانی و مشکینی و… پیش آمد .«جک» های نژادپرستانه آن هم نه بین دو ملّت متفاوت(تورک و فارس و…) بلکه بین اهالی دو قسمت از یک ملّت هم زبان که هفت هزارسال همانند پاره های یک تن با هم زیسته اند، پیش آمد.این باد مسموم از کدام سو وزید و هنوز هم می وزد که غنچه های وفاق و اتّحاد را بین برادران و خواهران خونی تورک پژمرده می کند؟آری گفته اند و می گوییم که «تورکها را متفرّق می خواهند و توطئه توطئۀ پارس ها و رژیم پارس پناه است آری میدانند و خوب هم می دانند که کردستان و آزربایجان و بلوچستان و خوزستان از ایران تجزیه خو.اهند شد برای همین با ایدۀ شیطانی و فراماسونری و صلیبی تجزیۀ استانهای تورک نشین آزربایجان می خواهند از ایجاد «آزربایجان جنوبی متحد و قدرتمند و یک پارچه با ایجاد تفرقه و ضدیت بین اردبیلی تبریزی،قزوینی با زنجانی،خویلی با اورمیه ای،مرندی با تبریزی ویوخاری باشلی با آشاقاباشلی(!)و…جلوگیری کنند و طرحهایی مثل «ایالات متحدۀ تورک»و یا …را به اجرا درآورند!آری «ساوالان» را تکه پاره می خواهند.این سوی ساوالان و «قاراداغ»باید با آن سو دشمن باشد!آیا ساوالان پشت و رو دارد؟!»و… اما آیا ما خود بی تقصیر هستیم؟آیا زمینه و قوّه مایه های این نوع تفرقه در درون خود ما نیست؟من با کمال تأسف می گویم چرا هست.خوب هم هست.و پارسهای شیطان و انگلیسی ها و روسها و ارمنی ها و …صلیبی ها از همین نقطۀ ضعف استفاده می کنند.البته این نقطۀ ضعف هم آفریدۀ خودشان است!طرح بسیار ساده است:«به استانها و شهرهای تورک نشین حداقل بودجه را می دهند و شهرهای بزرگ از همان استانها را «اندکی» تقویت می کنند که مدعی شود و با توطئه ای شیطانی از کاندیداها و خودفروخته های همان شهرها کسانی اجیر می شوند که ساز استان شدن و تجزیۀ این شهرها از استان مادر را کوک کنند و بعد دولت کریمه و حکومت رئوف می آید و به شهر مورد نظر لقب استان عنایت می فرماید!!»به همین آسانی! وگرنه هیچ نژادپرست کثیفی ما را ملّتی را که به «درک عمیقی از ملّت بودن خود» رسیده و مواضع آسیب و خطر تفرقه و جدایی را خوب می داند نمی تواند تکه تکه کند. در این نوشته من خواهم کوشید که به این نقاط ضعف اشاره کنم. باشد که برای ملت بزرگ تورک ایران و به ویژه تورکان آزربایجان و اردبیلی ها و موغانی هاو…غیور و با فرهنگ مفید بوده باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پتانسیل نحس«خودمحور بودن» در میان ما تورکان&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آری برادر تورک من، ای آزربایجانی، خراسانی، قشقایی و…روی سخنم با شماست: از دیدگاه مردم شناسی،روان شناسی اجتماعی و جامعه شناسی ملت ها، پتانسیل و قوه مایۀ تفرقه و جدایی در «ذات» و «سرشت» «خمیرمایۀ» ما تورک ها وجود دارد. و همه اش تقصیر شوونیسم نژادپرست پارس و کرد واستعمار انگلیس و روس وداشناکسیون ارمنی و…نیست.عجیب است سمبل و نماد ملّت ما سگ نیست شیر هم نیست بلکه «قورد»=گرگ است! هر چند گرگ ها حیواناتی اجتماعی هستند و به صورت گله ای کنار هم زندگی می کنند(حسن تورک ها در جمع بودنشان است)اما همین گرگ ها در عین اجتماعی بودن شدیداً «خود پسند و مغرور»هستند و در عین اجتماعی بودن،در زمستان و در اوج بی غذایی و گرسنگی (شرایط سخت اجتماعی مثل گرانی قحطی و فشارهای اجتماعی و سیاسی تحمیل شده از مرکز حکومت پارس بر تورک ها مثل اختصاص کمترین بودجه و امکانات به استانهای تورک نشین که سیاست شیطانی رژیم جمهوری فراماسونری-صلیبی نژادپرست ضداسلامی و ضد انسانی حاکم بر ایران در طول سی سال است )«چشم در چشم»هم می دوزند و «رو در رو»ی هم می نشینند و «کوچکترین حرکت همدیگر و خستگی چشم و خواب آلودگی هم را می پایند» تا هر کدام لحظه ای کوتاه خوابش برد آن دیگران بریزند روی سرش و تکه پاره اش کنند .چون اساساً گرگ حیوان «خود محور»ی است و تحمل گرسنگی و شکست و تحقیر و زیرپا ماندن و له شدن راندارد،متأسّفانه ما تورکان نیز چشم در چشم و رو در روی هم به کمین نشسته ایم ؛کوچکترین حرکات هم را می پاییم و تحمل این را نداریم که کسی از ما جلو بزند.همدیگر را می پاییم که فلانی چه می کند؟ چه خریده است؟ چه می گوید؟چرا امروز سلام مرا یواش جواب داد؟! نکند «بزرگ»شده باشد و دیگر ما را آدم حساب نکند؟!نکند به سوادش یا به مالش مغرور است؟!چرا امروز به صورت من «ایستی باخمادی»؟!(گرم و با محبت نگاه نکرد)چرا به من «قاش قاباق تؤکدو»؟!(اخم و تخم کرد؟!)امروز چه کسی به خانۀ فلان زن رفت؟!آدم تنومندی بود!مردم چه کارهایی که نمی کنند! (و بعد معلوم می شود آن مرد تنومند برادر خانم بوده است!!)و… و در عوض پارس ها و مخصوصاً کردها طبع «شغال» را دارند. (لازم به ذکر است که در این نوشته منظور من از پارس ،همه ملّت شریف فارس نیست بلکه پارس ها(!)و تنها پارس ها مورد نظرم است: پارس=پان فارسیست و پان ایرانیست و پان آریائیسم نژادپرست و ضد تورک و ضد عرب و ضد بشراست که هویت نژادپرستانه اش را به ۲۵۰۰ سال پیش می برد و تاریخ و هویت ترکان ۷۰۰۰ سالۀ ایران را مسخ و انکار می کند.با این تعریف از پارس، تورک های پارس شدۀ خائن به ملّت تورک نیز که به اصطلاح «مانقورت»می نامیم و مانند حرام زاده ها اصلشان را گم کرده اند و به «مادرشان= ملّت تورک ایران»نامحرم شده اند و به بردگی سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و هویتی پارس ها درآمده اند، نیز پارس اندر پارس هستند و ما شاید به پارس ها رحم بکنیم ولی به مانقورت های پارس شده که «علناً»و در هر مجلس و محفلی و در همۀ گفته ها و نوشته هایشان ملت تورک را انکار می کنند و یا جلوی پارس ها و غیر پارس ها برای خودشیرینی به باد «جک و تمسخر پارس پسند» می گیرند، کوچکترین رحم و شفقتی نخواهیم کرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آخرین بیدارباش به مانقورتهای ضد تورک&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ملّت تورک آزربایجان و مخصوصاً جوانان غیور تورک این را من به شما می گویم هر کسی از تورکان که مانقورت شود وبه هویت یا تاریخ تورکان ایران توهین آشکار کند،وظیفۀ تک تک ماست که شرح توهین را با ذکر تاریخ،ساعت و شهود ماجرا بنویسند و به سایت های اینترنتی بدهند یا این که نگه دارند که روزی همۀ این مانقورت های کثیف را به سزای اعمال کثیف خودشان می رسانیم مگر این که توبه کنند و به ملّت بپیوندند.برای مثال«حسین نوین رنگرز»که با چاپلوسی و پارس بازی های حقارت آمیز و خودفروشی و قلم فروشی های علنی کرسی «انشگاه محقق اردبیلی» را غصب کرده است و اینترنت را از مقاله های ضد تورک ضد آزربایجان و پارس پرستانه اش پرکرده است.(کافی است که فقط اسم این مانقورت را از اینترنت سرچ کنید تا تمام مقاله های نژادپرستانه اش را ببینید و عمق تلاشش در خیانت به ملّت خودش مشاهده فرمایید) این مانقورت در کلاس های درس «پارسی» اش نیز دو آتشه تر از احمد کسروی فراماسون و عضو انجمن فراماسونری آسیایی سلطنتی لندن ، به هویت ملّت بزرگ تورک آزربایجان و ایران می تازد، ملّت بزرگ و غیور و تاریخ ساز و ایران ساز تورک آزربایجان و ایران این مانقورت های پلید را هرگز و هرگز و هرگز نخواهد بخشید.شاید یک عده جوان ناآگاه را که به اجبار معیشت و به خاطر نان و سیر کردن شکم عضو بسیج و سپاه و …شده اند(البته اگر توبه کنند و هرچه زودتر به آغوش ملت تورک برگردند) ببخشد اما این گونه خائن های آگاه را که ۱۰۰درصد آگاهانه و به عمد و بدون احتیاج مالی به ملت یزرگ تورک آزربایجان خیانت می کنند نمی بخشد.(حسین نوین رنگرز مانقورت، خیر سرش دکتری ادبیات و با اشغال کرسی های دانشگاه محقق اردبیلی و دانشگاه آزاد ماهی حداقل ۲ میلیون تومان درآمد دارد و از این راه توانسته است ۲ زن بگیرد.(خانم های غیور مدافع حقوق زنان تورک توجه کنید به ماهیت این بزرگمرد پارس شده).بنابر این این گونه کثافت های پارس جان سالم از دست ما به در نخواهند برد مگر این که دایی شان ،انگلیس، ویلای لندن را که به آن ها و به تمام آخوندهای حکومتی فراماسون امروز ایران قول داده است قبل از آن روز سرنوشت ساز به آن ها بدهد و این موشهای کور بتوانند زودتر خاک بلا خیز آزربایجان را سالم ترک کنند ولی آیا می توانند؟!هیهات هیهات هیهات!! ). در اتحاد و اتفاق پارس ها و کردها و ارمنی ها(سه تفنگدار ضد تورک جهان!!)با پشتیبانی روس ها، علیه ما ملت آزربایجان کافی است که یک شغال تنها یک شغال زوزه بکشد،تمام شغال های بیشه با او هم صدا شده و چنان غوغایی در بیشه برپا می کنند که انسان فکر کند راستی راستی در بیشه «کسی» و«خبر»ی هست.غافل از این که شغال های بی عرضه جثه شان تنها اندکی از گربه بزرگتر است و این «اتحاد»آن هاست که آن ها را بزرگ می کند!(کافی است که یک تورک آزربایجانی و ایرانی هویت خود و حق مسلّم اساسی و اولیه خود که تحصیل به زبان مادری اش است، با زبان نرم و با خواهش بخواهد آن وقت ناگهان زوزۀ شغالی و بعد شغال ها بلند می شود که «وا ایرانا واوطنا وا اسلاما(!) ایران را می خواهند تجزیه کنند! تشیع از بین رفت(!) این ها پان تورکیست هستند(!).و….»از این جور مزخرفات.اما ما باید اتحاد را از پارس جماعت و کرد و ارمنی جماعت یاد بگیریم و بقیه نامردی ها و نامردمی هایشان را به خودشان واگذاریم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سیاست رژیمهای دیکتاتور تمامیت خواه نژادپرست پارس در فریب روشنفکران تورک&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری تورکان عزیزآزربایجان، برادر و خواهر من، این گونه بی فرهنگی ها در درون ما هست.ملّت بزرگ از اشتباهات و ضعف های خود نمی ترسد و من که از دلسوزترین تورک های آزربایجان برای ملّتم هستم،هرگز قصد تخریب و توهین ندارم قصد من آسیب شناسی و ریشه یابی و بررسی یک زخم ملّی(ملت تورک) و ارائۀ راههای درمان آن است.وگرنه با پنهان کردن زخم ،زخم بزرگ می شود و ملّت را از درون می پوساند و از پای می اندازد.بیاییم بعضی از دلایل این بی فرهنگی ها را در ملتمان بررسی کنیم (دلایل برون ذاتی و سیاسی و مسائل درون ذاتی و فرهنگی خودمان):&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همه می دانیم که استبداد نژادپرست پارس چه در دورۀ پهلوی و چه در دورۀ ملاها۸۴ سال است که ملت ما را «نادیده»گرفته اند و به قول خودشان «خودشان را به کوچۀ علی چپ»زده اند و هنوز که هنوز است افکار مترقی و روشنگرانۀ ما را با توطئۀ سکوت بایکوت می کنند.در دوران ۲۰۰سالۀ اخیر ما تورکان ایران بودیم که با لیاقت خود به مقامات بالا رسیده ایم و با وزارت و وکالت در پی تعدیل و کاهش استبداد سیاه وحماقت بار قاجاری و پهلوی بوده ایم. .این ما بودیم که در این دو قرن انقلاب های فرهنگی و سیاسی را ایجاد کرده ایم و به ثمر رسانده ایم.ای تورک قهرمان ایران و آزربایجان، قائم مقام فراهانی و امیرکبیر از ماهستند. باور نمی کنی امتحانش ساده است .ماشین سوار شو و به فراهان در نزدیکی تفرش و آشتیان و کمیجان در استان مرکزی (زادگاه قائم مقام و امیر کبیر) برو خودت با چشم و گوشات خواهی دید و خواهی شنید که اهالی فراهان (واقع دراستان مرکزی و در جنوب غربی ساوۀ تورک نشین و شمال اراک تورک نشین )همه تورکند!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چون اردبیلی هستم و زورم به خودمان می رسد به «بعضی»از اردبیلی های از خود بیکانه شدۀ«مانقورت»شده می نویسم:هنگامی که در تعطیلات عید به اردبیل آمدم با گوش خودم شنیدم که بعضی از شما مانقورت ها(تورک های از خود بیگانه و تهی شده و پارس گشته) می گویید که «زبان فارسی زبانی شیرین است!یا :«فارسی را بدون لهجه حرف زدن «هنر» است!!»(گویی ضرب المثل «تورکی هنر است» برای شما مفهومی ندارد وهمۀ هنر نزد پارس ها است و بس!!)من به شما فروخته های احمق که آن قدر شعور ندارید که بروید و چهار تا کتاب و مجله بخوانید یا اصلا «نمی خواهید» که بخوانید و بدانید می گویم :اشکال ندارد تو برای تکمیل پروسۀ کثیفِ از خود بیگانگی و آسیمیلاسیون زبانی و فرهنگی از نوع ایرانی-پارسی اش، برو و ریاضت بکش و هی زور بزن و آخرین نشانه های هوّیت و هستی(وارلیق)۷۰۰۰سالۀ خودت را که صد و پنجاه سال است پنهان و آشکارلجن مال می شود و هشتاد و چهار سال است که به طور آشکار و کامل «انکار» می شود بکش و حذف کن.ولی اگر ذرّه ای شعور برایت مانده و سر سوزنی رگ و غیرت،بدان که جریان فرهنگی و سیاسی عظیمی را که در دویست سال اخیر در ایران ایجاد شد و سبب انقلاب مشروطه گشت ما تورکان ایجاد کردیم:افکار آزادیخواهانه از اروپا به استانبول(عثمانی=تورکیه کنونی) و از آن جا به تبریز(آزربایجان)می آمد و با نبوغ تورکان آزربایجانی پرورده می شد و از آزربایجان به رشت و بعد به تهران و اصفهان و مشهد و تمام ایران می رفت.این ما تورکان بودیم که روزنامه و کتاب رمان و نمایشنامه نوشتیم و تمام ملت های ایران را بیدار کردیم و انقلاب مشروطیّت را راه انداختیم.اولین رمان ایران «به زبان و خطّ تورکی » و توسط میرزا فتح علی آخوندزاده و به نام «آلدانمیش اولدوزلار»(ستارگان فریب خورده)نوشته شد.آخوندزاده را به همین جهت بنیان گذار«نثر نوین تورکی آزری»نامیده اند .این رمان را میرزا محمدجعفر قراچه داغی فوراً به فارسی برگرداند که پارس های بافرهنگ و با سواد(؟) هم بخوانند و بدانند و بفهمند.نوشتن نمایشنامه و اجرای آن توسط خانم ها و آقایان را نخستین بار ما تورک های آزربایجان در تبریز به ثمر نشاندیم.آخوند زاده در فاصلۀ سال های ۱۸۵۰میلادی(۱۲۲۹ شمسی) و۱۸۵۵ میلادی (۱۲۳۴ شمسی)بیش از شش نمایشنامه،و همه را به زبان و خط «تورکی آزربایجانی» نوشت (حکایت ملا ابراهیم خلیل کیمیاگرو…) که از این بابت او را «نخستین نمایشنامه نویس آزربایجان وشرق میانه »نامیده اند.آری برادر تورک آزربایجانی من، از زبان و لهجه و خط ات شرم نکن و بدان که در مورد آخوند زاده، پارس ها چنین گفته اند«نخستین هشداردهندۀ انقلاب مشروطیّت ایران بود.آثار او در بیداری «ملل ایران»از خواب غفلت نقشی مؤثر تر از «صوراسرافیل»(روزنامه پارسی زبان دهخدا و میزا جهانگیرخان صوراسرافیل در تهران)داشت.این متفکر میهن دوست و مترقی و انسان نجیب،معلّم و پیشوای همه ما بود»(ر. ک. دانشنامۀ ادب فارسی،به سرپرستی حسن انوشه،تهران: سازمان چاپ و انتشارات۱۳۸۲ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، صص ۵ تا۱۴)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری نخستین متفکر بزرگ و روشنفکر و آزادیخواه ایران از میان ما تورکان آزربیجان برخاسته و همه آثارش را به تورکی آزربایجانی نوشته است.همان تورکی که پارس های با سواد و با فرهنگ و نژاده و پاکزاد «زبان خرها» می خوانندش.البته آخوندزاده با همۀ نبوغش در دوران قاجار و قبل از مشروطه زیست و مرد و از حیله های استعمار کثیف روس و انگلیس خبر نداشت که با کمک به انقلاب مشروطه و با تقویت رجل خودفروخته و فراماسون پارس و ارمنی، در پی به قدرت رساندن هشتاد ارمنی کثیف داشناکسیون به رهبری «یپرم خان»هستند که آن ها را به سرعت در عرض چندروز(!)ترقی دهند وبه «ریاست نظمیه تهران» برسانند و فرزند رشید تورک آزربایجان(ستارخان)را در پارک اتابک با گلولۀ ارمنی های پارس پرست(!)ناجوانمردانه زخمی کنند و بکشند و چند صباحی بعد قلدر بی سوادی را به نام رضا پالانچی «شاه»ایران کنند و مجاهدت های قائم مقام و امیرکبیر و ستارخان وباقرخان و آخوندزاده وعبدالرحیم تبریزی معروف به طالبوف (نویسنده و متفکربزرگ تورک)و زین العابدین مراغه ای(نویسندۀ بزرگ تورک و پدید آورندۀ رمان شاهکار «سیاحت نامۀ ابراهیم بیگ») و جلیل محمد قلی زاده (روزنامه نگار بزرگ تورک آزربایجانی و مدیر روزنامه بزرگ ملانصرالدین به تورکی در تبریز و تفلیس و باکی) و میرزا علی اکبر صابر ومحمد سعید اردوباری و میرزا حسن رشدیه (بنیانگذار مدارس جدید و آموزش و پرورش نوین درایران و نویسندۀ اولین کتاب درسی آموزش زبان و الفبا «به تورکی و در کتاب وطن دیلی» در ایران:ر.ک. کتاب سوانح عمر،شمس الدین رشدیه فرزند میرزا حسن رشدیه، بنیان گذار مدارس جدید ایران )و…صدها روشنفکر و آزادیخواه تورک ایرانی را بر باد دهند.آری ای تورک آزربایجانی عزیز و بزرگ ای خواهر و برادر هم خون من، امروز از تورک بودن خودت شرم نکن و بدان که ۸۴ سال است که رضاخان منحوس و محمدرضای خودفروخته و ملاهای پارس فراماسون حیثیت ما را لکه دار کرده اند و ملت ما را «از لحاظ فرهنگی واجتماعی و سیاسی و اقتصادی و…»عقب نگه داشته اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بگذار اعترافات پارس ها را عیناً برایت بنویسم :«روزنامۀ ملا نصرالدین که به مدیریت جلیل محمدقلی زاده (۱۹۳۲ م./۱۳۱۱هـ. ش.)(تورک فرهنگ پرور آزربایجانی)به تناوب در تفلیس و تبریز و باکو (دقت کنید به فرهنگ بین المللی تورک)منتشر می شد و «بزرگانی چون میرزا علی اکبر صابر(۱۹۱۱ م./۱۲۹۰هـ. ش.)، محمد سعید اردوباری(۱۹۵۰م./۱۳۲۹هـ.ش)در آن قلم می زدند، خوانندگان فراوانی در ایران ،به ویزه آزربایجان داشت و برخی از روزنامه نگاران ایرانی، مانند«علی اکبر دهخدا»(۱۳۳۴ هـ.ش.)در مقالاتی به نام «چرند و پرند»در روزنامۀ«صور اسرافیل»منتشر می کرد و سیداشرف الدین (قزوینی)در «نسیم شمال»از آن «تقلید» می کردند و«حتی گه گاه عین مضمون آن را به فارسی برمی گرداندند»(دانشنامۀ ادب پارسی،ج۵،صv)(قبلاً در همین مقاله آوردیم که افکار تورک بزرگ دیگر ایران (آخوند زاده)نیز در روزنامۀ صوراسرافیل درج میشد و ملت های ایران را بیدار کرد).&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برادر و خواهر تورک اردبیلی من که با لهجۀ تورکی ات پارسی حرف زدن را «افتخار» خودت می دانی،و در بانک می روی و با برادران و خواهران من «فارسی» حرف می زنی بدان که معنای این نوشته ها و اعترافات این است که روشنفکران ما تورکان بودند که سبب ایجاد تحول فکری عمیق و بروز انقلاب مشروطه شدند ومن با کمال افتخار این موضوع را با ذکر سند به خواهران وبرادران تورک خودم از هر جا که باشند آزربایجانی باشند یا قشقایی،خراسانی باشند یا ساوه ای یا اراکی یا از تورکان غیور قزوین ،همدان و…می گویم و آن ها به تورک زبان و تورک بودن خودشان می بالند.چه طور شده که تو هم خون اردبیلی من و در زادگاه من ،این گونه پارسی حرف زدن را پیشه می کنی و آبرو و حیثیت ما را می بری؟!آری خواهر خوب من به خدا بی فرهنگی های بعضی از مردان ما تحمیلی و به خاطر مذهبی بودن زیاد و مسخ شدگی مذهبی آن هم از نوع «شیعی صفوی فراماسونری اش» است و ربطی به تورک بودن آن ها ندارد. (همان نقطۀ ضعفی که امثال خاتمی و آخوندها خودشان ملت ما را به آن گرفتار کرده اندو حالا دقیقاً اردبیلی و تورک را از همان نقطۀ ضعف می کوبند و «احمق» می شمارند در حالی که در اردبیل کسانی هستند که به اندازۀ ۱۰ تا آخوند کثیف فراماسون مثل خاتمی و رفسنجانی می فهمند وعمیق می فهندو نبوغ و لیاقت و شم سیاسی و کارآیی دارند.آخوند کثیفی مثل خاتمی فکر می کند که اردبیل «اوغول سوز دور؟!»).پس ای خواهر هم خون من ای برادر خوب من تو لازم نیست که برای فرار از بعضی بی فرهنگی های تحمیلی موجود در میان ملت متمدن ما به زبان پارسی پناه ببری و اصل خودت را فراموش کنی.یک سال حکومت در دست پیشه وری زنان و دختران در حجاب آزاد بودند و در کابینۀ پیشه وری زنان وزیر می شدند.برو و تاریخ ما را خوب بخوان. حالا که آخوندها چنان شما را فریفته اند که فکر می کنید تورک یعنی نفهم بی فرهنگ،باید این را هم بدانی خود دهخدا و نسیم شمال هر دو قزوینی و تورک آزربایجانی بودند(تورک بودند که نوشته های تورکی روزنامۀ ملا نصرالدین را می فهمیدند و آن را عیناً و بون ذکر منبع به ملت فارس هدیه می دادند.جالب این که به تازگی نوشته های تورکی دهخدا هم پیدا شده)!اما بزرگترین اشتباه روشنفکران ما که آنان را از چشم ما می اندازد«اعتماد ساده لوحانه و خوش بینانه و بعضاً جوانمردانۀ آن ها به جریان انگلیسی- روسی «یک ملت یک زبان و نژادپرستی پارس محور»بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;قهرمان دزدی ویژگی عمده نژادپرستی پارس&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«قهرمان دزدی» برجسته ترین ویژگی سیستم نژادپرستی پارس در این ۸۴ سال است که تقریباًهمۀ روشنفکران و اهل قلم ملّت تورک ایران( حتی مرا اگر دیر بجنبم!)مال خودشان کرده و می کنند. و به توسط نام بردن از خود ما جهان را مجاب می کنند که ایران نویسنده و روشنفکر«پارس» داشته و دارد!آری! ای تورک هم خون و هم زبان من بدان که اگرمثال « آخوندزاده» خبر داشتند که پارس های فراماسون که از همان آغاز دخالت های دول بیگانه در ایران پشتشان را به انگلیس و روس تکیه داده بودند با به قدرت رساندن رضاخان خبیث و امثال محمود افشار و پسرش ایرج وعباس اقبال آشتیانی ملک الشعرا بهار و…هزاران قلم به دست مزدور چه بلایی می خواهند سر ملت قهرمان و فرهنگ ساز و تاریخ ساز تورک آزربایجان بیاورند هرگز نمی گفت«نژادم از پارسیان است …ما فرزند پارسیانیم و…»تحلیل من این است:چون در زمان آخوندزادۀ بزرگ، هنوز نژادپرستی پارس چهرۀ کثیف وکریه و اهریمنی خود را به ملّت قهرمان تورک ایران نشان نداده بود واز طرف دیگر باید این نکتۀ باریک تر از مو را بدانیم که در ۱۵۰-۲۰۰ سال پیش، «ملی پرستی» به شیوۀ پارسی اش «مد روز» بود و به گونه ای «هویّت دگرگونه و مدرن و نوگرایانه» در مقابل استبداد حکومت بی لیاقت قاجاری( تورک) و قحط وقلا و بی سوادی آن دوران، به روشنفکران تورک آزربایجانی می داد در حالی که امروزه بعد از افشای سیاست انگلیسی-فراماسونری «ایران پارس نژاد و پارس زبان»(درمقابل جهان تورک و جهان عرب و علی رغم کثیرالملّه بودن ایران)این گونه اندیشیدن به جز یاوه و خزعبلات و دگم اندیشی نژادپرستانه و کثیف نیست و ملت های ایران ،حتی خود «ملت مظلوم فارس» نیز بیدار شده اند. آری در آن دوران روباه ها(انگلیسی ها) شغال ها(ارمنی های فراماسون ثمّ الدّاشناک!!) و کفتارها(روس ها) و سگ ها(پارس های فراماسونر و مانقرت های نژادپرست و قلم به مزد و وابسته به انگلیس و روس وآمریکا و غرب، نه همه ملت فارس) با هم نقشه می کشیدند که چگونه گرگ های آزاده وجوانمرد(تورک های آزربایجان) را تکه پاره کنند!!و روشنفکران ما از قبیل آخوندزاده و طالبوف و…روحشان هم از این توطئۀ انگلیسی- روسی خبر نداشت و گرنه جنبش آزادیخواهی ملت تورک ایران به بهترین راهها می رفت و د رایران دموکراسی از نوع فدرال لائیک سکولار بر پا می کرد که همۀ ملت های ایران زن و مرد در آن از تمام حقوق انسانی و اساسی و زبانی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و…برخوردار می شد و امروز ما اولین دولت قدرتمند و آزاد و پیشرفتۀ آسیا بودیم نه ژاپن.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;دکتر محمد مصدق قهرمان پوشالی پارسها&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آری خواهر و برادر تورک آزربایجانی من، از تورک بودن خودت هراس مکن و بدان که از ۳ تن نخبۀ تاریخ ساز و بزرگی که آقای «علی رضا قلی» در کتاب «جامعه شناسی نخبه کشی»درباره شان قلم فرسایی کرده است دو تن تورک هستند«ابوالقاسم قائم مقام فراهانی و میرزا تقی خان امیر کبیر»و آن دیگری دکتر مصدق تورک نیست. جالب است که بدانی قائم مقام و امیرکبیر مانند اغلب نخبه های تاریخ ساز تورک هر دو «با لیاقت و نبوغ و کارآیی خودشان و نه با تکیه بر و عضویت در سازمان انگلیسی،صلیبی و ضد اسلام فراماسونری» به مقام صدر اعظمی و نخبگی رسیده اند. اما «مصدق السلطنه» که والی ایالت فارس بود و در سرکوب دلیران تنگستان و دشتستان به «پلیس جنوب»(ارتش اشغالی انگلیس) امان نداد و گفت«اگر این اشرار و راهزن ها(تنگستانی ها) را پلیس جنوب تنبیه کند، جزء شهدای وطن پرست می شوند و من راضی نیستم»!!و خودش کلک تنگستانی های یاغی و راهزن را تا آخرین نفر کند تا بعدها رضاخان کثیف و بی هویت بی دردسر به سراغ میرزا کوچک خان برود، آری همین مصدق السلطنه نخبۀ پارس ها که ناگهان پوست انداخت و پایان نامل دکتری را ناگهان نوشت و یک شبه شد: رهبر «جبهۀ ملّی» شد(!) و به یکباره تبدیل به وجیه ترین و وطن پرست ترین سیاستمدار پارس، قهرمان ملّی شد و نهضت کذایی و سراپا انگیلیسی «ملّی شدن نفت» را به پیروزی رساند(؟)«عضو قسم خوردۀ شبکۀ فراماسونری» بود و «قسم نامه وفاداری به انگلیس» داشت!!(ر. ک. کتاب فراماسونری در ایران ،اسمائیل رائین، ص۶۴۰ و نیز کتاب تاریخ سیاسی معاصر ایران ،سید جلال الدین مدنی ،قم:دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعۀ مدرسین حوزۀ علمیۀ قم ج۱،صص۹۴ و ۳۴)بازی انگلیس را می بینید ؟!کشندۀ تنگستانی های وطن پرست و بیگانه ستیز وانگلیسی کش چند سال بعد ناگهان می شود «دکتر(!) مصدق»(لابد دکتری ایشان هم از قماش دکتری خاتمی است) و به عنوان نخبه از او یاد می شود نخست وزیر میشود و مردم بدبخت تهران را در کودتای آمریکایی۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (به خاطر اربابان انگلیسی اش) به کشتن می دهد و پارس ها او را به عنوان قهرمانشان می ستایند!!بی دلیل نیست که برای ما تورکان وطن دوست ایرانی، انگلیس و روس را پلیدترین و کثیف ترین دولت های جهان می دانیم.آری هنوز که هنوز است مملکت عزیز ما در دستان کثیف این دو استعمارگر اسیر است و مملکت ما را به دو قسمت تقسیم کرده و بی سر و صدا می خورند!و ارمنی ها و کردها هم به تازگی یکی از جانب روسیه و یکی از جانب آمریکا(در اصل انگلیس که امریکا پسر شرور انگلیس است) شغال هایی برادر سگ های زرد شده اند و کلاشینکف های روسی را برداشته و به کوه وکمر زده اند وبرای ملّت تورک آزربایجان و ایران خواب های خونین و صد البته «مسخره» می بینند و می خواهند ملت قهرمان آزربایجان جنوبی را نیز مانند ارمنی ها که ملت تورک آزربایجان شمالی را با کشتار و ترور و ارعاب در به در کردند،در به در کنند و سرزمینشان را با تکیه بر دولت های بیگانه اشغال کنند!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هرچند به دلایل مشخص امنیتی و دفاعی هر تورک روشنگر و باسواد ایرانی «باید»علاوه بر «قلم»ش یک «قارقارک آدم کش»نیز در مقابل حملۀ ناگهانی و نامردانۀ این شغال ها برای خودش تهیه کند و پنهان نماید تا روزی که «حتماً»به کار خواهد آمد. آری جنگ فراماسونری و صلیبی بین ملّت های تورک،عرب ،و پارس کم نبود می خواهند کردها را هم وارد این بازی کثیف ضد شرقی و ضد اسلامی بکنند.ما(نخبگان تورک ) بارها می گوییم.بارها هشدار می دهیم .البته برای گوش های شنوا!که امید داریم تورکان قهرمان و هوشیار و هوشمند آزربایجان این هشدار را جدی و جدی و جدی بگیرند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;قهرمانان ما تورکها و قهرمانان پارس&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برادر و خواهر تورک آزربایجانی من، کدام یک از این قهرمانان ما تورکان، فراماسون بودند:قائم مقام،امیرکبیر، ستارخان،باقرخان،شیخ محمد خیابانی، سیدجعفر پیشه وری،سید محمد کاظم شریعتمداری،محمودعلی چهرگانی، محمدتقی زهتابی (پرفسورتورک شهید توسط خاتمی) و…؟کدام یک؟اما تقریباً «همۀ» رجل سیاسی پارس و ارمنی از ۲۰۰سال پیش عضو فراماسونری بوده اند.فراماسونری در میان پارس ها چیزی بوده مثل «بسیج» در روزگار ما با همان محبوبیت و با همان ادا و اطوار آداب و رسوم! سعید نفیسی نویسندۀ فراماسون پارس چه خوب اعتراف می کند به این موضوع«انگلیسی ها در ایران از روز نخست با مردمی که اصل ونسب درستی نداشته اند و از مال جهان جز دلی هواپرست و طبیعتی جاه طلب به آن ها نرسیده گروه گروه این افراد را پروبال دادند .آن ها که با وسایل طبیعی و به نیروی ذاتی(نبوغ و لیاقت)هرگز نمی توانستند به جایی برسند بهترین وسیله را وارد شدن در فراماسونری (و فروختن تن و روح خود به انگلیسی ها حتی اگر به آن ها به قصد عقده ای کردنشان و سنجش درجۀ رازداری شان تجاوز وقیح جنسی از دبر می شد) و خدمت در آن می دیدند که به آرزوی مادی و معنوی خود برسند.ماسون ها در همه جهان در پی «مردم متوسط و کوته نظر»بودند …»(ر.ک. کتاب نیمه راه بهشت ،سعید نفیسی، صص۴۰و۴۲ و۴۸ و نیز ر.ک. تاریخ سیاسی معاصر ایران، صص۳۶ و ۳۷)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;قهرمانان پوشالی باعمامه و بی عمامۀ پارسها و ارمنیها&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حال بیاییم «بعضی»از هزاران خودفروختۀ تاریخ ساز ارمنی و پارس را بر شماریم ببینیم تمام می شوند:میرزا محمد صالح شیرازی(اولین روزنامه نگار پارس ایران در زمان محمد شاه قاجار و منتشر کننده «کاغذ اخبار»و نیز نویسندۀ سفرنامه میرزا صالح شیرازی که در آن اوج ارادت خود را به اربابان فراماسونش نشان می دهد)،میرزا ملکم خان ارمنی جاسوس کثیف و سگ قلاده به گردن انگلیس و بر پا کنندۀ اولین لژ فراماسونری ایران(فراموشخانه)،میرزا عباسقلی خان،ذکاءالملک فروغی،محمد حسین خان و هر دو پسرش محمد علی و ابوالحسن. این خانوادۀ کثیف یهودی الاصل فراماسون که محمد علی از آن ها به همراه اردشیر جی فراماسون هندی پارس کثیف دیگر پدر شاپور جی (شاپور ریپورتر)معلم رضاخان پالانچی تورک ستیز منفور هم بوده و افکار نژادپرستانه را در مغز پوک این شاه کثیف وارد کرده، شدید ترین ضربه ها را به حیثیت تورکان ایران وارد کرده اند و دروغترین دروغ ها را در کتاب های تاریخ وتاریخ ادبیات و کتاب های ادبی در مورد تورکان گنجانده اند. معلوم است که الگو و استاد اعظمشان «ادوارد براون» ،تورک ستیز پلید فراماسونر انگلیس با کتاب هایش« تاریخ ادبی ایران»و «یک سال در میان ایرانیان» است)، نصرالله تقوی، میرزا محسن خان مشیرالدوله ،مصدق السلطنه(دکتر مصدق قهرمان قلابی ملی گرایان پارس)،کمال الملک غفاری (نقاش بی آزار!)،مجتبی مینوی ،رضاقلی خان هدایت تورک ستیز کلاسیک ،جد صادق هدایت وبزرگ خاندان هدایت (مخبرالسلطنۀ هدایت نسناس، شهید کنندۀ شیخ محمد خیابانی از همین خاندان تورک ستیز معروف پارس است)!،دکتر محمود هومن،ابراهیم حکیمی، و از نویسندگان و ادیبان و تاریخ نویسان:ذبیح الله صفا (تورک ستیزترین نویسندۀ ایران)سید احمد کسروی (بزرگترین خائن به آزربایجان با ارائۀ تئوری و ایدۀ مشعشع نژادپرستانه وسرتا پا دروغ و البته انگلیسی و با منشأ انجمن سلطنتی فراماسونری آسیایی لندن« زبان آذری»(در بارۀ عضویت کسروی پلید در انجمن فراماسونری یاد شده ر.ک.دائرة المعارف یا فرهنگ دانش و هنر،پرویز اسدی زاده و دیگران
